درد دل با تو ، رفیق تنهایی!

سلام

گاهی دلم می‌گیرد. می‌خواهم با کسی حرف بزنم. امّا کیست که حالم را درک کند؟ برای در میان گذاشتن احساسات درونی و افکار خصوصی‌ام به چه کسی اعتماد کنم؟

راستش از تمسخر دیگران می‌ترسم و از شنیدن نصیحت‌های کلیشه‌ای که هیچ نشانی از همدلی در آن‌ها یافت نمی‌شود ، خسته‌ام. امّا عمیقاً نیازمند بازکردن سفره‌ی دل هستم.

به واقع چه کسی برای این راز گشایی و گفت‌وگوی درونی شایسته‌تر از امام زنده‌ای است که هر زمان و هرجا و به هر زبانی می‌توان با او سخن گفت؟

images

امامی که از اعماق دل‌های‌مان خبر دارد و تنها کسی است که احساسات‌مان را حتّی بهتر از خودمان درک می‌کند و می‌پذیرد. او که با غمگینیِ ما غمگین و با خوشحالی‌مان خوشحال می‌شود ، و به سبب بیماری و گرفتاریِ ما اندوهگین می‌شود.[1]

مانند رفیقی یک‌دل و همراه غم‌های‌مان را بر خود هموار می‌کند و رنج‌های ما را رنج خویش می‌داند. به همین دلیل است که او را  «رفیق و همدم است.» [2] نامیده‌اند.

رفیقی که اگر لذّت گفت و گوی هر روزه را با او تجربه کنیم ، نگفته‌ای باقی نمی‌ماند و دل‌ها خانه‌ی غم نخواهدشد. او خود فرموده است که: « هر گاه خواسته‌ای داشتی کافی است  لب‌هایت را تکان دهی».[3] 

خداوندا من می‌دانم که او و پدرانش جایگاه مرا می‌بینند و سخنم را می‌شنوند و سلامم را پاسخ می‌دهند و تو ای خداوند! گوش مرا از این که صدای آنان را بشنوم پوشانده‌ای، ولی درِ فهم مرا به لذّت مناجات با آنان گشوده‌ای» [4] تو را به خاطر این لذّت سپاس می‌گوییم.

 

1 – بصائرالدّرجات ، جلد 1 باب 16

2 – اصول کافی، جلد 1، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، حدیث 1

3 –  بحار الأنوار، جلد ‌91، صفحه 22

4 –  اذن دخول حرم‌های شریفه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.