ای آخرین ترانه و ای آخرین بهار….باز آکه بی حضور تو تلخ است روزگار….

ای یوسف فاطمه!
ای یار سفر کرده!

کاش لحظه ای در ضیافت نگاهت بـه زیارت خدا مشرف می شدیم ودر صحن چشم سیاهت بـه پابوس خورشید عشق می آمدیم.

کاش، آنی در آسمان سیمای زیبایت بـه تماشای بدر دیده و هلال ابرویت می نشستیم و رنج روزگار هجران بـه اشک اشتیاق، می زدودیم.

هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون میگریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می‌شوند.
ما درکنار دروازه ی دل هایمان، شاخه گل های‌ ارادت بـه دست گرفته و هر آدینه منتظریم کـه چونان رسول اعظم«ص» کـه از مکه بـه مدینه النبی هجرت کرد، از مکه طلوع کنی و بـه مدینه المهدی دل ها پا گذاری.

image36384

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.