با تمام وجود به سمت موفقیت حرکت کن……

بتاز قهرمان خستگی ناپذیر من ….سرکشی کن از هرکلیشه ای که تلاشت را محدود میکند…از خودت بیخود شو…حیرانی کن در راه رسیدن به هدف و رویایت …رویایت بی اجازه وارد قلبت شده اما یقینا ازقبل اندازه تو را سنجیده…

 

رها کن این پوچ فکرهای محدود را که نوروز را به آمدن بهار وصله میزنند و عیدرا بهانه ای برای شاد زیستن…من وتو که میدانیم یک روز تاپای جان جنگیدن درراه عشق،همان هدفی که دمی ازو غافل نمیشوی.
* عید ماست*!!
دستان مشتاق این
آغازین روزهای سال را میبینی که چگونه به سمت تو دراز شده اند؟

دغدغه هایت را طلب می کنند که ببرند …به راستی این روزها آبدیده ترین روزهای هرسالند که سنگین ترین غم ها و کینه هارا تحویل میگیرند تا بیایند روزهای پرازامید فروردین…
بتاز قهرمان من
می دانم خسته ای!! جنس خستگی هایت را خوب درک میکنم…پاهای تاول زده ات به خوبی خبراز سختی راه داده اند و صورت گلگون شده ات نشان از هرم وعذاب بعضی روزهای آن ….اما ;
" توقهرمان منی"
برای یک قهرمان فائق آمدن برسختی هاست که افتخار قهرمانیست نه مدال!!
عبور کن یکنواختی هایت را که اینچنین پاهایت را در دامن کشیده اند که نه پس میروی و نه پیش!!
بازکن این زنجیر " قیاس " را…. بگذار و بگذر هرمقایسه ای را… قیاس خلاف طبیعت بکر انسانی من وتوست…

images

و…بیاموز …از طبیعت بیاموز این " سخت گرفتن به خویشتن " را که بی شک راز شکوفایی اوست…همان معلم سخت گیر دوست داشتنی که نهیب میزند برگها،همان  فرزندان یکساله اش را…که برای تازه شدن باید تب کنند و ضعیف شوند وبیمار و بجان بخرند این سقوط را تا لذت دوباره سبز زیستن را تجربه کنند…
قهرمان من! با گذر این روزهای پایانی همسفرشو… سفرکن از خودت به بکر دنیای تصویرشده ی خیالت که یک امروز خلق کردن درراه هدف را آرزو دارد…خلق کن…یک روز آرزویت را زندگی کن…
آمدن نوروز بهانه ای برای ازنو شروع کردن است اما …نوروز تو "" امروز"" توست که از نقطه ای بنام «تصمیم » شروع میشود ….پس دوباره طراحی کن…دوباره رنگ بپاش بوم زندگیت را…
پنجره ای بنام نوروز به روی رویاهایت گشوده شده …نوروزی بنام امروز را دریاب و بدان میان امروز وفردا معطل ماندن شایسته یک قهرمان نیست….
قهرمان خستگی ناپذیر من چه زیباست که حداقل  یکسال از زیستنمان در این پوچ دنیای زیبا همراه شود با یک« من دیگر»
پس خودت را از نو بیافرین همانگونه که شایسته قهرمان خستگی ناپذیر من است….و

* چو خود را بدست آوردی خوش میرو*

قهرمان من برای تو یک دم غصه خوردن حرامست وحرامست وحرامست پس بپذیر هر اشتباه و واقعیتی را ودستت را از روی گلوی خود بردار و حال زمزمه کن:

"" ظلمت نفسی""

حال وقت آنست حضور نیروی ماورایی احساست را باور کنی ،همان قدرت بی نظیر پنهان شده در پرده ی پندارهایت شاید بنام …
" امید تمام باور من است
یادت باشه ساعت خراب فقط روزی 2 بار زمان رو درست نشان میده ولی اگر درست و حسابی کار کنه باید 86400 ثانیه رو درست و دقیق و منظم بهت نشان بده
انتخاب با خودت هست … قهرمان یا بازنده !!به خدا توکل کن و با تمام وجود به سمت موفقیت پیش برو.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.