در چادر و کانکس درس خواندیم و پزشکی قبول شدیم(بخش اول)

«دانش‌آموزان کنکوری سر پل ذهاب از زلزله ‌سال ۹۶ تا به حال، روزهای سختی را گذرانده‌اند اما تعدادی از آنها حالا نتیجه درخشانی از کنکور گرفته‌اند. دست‌ کم ۹ نفر از این داوطلبان امسال در رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی پذیرفته شدند و تعداد زیادی هم در رشته‌های علوم انسانی و ریاضی‌فیزیک توانستند در رشته‌های مورد علاقه و البته پراستقبال داوطلبان پذیرفته شوند.»

به گزارش ایسنا، شهروندآنلاین نوشت: «غرش زمین نتوانست آنها را از درس‌خواندن بیندازد؛ با وجود وقفه دردناکی که در آماده‌شدنشان برای کنکور به وجود آورد. دانش‌آموزان کنکوری سر پل ذهاب از زلزله ‌سال ۹۶ تا به حال، روزهای سختی را گذرانده‌اند اما تعدادی از آنها حالا نتیجه درخشانی از کنکور گرفته‌اند. دست‌ کم ۹ نفر از این داوطلبان امسال در رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی پذیرفته شدند و تعداد زیادی هم در رشته‌های علوم انسانی و ریاضی‌فیزیک توانستند در رشته‌های مورد علاقه و البته پراستقبال داوطلبان پذیرفته شوند.

هر کدام از پذیرفته‌شدگان البته روایت‌های متفاوتی از آن شب دلهره‌آور آبان ۹۶ دارند؛ شبی که حدود ساعت ۲۱ زلزله‌ای به بزرگی ۷.۳ ریشتر ۶۲۰ نفر را به سرای ابدی فرستاد و دست‌ کم ۷۰‌هزار نفر را هم بی‌خانمان کرد. آنها البته در روزهای بعد هم آرامش چندانی نداشتند و در کمتر از دو ماه ۷۰۰ پس‌لرزه را تجربه کردند تا درس‌خواندن برایشان با دشواری هر چه بیشتر پیش برود. فضای زندگی در سر پل ‌ذهاب داشت آرام می‌شد و ذهن‌ دانش‌آموزان‌ سال آخر و داوطلبان کنکوری به برنامه‌ریزی و رویاپردازی برای آینده مشغول بود که بار دیگر عمق زمین طغیان کرد و در آذر ۹۷ بار دیگر زلزله‌ای آرامش‌ ساکنان این شهر و داوطلبان کنکور سراسری را به هم ریخت. خانه‌ها و اتاق‌های درس‌خواندن این افراد دست‌ کم دو بار ویران یا دچار آسیب و تخریب شد و حتی در زمستان هم سیل به کانکس و چادرهایشان رحم نکرد. در این بین، گروهی مصمم پا به رقابتی نابرابر گذاشتند و توانستند در روزهای اشتیاق کم‌نظیر ایرانیان به پزشکی و دندانپزشکی، تعدادی از صندلی‌های دانشگاه را از آن خود کنند. این پذیرفته‌شدگان هر کدام روایت متفاوتی از روزهای دشوار دارند، اما به نظر می‌آید برای آینده برنامه مشترکی دارند؛ بازگشت به شهری محروم که در انتظار آرامش و سعادت است.

coloredpencils

محمدحسین مرادی، پذیرفته‌شده در رشته پزشکی دانشگاه کرمانشاه:

در کانکسی ۶ متری درس می‌خواندم

دو ‌سال دشوار را پشت سر گذاشته و در کانکسی ۶ متری زمستانی سرد و تابستانی گرم را تحمل کرده است. «محمدحسین مردادی» پدر و مادری فرهنگی و معلم دارد و آنها در این دو سال تلاش کردند شرایط را برای درس‌خواندن فرزندشان فراهم کنند. او می‌گوید که درس‌خواندن در کانکس شبیه درس‌خواندن در خیابان شلوغ یا پارک بود، چون دیوار نازک کانکس مقاومتی در برابر صدا نداشت. مرادی یکی از پذیرفته‌شدگان امسال کنکور سراسری در رشته‌ پراستقبال پزشکی است که تمام دوران تحصیل را در همین شهر گذرانده است.

