حواشي کنکور سراسری سال 95

 نکته: آنچه در زير مي­ خوانيد ، حواشي کنکور امسال است که نتيجه گفت و گو با داوطلبان و مراقبان آزمون سراسري و مشاهدات شخصي گزارشگر سازمان سنجش است.

چه جوري بازش کنم؟  
پنج دقيقه‌اي از آزمون گذشته بود و من غرق سؤال‌هاي ادبيات بودم که داوطلبي خانم مراقب را صدا زد و با اشاره به «پکيج» سؤال‌ها گفت:  «خانم ! ببخشيد من اين بسته رو چه جوري بايد باز کنم؟»
مراقب با تعجب نگاهش کرد و گفت : «خوب معلومه با دست؛ اصلاً تا حالا چه مي‌کردي؟»
داوطلب مورد نظر هم با آرامش خاطر گفت: «منتظر بودم که يک چيزي براي باز کردنش بهمون بديد» و بعد با دقت و سر صبر «پکيج» را باز کرد.
 
دستمال کاغذي نمي‌خواهم !
 اواسط آزمون سراسري بود که حس کردم يک نفر بالاي سرم ايستاده است. کمي سرم را بالا آوردم و ديدم که يک جعبه دستمال کاغذي به سمتم دراز شده است. تا دستمال کاغذي  را ديدم، به نشانۀ اينکه به آن نيازي ندارم، دستم را بالا آوردم و دوباره غرق سؤال‌ها شدم. دو دقيقه اي گذشت که حس کردم همچنان بالاي سرم ايستاده است. در ذهنم گفتم: چرا آن‌قدر پافشاري مي‌کنه؟ خوب دستمال نمي‌خوام، زور که نيست.
سرم را بلند کردم تا به تندي برخورد کنم که ديدم با استامپ ايستاده است و مي خواهد پايين برگه ام اثر انگشت بزنم، و براي اينکه تمرکزم به هم نخورد همچنان منتظر ايستاده تا خودم سرم را بلند کنم و دستمال کاغذي هم براي پاک کردن انگشتم است.
 
url_13
اينترنت: آري، کنکور: نه
– ديدي چي شد؟
– چي شد؟
– اينترنت گوشي‌ام ساعت 12 تموم ميشه.
– خوب که چي؟
– هيچي، مي‌گم من که ساعت ده و نيم ميام بيرون که نتم حروم نشه؛ تو هم خواستي بيا بيرون !
آنچه شنيديد، گفت و گوي بين دو تن از داوطلبان در حياط حوزۀ  برگزاري آزمون بود !
 
نذرهاي زيبا
«نذرت رو بايد ادا کني؟»
اولين سؤالي که مرد، با خنده از جوان خنده رو که تازه از حوزه برگزاري آزمون سراسري بيرون آمده بود، پرسيد، همين بود. جوان نيز سرخوشانه گفت: «فکر مي‌کنم که از هفته بعد بايد برم مدرسه»
مرد، نگاه پرسشگر مرا که ديد، گفت: «پسرم مدرسۀ نمونه دولتي مي‌رود. نذر کرده است که اگر آزمونش را خوب بدهد، تا يک سال،  هفته‌اي يک روز مدرسه شان برود و به دانش‌آموزان ضعيف کمک کند و کمک حال معلم‌هاي مدرسه باشد. بچه درس خواني است و در آزمون‌هاي آزمايشي هم رتبه خوبي کسب مي‌کرد؛ براي همين مطمينم که اگر مشکل خاصي سر جلسۀ آزمون برايش پيش نيامده باشد، موفق خواهد شد. »
جوان خنده رو گفت: « البته ما چهار نفريم که اين نذر رو کرديم و اميدواريم که همه آزمون سراسري رو خوب بديم تا هر روز يک کداممان مدرسه برويم و با بچه‌ها کار کنيم.»
بعضي از داوطلبان هم از بخشيدن کتاب‌هاي تست و کمک آموزشي خود به داوطلبان نيازمند سال بعد يا کتابخانه ها و فرهنگسراهاي مناطق محروم سخن مي­گفتند که اینها نیز نمونه هایی دیگر از نذرهای زیبا و خداپسندانه آنان به شما می آید..   
 
اين‌گونه هم پيدا مي‌شود  
همين که روي صندلي نشستم، يکي از بچه‌ها گفت: «ببينم راست ميگن که اگه يک سؤالو غلط بزنيم، از امتيازمون کم مي شه؟ يکي بهم گفته اگه سؤالو جواب ندي بي‌تاثيره؛ تو هم اينو شنيدي؟ اگه تعداد نزده‌هام زياد باشه چي؟ بازم تاثيري نداره؟» اول فکر کردم که سر به سرم مي‌گذارد؛ ولي بعد ديدم که خيلي جدي و مصرانه منتظر جواب است؛ اما راستش آن‌قدر برايم اين سؤال‌ها سر جلسه کنکور عجيب بود که دهانم بسته مانده بود و نمي‌توانستم جوابش را بدهم .او هم که ديد همچنان نگاهش مي‌کنم، گفت: «نمي‌دوني؟ پس من از بقيه مي‌پرسم؛ اگه کسي جواب داد، بهت مي­گم !»
 
باجۀ رفع نقص
در روزهاي مانده به کنکور، يکي از مکان‌هايي که در آن مي‌توان شاهد حرف‌هاي عجيب بود، باجه‌هاي رفع نقص است. متاسفانه بسياري از داوطلبان، از حداقل اطلاعات نيز بي‌بهره اند و تمامي مسؤوليت کسب اطلاعات دربارۀ آزمون سراسري را بر عهدۀ خانواده يا مدرسه مي‌اندازند؛ براي مثال،  برخي از داوطلبان حتي جنسيت يا  گروه آزمايشي خود را اشتباه وارد کرده­اند، و وقتي از آنها دليلش پرسيده مي‌شود، مي­گويند که مسؤول کافي نت يا والدينشان آن اطلاعات را اشتباه وارد کرده‌اند، و در پاسخ به اين سؤال که چرا اين اطلاعات را بررسي نکرده‌اند، مي‌گويند که قرار بود مشاور، يا خانواده بررسي کنند و آنها فقط قرار بوده است که درس بخوانند و از اين امور بي اطلاع هستند!
 
والدين و داوطلبان
 بيرون حوزه برگزاری آزمون سراسری، عده‌اي از والدين همراه کتاب دعا يا تسبيح در دست نشسته‌اند و براي داوطلبان داخل جلسه اميد و آرزوي موفقيت دارند. عده‌اي ديگر هم آرام و قرار ندارند و  مدام نگاهشان بين درِ ورودي محل برگزاري آزمون و ساعت مي‌گردد. اين بي‌قراري، هر چه به زمان پايان آزمون نزديک مي‌شويم، بيشتر مي‌شود. کم کم تعداد داوطلبان بيشتر مي‌شود و عده‌اي با شاخه‌هاي گل در دست منتظر خروج فرزندشان هستند. چند نفري هم با باز شدن درِ حوزه و خروج داوطلبان، مشغول فيلمبرداري مي­شوند. در کل، همه والدين با لبخند به سراغ فرزندشان مي‌روند و بيشتر آنها قبل از هر چيز از آنها مي‌پرسند: چطور امتحان دادي؟  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.