خلاصه‌نویسی برای جمع‌بندی مباحث خیلی مفید است

آقا فرزین! ابتدا خودتان را معرفی کنید.

من فرزین واحدی رتبه ۷ تجربی و ۴ منطقه در کنکور ۹۱، تنها پسر خانواده، دانش‌آموز مدرسه سمپاد تبریز و دارای یک خواهر ۵ ساله به نام ثمین هستم. پدرم لیسانس برق دارد و مدرس است و هم در قسمت گروه‌های آموزشی اداره آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی کار می‌کند و مادرم دانشجوی فوق‌دیپلم معماری و خانه‌دار است.

به چه دلیل رشته تجربی را انتخاب کردید؟

چون به پزشکی علاقه خیلی زیادی داشتم.

آیا با اطلاعات کافی اقدام به انتخاب رشته کردید؟

در زمان انتخاب رشته دبیرستان نسبت به رشته‌ها اطلاعات زیادی داشتم. یادم است وقتی دانش‌آموز راهنمایی بودم، حتی به پیشنهاداتی که در برنامه‌های تلویزیونی به داوطلبان کنکور می‌شد، توجه می‌کردم و روش‌های مطالعاتی، رشته‌های دانشگاهی و بعضا گرایش‌های هر رشته را نیز بطور کامل می‌دانستم.

nafarbartartajrobi91

شما در سال دوم دبیرستان یکی از نفرات بر‌تر آزمون بزرگ بودید، درست است؟

بله. در این آزمون رتبه یک آوردم و برنده جایزه پژو ۲۰۶ شدم.

چطور از برگزاری آزمون بزرگ مطلع شدید؟

یکی از دوستانم که مادرش دبیر بود به من گفت «قرار است آزمونی بزرگ در تهران برگزار شود. فرزین! تو حتما شرکت کن چون اول می‌شوی.» اول پیش خودم گفتم «این همه راه بروم تهران؟ اصلا از کجا معلوم اول بشوم؟ (چون فقط به نفر اول هر گروه پژو ۲۰۶ می‌دادند و جایزه نفرات دوم تا دهم لپ‌تاپ بود)» بنابراین ابتدا به دلیل اینکه فکر نمی‌کردم برنده ۲۰۶ شوم، حاضر نبودم برای یک لپ‌تاپ به تهران بیایم و در آزمون شرکت کنم، اما وقتی با پدرم مشورت کردم، او گفت: «مشکلی نیست، می‌توانی در تهران به خانه عمو یا عمه‌ات بروی، امتحانت را بدهی و باز‌گردی.» اینطوری شد که در آزمون ثبت‌نام کردم.

خاطره‌ای هم از این آزمون دارید؟

تنهایی به تهران آمدم. متاسفانه آزمون بعدازظهر برگزار شد. به همین خاطر هیچ‌کس از فامیل نتوانست همراه من به حوزه بیاید، خودم هم جایی را نمی‌شناختم. وقتی به مصلا رسیدم، با جمعیت زیادی مواجه شدم، اما هیچ‌کس را نمی‌شناختم. دانش‌آموزان تهرانی را می‌دیدم که همه از یک مدرسه آمده و گرم صحبت با یکدیگر بودند تا اینکه خدا را شکر یکی از دوستانم که از تبریز آمده بود را دیدم. او برعکس من با خانواده و کلی تشریفات آمده بود. سر جلسه رفتیم، سالن بزرگی بود، به همین خاطر کمی استرس داشتم اما با اعتماد به نفس آزمون را شروع کردم.

از چه زمانی به طور جدی برای کنکور خواندید؟

از مهرماه پیش‌دانشگاهی به طور جدی برای کنکور آماده ‌شدم. اما تقریبا از سال دوم دبیرستان تا اردیبهشت‌ماه سال آخر، یعنی یک ماه مانده به کنکور روند ثابتی داشتم با اینکه ساعت مطالعه‌ام خیلی زیاد نبود.

ساعت مطالعه‌تان چه میزان بود؟

شاید به عقیده خیلی‌ها ساعت مطالعه من پایین بود، چون به صورت هفتگی ۳۵ تا ۴۰ ساعت مطالعه داشتم که در ماه آخر یعنی خردادماه به دلیل استرس کنکور به ۴۵ ساعت هم افزایش یافته بود.

یعنی روزانه ۵ تا ۶ ساعت مطالعه داشتید؟

اگر سال کنکور را به ۲ بخش قبل و بعد از عید تقسیم کنیم، قبل از عید به طور میانگین روزانه ۴ تا ۵ ساعت و بعد از عید ۵ تا ۶ ساعت مطالعه داشتم. البته باید بگویم میزان مطالعه‌ام دستخوش تغییراتی هم می‌شد، یعنی گاهی برای امتحانات ممکن بود ۱۲ یا ۱۳ ساعت در روز درس بخوانم، مثلا برای امتحان ادبیات شب هم بیدار ماندم، روزهای تعطیل مسلما ساعت مطالعه‌ام بیشتر بود و به ۷ تا ۸ ساعت می‌رسید و گاهی هم به دلیل خستگی روزی ۲ تا ۳ ساعت درس می‌خواندم یا بعضی روز‌ها اصلا درس نمی‌خواندم.