آقای مرادی! متولد چه سالی هستید و در چه رشته‌ای پذیرفته شده‌اید؟

متولد ‌سال ۷۸ هستم و ۱۹ ‌سال دارم. دبیرستان شاهد در سر پل ذهاب بودم و کل دوره تحصیلی در همین شهر درس خواندم. پارسال کنکور دادم ولی به دلیل زلزله نشد درست درس بخوانم و رتبه‌ام حدود ۸‌هزار شد. پدر و مادرم معلم‌اند و در خانواده‌ای فرهنگی درس خوانده‌ام. امسال هم که پزشکی کرمانشاه قبول شدم.

سر پل‌ ذهاب در این دو ‌سال دو زلزله را تجربه کرد. این اتفاق چه تاثیری در روند درس‌خواندن شما داشت؟

خانه‌مان ‌سال ۹۶ تا اندازه‌ای تخریب شد و پارسال کاملا تخریبش کردیم. دیوارهای خانه ترک برداشته بود و حالت غیر مطمئن داشت، ولی چون از چادر خسته شده بودیم، رفتیم همان خانه و بعد از کنکور من، کامل خانه را تخریب کردیم.

در این شرایط درس‌خواندن برای کنکور دشوار بود؟

بله، لحظه زلزله‌ سال ۹۶ من داشتم می‌رفتم بالا که یک اتاق خیلی ناامن بود و زلزله آمد. ما همان شب زلزله، ‌سال ۹۶، رفتیم روستا و حدود یک ماه آنجا بودیم. کتاب‌هایم را برایم آوردند ولی شرایط درس‌خواندن وجود نداشت، چون استرس و فشار زلزله وجود داشت و بعد که استرس رفت، دیگر درس را بی‌خیال شدم و ناامید بودم؛ نه فقط من که خیلی از دوستانم هم همین شرایط را داشتند، چون فرصت و زمان زیادی را از دست داده بودیم.

در بین دوستان و همکلاسی‌هایت هم فردی بود که در زلزله آسیب جدی دیده باشد؟

بله، زیاد، ولی خب، شرایط درس‌خواندن نداشتند. یکی از دوستان هم که رشته خوبی قبول شد و رتبه خوبی هم آورد در زلزله مادرش را از دست داده بود.

چه مشکلاتی را در این دو ‌سال پشت سر گذاشتی؟

مشکلات زیاد بود. اولین مشکل ناامیدی و عقب‌افتادگی بود، چون زلزله برنامه‌هایمان را به هم ریخت. مشکل دیگر هم این‌که سهمیه‌ای که برای مناطق زلزله‌زده بود برای کل استان بود. در حالی‌ که همه شهرها درگیر زلزله نبودند که امسال سهمیه کم شد. پارسال هشت نفر پزشکی و امسال پنج نفر پزشکی مازاد بر ظرفیت برای مناطق زلزله‌زده در نظر گرفته بودند که من از این سهمیه استفاده نکردم.

این دو زمین‌لرزه بزرگ، برنامه درسی شما و دیگر داوطلبان کنکور را به هم ریخت. این عقب‌افتادگی از برنامه تحصیلی چقدر تاثیرگذار بود؟

پارسال مدت زیادی درس نمی‌خواندم، چون شرایطش وجود نداشت. اوایل رفتیم روستا و بعد در چادر درس خواندم و بعد هم حدود چهار ماه در کانکس درس می‌خواندم. یک کانکس ۶ متری داشتیم که با پدر و مادر آنجا زندگی می‌کردیم. یعنی پدر و مادر به خاطر من فقط شب‌ها برای خواب می‌آمدند. بعد از مدتی هم همه داشتند تعمیر می‌کردند و سروصدا خیلی زیاد بود، چون دیوارها پنج‌سانتی‌ و خیلی نازک بود و کلا در سروصدا بودیم. جنس کانکس پلاستیکی است و بسیار هم گرم بود. من یک پنکه اهدایی داشتم و مجبور بودم تکان نخورم و درس بخوانم که عرق نکنم. جنس کانکس هم در تابستان به دلیل گرما، بوی بدی ایجاد می‌کرد که سردرد می‌آورد.

چه برنامه‌ای برای آینده دارید؟

برنامه‌ام این است که در سال‌های آینده ازدواج کنم. محل خدمتم هم همین سر پل ذهاب است و می‌خواهم همین‌جا زندگی ‌کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.