دارم یا ندارم؟ داشته باشم یا نداشته باشم!

هیچ وقت پرسشی نداشت. هرگز اشکالی مطرح نمی‌کرد. ندیده بودیم دستی بلند کند و اجازه‌ای بخواهد و حرفی بزند. نه فقط در کلاس‌های مشاوره بلکه در ساعات درسی هم همین گونه بود. اوضاع درس و آزمونش عالی نبود ولی نا مطلوب هم حساب نمی‌شد. معمولاً در میانه‌های کلاس قرار می‌گرفت. امّا این بار دست او بالا بود و اجازه می‌خواست. اجازه خواستن او همه را شگفت زده کرده بود به همین دلیل دیگران دست شان را پایین آوردند تا او بپرسد.

ایستاد و گفت:«راستش شاید حرفم عجیب به نظر بیاید امّا خواستم حرف متفاوتی نسبت به دیگران زده باشم. می‌دانید ؟ من اصلاً استرس ندارم! پشتم به هیچ کجا گرم نیست ولی اصلاً نگران رتبه و آزمون و قبولی نیستم. راستی آقا! این اشکال دارد؟»

images

مشاورمان نگاهش را که به او دوخته شده بود در کلاس گرداند و پرسید: «دوستان! این بدون استرس بودن اشکال دارد؟» حبیب همان طور که نشسته بود گفت:«بستگی دارد.» گفتم:«به چه چیز؟»

حبیب گفت :«به این که درس می‌خواند یا خیر. اگر درس می‌خواند و استرس ندارد ، خیلی هم خوب است چون می‌تواند کارش را با آرامش و به دور از هیجانات کاذب انجام دهد. امّا اگر درس نمی‌خواند و استرس ندارد ، خیلی بد است چون دیگر اسم این حالت آرامش نیست بلکه بی‌خیالی است.» همه مشاورمان را نگاه می‌کردیم که حرف نهایی را بزند.

او گفت: «وضعیّت نمرات و آزمون‌هایت گواه آن است که درس می‌خوانی. کم هست امّا صفر نیست. تو هم استرس داری، زیرا اگر خالی از استرس بودی هرگز کاری نمی‌کردی و حرکتی انجام نمی‌دادی. امّا این استرس پرحجم و فشار آورنده و آزار دهنده نیست که اتّفاقاً خیلی هم خوب است. وجود استرس در تمام افراد گریز ناپذیر است ولی باید مراقب باشیم دو اتّفاق نیفتد. یکی آن‌که استرس از حدّ نگذرد و به اضطراب و تنش تبدیل نشود و دیگر این که دوری از آن ، ما را به حدِّ بی‌خیالی نرساند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.