به خدا قسم که این پیامبر است!

خورشید دل‌آرای حسین، ثانی احمد / باشد علی‌اکبر، گل فرخنده سرمد

هم‌نام علی باشد و بر فاطمه دلبر / این مظهر حق باشد و گل بانگ محمد . . .

 

حسین در مرگ پیامبر شاید از همه بی‌تاب‌تر بود. او اگرچه آن زمان کودک بود، امّا این جراحت قلبش تا بزرگی التیام نیافت. آن قدر بغض کرد، آن قدر لب برچید، آن قدر گریه کرد که آتش به جان فرشتگان آسمان زد و اگر کفر نبود می‌گفتم که خدا هم بی‌تاب شد از این همه بی‌تابی. آن‌قدر که محمدی کهتر، پیامبری دیگر، و شبیهی از پیامبر را بعدها در دامان حسین گذاشت تا جگر سوخته‌اش التیام بیابد.


وقتی علیّ اکبر به دنیا آمد، چند نفر با دیدنش بی‌اختیار «لیلا» را «آمنه» صدا زدند و «علی» را «محمد»! عجیب بود این شباهت. انگار به محض تولّد او، بوی پیامبر در فضای خانه استشمام شد.محمد بود! به واقع محمد بود! وقتی در کوچه و خیابان می‌گذشت، همه انگشت حیرت به دهان می‌گزیدند و ظهور دوباره پیامبر را به حیرت می‌نگریستند.

hou10348

در رکاب عشق

علی اكبر علیه السلام در ماجرای کربلا حضور فعال داشت و در تمام حالات در كنار پدر بزرگوارش بود و با دشمنان به سختی مبارزه می كرد. در نبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاكت رسانید و سرانجام مرّه بن منقذ عبدی بر فرق مباركش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا كرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.

امام حسین علیه السلام در شهادتش بسیار اندوهناك و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی كه سر خونینش را در بغل گرفت، فرمود:

«ولدی علی! عَلَی الدّنیا بعدك العفا ؛ فرز ندم علی، دیگر بعد از تو اُف بر این دنیا».

ارباب مقابل نوشته اند، که حضرت سیدالساجدین علیه السلام به هنگام دفن پیکرهای پاک شهدا کربلا جسد پاک برادر خویش حضرت علی اکبر علیه السلام را پایین پای پدر بزرگوارش دفن نمود.

 

پناهگاه درماندگان

در مکتوباتی از آیت الله کاشانی، اینگونه آمده است: حاج عبدالحمید بزاز کربلائی که از اقشار بزازان کربلا بود و مرد شریف و با تقوایی نیز محسوب می شد، برایم نقل نمود که : مدتی در کار و کسب شکست خوردم، به گونه ای که آبرویم به خطر افتاد و ابواب فرج به رویم بسته شد. ناچار مدتی مخفی شدم. روزی یکی از دوستان اهل علم که از اتقیاء نیز بود، به دیدن من آمد وقتی از چگونگی حالم آگاهی یافت، به من گفت: چرا از عظمت حضرت علی اکبر علیه السلام غافل هستی؟ برو و فوری به حضرت متوسل شو. من نیز به حضرت متوسل شدم و بازگشائی و حل تمام مشکلاتم را از حضرت خواستار شدم . بعد از سه روز که به حرم رفتم، تمام مشکلات و گرفتاریهایم به طور عجیبی مرتفع گردید و الحمدلله آبرویم محفوظ ماند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.