آقا مبارک است ردای امامتت…ای غایب از نظر به فدای امامتت…

عالم امکان سراسر نور شد
شیعه بعد از سال‌ها مسرور شد

پور زهرا تاج بر سر می‌نهد
بر همه آفاق فرمان می‌دهد

حکم تنفیذش رسیده از سَما
نامه‌ای با مُهر و امضای خدا

می‌نشیند بر سریر عدل و داد
آخرین فرمانروای ابر و باد

پادشاه کشور آئینه‌ها
تک سوار قصه‌ی آدینه‌ها

امپراتور زمین و آسمان
حُکمران سرزمین بیدلان

پهلوانِ نامی افسانه‌ها
تحت امرش لشکر پروانه‌ها

لشکری دارد بزرگ و بی بدیل
افسرانش نوح و موسی و خلیل

عرشیان و قدسیان، فرمانبرش
مردمان مهربان کشورش

ساحران مصر مبهوت اند و مات
از نگاه نافذ و افسونگرش

۱۵۷۳۰۸۰۳۷۵۸۵۶۸۴۸

ساقیان و می‌فروشان جملگی
مست لایعقل شدند از ساغرش

عالِمان حوزه‌های علم عشق
درس‌ها آموختند از محضرش

نام‌های شاعران شیعه را
ثبت کرده ابتدای دفترش

خیمه‌ای سبز و محقّر، قصر او
پایتختش شهر سبز آرزو

خادمان بارگاهش اولیاء
کاتبان نامه‌هایش اوصیاء

یوسف مصری سفیر دولتش
پیر کنعان هم وزیر دولتش

در حریمش قدسیان هو می‌کشند
فُطرس و جبریل جارو می‌کشند

خیمه اش دارُالشّفای خاکیان
قبله گاه اصلی افلاکیان

عطر سیب و یاس دارد خیمه اش
گرمی و احساس دارد خیمه اش

بیرق عباس پیش تخت او
تکیه گاه لحظه‌های سخت او

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.