سال دوم و سوم فقط به یادگیری مفهومی و حل سوالات تشریحی بسنده کرده بودید یا تست هم می‌زدید؟

درس هر سال را در‌‌ همان سال یاد می‌گرفتم و از سال دوم دبیرستان هم تشریحی می‌خواندم و هم تستی. اینطور نبود که همه تست‌زنی‌ام را برای سال پیش‌دانشگاهی بگذارم.

برنامه تابستانتان به چه صورت بود؟

متاسفانه در فصل تابستان خیلی خوب درس نخواندم، چون از دهه اول تیرماه یعنی به فاصله ۲ هفته پس از پایان امتحانات نهایی، به مدرسه رفتم. بنابراین مجبور بودم دروس مدرسه را بخوانم. مصادف شدن ماه مبارک رمضان با این ایام و روزه‌داری باعث شد انرژی لازم برای درس خواندن را نداشته باشم. البته آن موقع بعد از کلاس در مدرسه می‌ماندیم و با بچه‌ها با زبان روزه والیبال بازی می‌کردیم که واقعا کار اشتباهی بود، چون با کلی خستگی به خانه بازمی‌گشتیم و تا بعد از افطار می‌خوابیدیم. همانطور که گفتم خیلی خوب نتوانستم از تابستان استفاده کنم، اما همین که توانستم ۷۰ تا ۸۰ درصد دروس نیمسال اول پیش‌دانشگاهی را بخوانم، خودش نوعی استفاده مناسب است. فکر می‌کنم در پایان شهریورماه ۲ یا ۳ هفته تعطیلی داشتم که آن را به مسافرت اختصاص دادم.

با این اوصاف، حتما دوره پیش‌دانشگاهی را نسبت به مدارس عادی زود‌تر تمام کردید؟

بله. تا اواسط آبان‌ماه نیمسال اول پیش‌دانشگاهی و یک هفته بعد از عید، نیمسال دوم آن را به اتمام رساندیم.

امتحانات پیش‌دانشگاهی در مدارس سراسر کشور باید در بازه زمانی مشخص و تعیین‌شده‌ای برگزار شود و شما زود‌تر از موعد دروس هر نیمسال را تمام کرده بودید، چطور خود را برای امتحانات هر نیمسال آماده می‌کردید؟

من مطالب درسی را به خوبی یاد گرفته بودم، پس فقط کافی بود هر درس را یک روز قبل از امتحانش بخوانم تا همه مطالب برایم یادآوری شود.

در تابستان دروس پایه را هم می‌خواندید؟

بله. چون به صورت هماهنگ با آزمون‌های آزمایشی پیش می‌رفتم و به دلیل اینکه دروس سال سوم را به تازگی برای امتحانات نهایی خوانده بودم در تابستان فقط بخشی از دروس سال دوم را مرور کردم.

از مهرماه به بعد هم به مطالعه دروس پایه می‌پرداختید؟

با توجه به اینکه سرفصل‌ آزمون‌ها طوری بود که از مهرماه تا پایان نیمسال اول می‌توانستیم همزمان با مطالعه دروس نیمسال اول پیش‌دانشگاهی به دلخواه دروس یکی از سال‌های دوم یا سوم را انتخاب کنیم، در این نیمسال دروس سال سوم را مطابق با برنامه آزمون‌ها ‌خواندم و برای نیمسال دوم، همزمان با پیش۲، دروس سال دوم دبیرستان را آزمون می‌دادم.

بنابراین مطالعه دروس پایه‌تان فقط براساس برنامه آزمون‌ها بود؟

البته امتحاناتی که دبیران در مدرسه می‌گرفتند نیز باعث می‌شد دروس پایه را بخوانم. مثلا ۲ فصل از سال سوم، ۲ فصل از سال دوم و یک فصل از کتاب پیش‌دانشگاهی را برای امتحان تعیین و از هر سال‌ ۵۰ یا ۱۰۰ سوال فوق‌العاده ریز مطرح می‌کردند و هر امتحان مجموعا شامل ۲۰۰ سوال تستی بود که جا دارد از دبیران درس زیست‌شناسی‌ و شیمی تشکر کنم، زیرا نقش بسزایی در موفقیت همه شاگردان مدرسه داشتند.

