بهترین انجام شدنی

تقریباً عادت کرده بود که هر روز بعد از پایان مدرسه یکسره راهی آموزشگاه شود و تا ساعت 7 شنونده‌ی درس‌های معلّمین آموزشگاه باشد.

ریاضی را می‌گفت ضعیفم. چون از فیزیک می‌ترسید در کلاس شرکت می‌کرد. چون بچه‌ها می‌گفتند دبیر زیست شناسی فوق العاده است ، در کلاسش حاضر می‌شد و شیمی را چون … و عربی را … و … .

امّا امروز یک جمله‌ی مشاور مدرسه سخت متحیّرش کرده بود.به فکر فرو رفته بود. «رفتن به همه‌ی این کلاس‌ها ضرورت دارد؟» هر روز که به خانه برمی‌گشت تقریباً رمقی باقی نمی‌ماند تا مطالعه‌ای داشته باشد و تمرینی حل کند. اکنون می‌اندیشید که اگر قرار باشد آن‌چه را می‌آموزم ، تمرین نکنم؛پس این همه صرف وقت چه ضرورتی دارد؟

حس می‌کرد اکنون دلیل عدم موفّقیّت‌هایش را پیدا کرده است. بیش از کلاس به تمرین نیاز دارد. از میانه‌ی راه بازگشت و در برنامه‌ی روزانه‌اش به‌جز کلاس ریاضی ، به جای سایر کلاس‌های آموزشگاه نوشت ، مطالعه و تمرین فیزیک ، مطالعه و تمرین زیست شناسی ، مطالعه و تمرین شیمی … .مطالعه،مطالعه و مطالعه…..تمرین،تمرین و تمرین

index

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.