آتشفشان خاموش یا روشی برای مطالعه

سلام

کتابم را بستم و سرم را بین دست‌هایم گرفتم. چقدر در این حالت بودم نمی‌دانم. سنگینی دست کسی را روی شانه‌ام حس کردم. سرم را بالا آوردم و چشم در چشم مشاورمان شدم.

جواب سلامم را داد و اضافه کرد ، «اتّفاق مهمّی افتاده است؟» گفتم: «نمی دانم مهم هست یا نه ولی اکنون که به حرف‌های جلسه ی قبلی شما در مورد انواع هوش فکر می‌کنم ، می بینم حق با شماست.

دلیلی ندارد اگر وضع من در ریاضی و فیزیک و حتّی زیست شناسی خوب است در ادبیّات هم همین وضعیّت را داشته‌باشم. به تعبیر شما من از هوش محاسباتی خوبی برخوردارم ولی هوش ادبیّاتی خوبی ندارم.»

خنده‌ی بلندی کرد و گفت :«خوب پس مخالفت‌های سرسختانه‌ات در کلاس که می‌گفتی هوش ، هوش است و ریاضی و کلامی ندارد چه شد؟» جوابی نداشتم که بدهم. هم‌زمان شانه و سرم را تکان دادم که یعنی ؛ در کلاس حرفی زدم و تمام شد. گفت : «حالا چه شده که به این نتیجه رسیدی؟»

images

مثل انبار باروت منفجر شدم. با صدای بلند گفتم: «دو هفته است تاریخ ادبیّات را می‌خوانم. سه شب در هفته و هر نوبت 20 دقیقه تاریخ ادبیّات می‌خوانم. امّا انگار نه انگار. هیچی نمی‌فهمم. اصلاً در مغزم نمی‌ماند.»

خواست چیزی بگوید ، اجازه ندادم و ادامه دادم: «الان می‌خواهید بگویید فراموشی احساسی است و تا آزمون ندهی واقعیّت ماجرا را نمی‌فهمی و از این حرف‌ها. نخیر ، اصلاً هم احساسی نیست، کاملاً واقعی است. دیشب تست زدم و دریغ از حتی یک پاسخ درست.» مثل آتشفشانی که تمام موادّ مذابش را بیرون ریخته باشد و خاموش شده باشد ، از جوش افتادم. خیره خیره نگاهش می‌کردم.

همانطور که دهان و چشم‌هایش با هم خندان بودند کفت: «عزیزم تاریخ ادبیّات از جمله بخش‌هایی است که یک بار خواندن آن فقط برای یادآوری و آشنایی است. تسلّط بر آن مستلزم تکرار و تکرار و تکرار است. رمز موفقیت در دروس عمومی تکرار فراوان و منظم است.برای این کار باید آن چه را می‌خوانی روی برگه‌های کوچکی بنویسی و همراه خود داشته باشی. در خلال وقت‌های خالی و اوقات پراکنده‌ای که داری این برگه‌ها را که به فیش معروف هستند ، دوره می‌کنی.

تکرار این کار سبب تسلّط تو بر تاریخ ادبیّات خواهد شد. این درست همان کاری است که با لغات ادبیّات ، زبان ، قواعد عربی ، نکات زیست شناسی و فرمول‌های شیمی انجام می‌دهی.» اشکالم را فهمیدم.  بازهم روش درست را به کار نبستم. از او تشکّر کردم. چند قدمی که رفت برگشت و گفت: «ممکن است یکی از جنبه‌های هوش در تو خیلی بالا باشد ، امّا فراموش نکن که سایر ابعاد آن صفر نیست. اشتباهات‌مان اغلب به خاطر درست استفاده نکردن از روش‌هاست.» این حرفش را با تمام وجود باور داشتم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.