آیا از روش خلاصه‌نویسی هم استفاده می‌کردید؟

شاید یکی از اشتباهاتم نداشتن خلاصه‌نویسی بود. این کار برای کسی که نیاز به جمع‌بندی مباحث دارد، خیلی مفید است. به داوطلبان کنکور توصیه می‌کنم در این فرصت باقیمانده تا جایی که می‌توانند از برخی دروس به طور دقیق وکامل خلاصه‌نویسی کنند. دانش‌آموزان سال‌های دوم و سوم هم بهتر است باحوصله شروع به تهیه خلاصه‌نویسی کنند و این موضوع را به دقت مدنظر داشته باشند که خلاصه‌نویسی‌های هر کس فقط برای خود اوست نه کس دیگر.

برای دوران نوروز چه برنامه‌ای داشتید؟

برنامه‌ام بیشتر مربوط به مطالعه دروس نیمسال دوم پیش‌دانشگاهی بود چون دیگر زمانی برای مرور آن‌ها نداشتم. همچنین موفق شدم بخشی از دروس عمومی‌ پایه به ویژه ادبیات را هم بخوانم.

پس از ایام عید چه کار کردید؟

بعد از عید یک هفته به مدرسه رفتم و از آن پس در منزل به مطالعه دروس باقیمانده ‌پرداختم. در ضمن با توجه به اینکه مباحثی مانند آیات دین و زندگی را نمی‌توان با یک‌بار خواندن به خاطر سپرد و از این مباحث سوالات زیادی در کنکور می‌دهند، تا جایی که ‌توانستم آیه حفظ ‌کردم. در طول سال زمان زیادی را برای دروس اختصاصی صرف کرده بودم اما ادبیات را فقط برای امتحانات و در همین ایام نوروز خواندم حتی خیلی وقت‌ها این درس را برای آزمون‌ها نیز نمی‌خواندم.

به ادبیات علاقه ندارید؟

به ادبیات علاقه دارم اما به ادبیات کنکور نه. درصدهای ادبیاتم در آزمون‌ها معمولا بین ۳۰ تا ۵۰ درصد بود.

درس دیگری هم بود که کمتر به آن توجه کنید؟

زمین‌شناسی را هم تا اواسط اردیبهشت‌ماه کلا نخوانده بودم. بنابراین در آزمون‌ها آن را نزده‌‌ رها می‌کردم و بالطبع درصدم صفر می‌شد.

چه انگیزه‌ای باعث شد تازه از نیمه اردیبهشت‌ماه شروع به خواندن زمین‌شناسی کنید؟

وقتی در یکی از آزمون‌های اردیبهشت‌ماه شرکت کردم، رتبه‌ام ۴۰ یا ۵۰ شد با اینکه توانسته بودم رتبه زیر ۱۰۰ بگیرم و قبولی‌ام در رشته پزشکی تهران یا تبریز حتمی بود، اما این رتبه‌ای نبود که من می‌خواستم و از این موضوع ناراحت بودم. هدفم کسب رتبه زیر ۱۰ بود. با خودم گفتم «اگر بخواهی ادبیات و زمین را اینطوری بزنی، محال است بتوانی این رتبه را کسب کنی.» وقتی موضوع را با پدرم مطرح کردم، او گفت «تصمیم با خودت است اما از همین امروز می‌توانی زمین و ادبیات را شروع کنی. وقتی ریاضی و فیزیک را به راحتی می‌زنی، مطمئنا از پس زمین‌شناسی هم برمی‌آیی.» من هم شروع کردم و یک ماه و نیم آخر به طور جدی ادبیات و زمین‌شناسی را در کنار سایر دروس خواندم.

از چه زمانی دوره جمع‌بندیتان را شروع کردید؟

از هفته اول خرداد. در این مدت چون اکثر درس‌ها غیر از زمین‌شناسی و ادبیات را تمام کرده بودم، ۲ روز در میان کنکورهای سال‌های قبل – از سال ۸۶ به بعد- را می‌زدم. این دوره تا اواخر خردادماه طول کشید.

در پاسخگویی به سوالات کنکورهای سال‌های قبل با مشکل کمبود وقت هم مواجه می‌شدید؟

چون بیشتر این سوالات را قبلا در سایر کتاب‌ها زده بودم و به عبارتی تکراری بود، در اکثر آزمون‌ها یک ساعت زمان اضافه هم می‌آوردم. اما بررسی سوالات نشان می‌داد که کنکورهای هر سال نسبت به سال قبل از خودش مفهومی‌تر و زمانبر‌تر شده است و این موضوع کاملا قابل لمس بود. پس از زدن تست‌های هر سال سعی می‌کردم دقتم را به تدریج بالا ببرم، سوالات نکته‌دار را یادداشت کرده و در مباحثی که ایراد دارم دوباره به کتاب مراجعه کنم.

آیا در هفته منتهی به کنکور هم درس می‌خواندید؟

این هفته بیشتر حالت ریکاوری و استراحت داشت، پس زیاد پرفشار درس نمی‌خواندم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.