از نگاه رتبه‌های برتر آزمون‌های سراسری: زبان و ادبیات فارسی را چطور بخوانیم؟(بخش چهارم)

زبان و ادبیات فارسی، به عنوان درسی که در میان دروس عمومی آزمون سراسری، با دارا بودن ضریب ۴ بیشترین ضریب را دارد، از اهمیت بسزایی در تعیین رتبه و تراز داوطلبان کنکور سراسری برخوردار است.

تنوع سؤال‌های این درس و گستردگی مطالب آن به خصوص در سالهای اخیر، باعث شده است که اکثر داوطلبان نتوانند در این درس، درصد خوبی را به دست بیاورند. با توجه به اینکه درس زبان و ادبیات فارسی برای هر پنج گروه آزمایشی آزمون سراسری اهمیت بسیار ویژه ای دارد، تلاش کرده‌ایم تا در این سلسله از مقالات که از زبان داوطلبان گروه های مختلف که در این درس درصد خوبی کسب کرده‌اند، نحوۀ مطالعۀ زبان و ادبیات فارسی و آمادگی برای آزمون آن را بیان کنیم؛
 
البته شاید شما از شیوۀ دیگری بهره ببرید و موفق نیز بشوید؛ یا  شما اصلاً  با درس مورد نظر مشکلی نداشته باشید که در این صورت، مشخص است که نباید نحوۀ مطالعۀ خود را تغییر دهید؛ یا شاید شیوۀ مطالعۀ دارنده یک رتبۀ برتر، با توجه به مهارت و سطح آمادگی شما، نتواند پاسخگوی نیاز شما باشد.
 
209129_264

پوریا یاراحمدی، رتبه ۳ گروه آزمایشی علوم تجربی آزمون سراسری ۹۲، زبان و ادبیات فارسی ۴/۷۳ درصد:
برای مبحث قرابت معنایی که در واقع با دارا بودن میانگین ۹ تست در کنکور مهمترین مبحث درس زبان و ادبیات فارسی به شمار می رود، زیاد و به طور منظم و مستمر تست می‌زدم. لغات انتهای کتاب‌های فارسی و تاریخ زبان و ادبیات فارسی را هم بارها مطالعه کردم؛
برای مثال، تاریخ زبان و ادبیات فارسی را حداقل ۲۰ بار مرور کردم. اوایل  در زمینه آرایه‌ها  ضعف داشتم، اما بعد تست‌های آرایه‌های آزمون‌های سراسری را که حدود ۳۰۰ تست می‌شد، با دقت حل کردم و انجام این کار به پیشرفتم کمک کرد. در کل، وقت زیادی برای زبان و ادبیات فارسی گذاشتم و خیلی تست زدم.
 
پویان مینایی، رتبۀ ۴ گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی آزمون سراسری ۹۲،زبان و ادبیات فارسی ۴/۸۹ درصد:
با زبان و ادبیات فارسی کمی مشکل داشتم، اما فکر می‌کنم که همه با زبان و ادبیات فارسی مشکل دارند؛ چون برای هر مبحث آن، که برای مثال سه تا سؤال از آن طرح می‌شود، باید به اندازه یک درس وقت گذاشت؛ برای همین، من روزانه یک تا یک و نیم ساعت زبان و ادبیات فارسی می‌خواندم.
 
زبان و ادبیات فارسی را هم به صورت مبحثی مطالعه می‌کردم و هم به طور درس به درس؛ یعنی، علاوه بر اینکه هر درس کتاب زبان و ادبیات فارسی‌ام را یک به یک مطالعه می‌کردم، برای مباحث مختلف نیز جداگانه وقت می‌گذاشتم؛ برای مثال، اول سال تحصیلی طی ۴ یا ۵ روز  تمام واژگان انتهای کتاب‌های زبان و ادبیات فارسی را حفظ کردم؛ حتی وقتی کتاب زبان و ادبیات فارسی سال چهارم دستم رسید، اولین کاری که کردم این بود که واژگان آن را جداگانه حفظ کردم و هر ماه نیزیک بار واژگانی را که حفظ کرده بودم، مرور می‌کردم؛ برای همین، نزدیک آزمون سراسری، کاملاً به معنای واژگان مسلط بودم. برای قرابت معنایی هم، علاوه بر کتاب‌های کمک آموزشی موجود، سعی کردم تا شعر خوانی‌ام را تقویت کنم و برای رسیدن به این توانایی، بسیاری از غزلیات حافظ و سعدی را خواندم.
 
زبان و ادبیات فارسی را خیلی کار کردم؛ برای مثال، تمامی واژگان، ترکیب‌های وصفی و اضافی و وابسته‌های پسین و پیشین  چهار درس از درس‌های متن کتاب زبان و ادبیات فارسی سال چهارم را، که به نظرم مهم بود، پیدا کردم. این تمرین‌های متعدد سبب شد که در تست زبان و ادبیات فارسی مهارت پیدا کنم و حتی در زمانی کمتر از زمان استاندارد پاسخگویی به تست زبان و ادبیات فارسی، به سؤال­های این مبحث پاسخ بدهم. برای املا نیز، علاوه بر حل تست‌های متعدد، شش یا هفت بار املاهای زبان فارسی را مطالعه کردم.
 

منبع:هفته نامه پیک سنجش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.