خروار خروار تست یا بهترین روش یادگیری

سلام

با دلخوری گفتم: «مثل این که سوزنت گیر کرده باشد، دائم می‌گویی تمرین ، تمرین ، تمرین. خوب من هم تمرین می‌کنم.

هفته‌ی پیش فصل 3 زیست شناسی را درس دادند. من هم خواندم و بعد از آن 300 تا تست زدم. نتیجه این شد که در آزمون پرسش‌های همین فصل را نتوانستم پاسخ دهم. تمرین از این بیشتر؟ چه کار دیگری باید برای آزمون می کردم که نکردم؟»

images

صبر کرد تا حرف‌هایم تمام شود. سپس گفت: «حق داری. شاید اگر من هم جای تو بودم همین اندازه دلخور و عصبانی می‌شدم. امّا واقعیّت این است که زدن این 300 تست نتیجه‌ای برایت نداشته است…»

نگذاشتم حرفش تمام شود. گفتم:«حتماً باید 1000 تست می‌زدم؟» پوزخندی تحویلم داد و گفت:«نه اصلا بحث تعداد مطرح نیست. اشکال در روشی است که به کار برده ای. می‌توانستی همان 300 تست را بزنی ولی از آن نتیجه‌ی بهتری بگیری.»

گفتم: «یعنی باید چه می‌کردم؟» گفت:«وقتی تعداد زیادی تست را یکجا می‌زنی ، هم وقت زیادی رو صرف می‌کنی ، هم انگیزه‌ات از بین می‌رود، هم تست‌ها را می سوزانی و هم ده‌ها حاشیه‌ی دیگر که تمامی حاصل همین یکجا پاسخ دادن تست است.

امّا اگر همین تعداد را در 6 روز یعنی روزی 50 تست می‌زدی ، نتیجه‌ی بهتری می‌گرفتی. زیرا علاوه بر این که هر روز وقت کمتری صرف کرده بودی و به سایر درس‌ها هم وقت می‌رسید ، 6 بار تست زدن باعث 6 بار مرور می‌شد و این مرور مکرّر ،بدون شک نتیجه‌ی بسیار بهتری به همراه داشت. علاوه بر این ، هیچ‌گاه انگیزه‌ات را برای مطالعه و تست زنی از دست نمی‌دادی.»

الان که به صحبت هایش خوب فکر می‌کنم ، می بینم حرفش کاملا درست و منطقی است. براستی درست انجام دادن یک عمل درست از اصل انجام عمل خیلی خیلی مهم‌تر است. 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.