در چادر و کانکس درس خواندیم و پزشکی قبول شدیم(بخش سوم)

فاطمه کردستانی، پذیرفته‌شده پزشکی یزد از انگیزه‌هایش می‌گوید:

علاقه‌مند به هنر، در راه دکترشدن

داستان و قصه زندگی تعداد زیادی از داوطلبان کنکور سراسری در ایران و در این‌ چند سال گذشته شباهت‌های فراوانی به هم دارد؛ تعدادی از این نوجوانان باید علاقه خود را به اصرار خانواده و مصلحت‌سنجی آنها به سمت پزشکی و دندانپزشکی تغییر دهند. «فاطمه کردستانی» هم روزهایی با این شرایط را پشت سر گذاشته، هر چند که می‌گوید حالا به پزشکی علاقه‌مند است و می‌خواهد در کنار این رشته به علاقه‌ اصلی‌اش یعنی نویسندگی و هنر هم بپردازد. او که امسال در رشته پزشکی بین‌الملل یزد پذیرفته شده، روزهای پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ‌است؛

از دو سال جهشی‌خواندن تا دو سال تجربه پشت‌ کنکوری در روزهای پراسترس زمین‌لرزه غرب ایران. کردستانی در ۱۹ سالگی تجربه فراوانی دارد و می‌گوید که روزهای درس‌خواندن در کانکس را به‌راحتی فراموش نمی‌کند و شاید به همین دلیل می‌خواهد روزی باری از دوش مردم سر پل‌ ذهاب بردارد.

coloredpencils

متولد چه سالی هستید و دبیرستان را کجا گذراندید؟

متولد ۷۹ هستم و دو ‌سال جهشی خواندم. ‌سال اولی که کنکوری بودم، ‌سال ۹۵ بود که می‌خواستم تغییر رشته بدهم و بروم در رشته هنر درس بخوانم و کنکور بدهم، چون از بچگی به هنر و نویسندگی علاقه داشتم. بعضی وقت‌ها شعر و داستان می‌نویسم ولی خانواده با این‌ که به سمت نویسندگی یا هنر بروم، مخالف بودند. بعد من کوتاه آمدم و خانواده‌ام پیروز شدند و قرار شد من بمانم که تجربی بخوانم. با این شرط که اگر پزشکی قبول بشوم با نویسندگی من مشکلی نداشته باشند.

چه سال‌هایی را جهشی خواندید؟

سوم ابتدایی و دوم راهنمایی را.

خب، بعد از این شرایط و قول‌ و ‌قرارها چه تصمیمی گرفتید؟

سال ۹۵ برای کنکور ۹۶ درس می‌خواندم که برادرم فوت شد و نتوانستم درس بخوانم. آن‌ سال رتبه‌ام خوب نشد؛ حدود دو هزار. کنکور بعد هم که با زلزله‌ همراه شد و تا مدتی خانه نداشتیم و عملا رفته بودیم جای دیگری زندگی می‌کردیم. بعد که برگشتیم حدود دو ماه در چادر زندگی می‌کردیم و درس می‌خواندم. چادرمان روی پل بود و اصلا امکان تمرکز وجود نداشت. آن ‌سال هم رتبه‌ام ۲۵۰۰ شد که داروسازی هم قبول شدم ولی نرفتم. امسال هم خیلی‌ها می‌گفتند درس نخوان و خودت را اذیت نکن چون کنکور حساب مشخصی ندارد ولی تصمیمم را گرفته ‌بودم. نمی‌خواستم تمام عمر حسرت این روزها و سال‌ها را بکشم.

و بعد دوباره شروع کردید به درس‌خواندن.

بله، در این ‌سال مجله‌ها را می‌دیدم و حرف‌های کسانی که بعد از ۴-۵‌ سال پزشکی قبول شدند به من امید می‌داد. روز کنکور صندلی‌ام جای شلوغی بود و اصلا شرایط خوبی نبود. صبح کنکور میکروفن ساختمان ما خراب بود و من خوشحال شدم تا این‌ که حدود هشت‌ونیم میکروفن درست شد و در این ساعت شروع کردند به توضیح همان موارد تکراری که من تمرکزم را از دست دادم ولی بین عمومی و اختصاصی یک دقیقه تمرکز کردم که عمومی گذشته و باید با اختصاصی جبران کنم و همین شد. الان به بچه‌ها می‌گویم سعی کنید در شرایط شلوغ درس بخوانید چون ممکن است حوزه امتحانی شلوغ شود و باید ذهن آمادگی این شرایط را داشته باشد.

زلزله دو ‌سال پیش چه تاثیری در درس‌خواندن شما داشت؟

چقدر خوب که اشاره کردید. اتاق من جوری شد که دیگر نمی‌توانستم در آن بمانم. از آن به بعد در کانکس درس می‌خواندم؛ کانکسی که یکی از خیرین داده بود. گرمای سر پل ‌ذهاب هم شدید است و شرایط افتضاح بود. در زمستان سه بار سرما خوردم و ادامه‌دار بود و اصلا مدت زیادی امکان درس‌خواندن نبود. تابستان هم گرما شدید بود و حتی داخل کانکس و روبه‌روی کولر هم آدم دایم عرق می‌کرد. شرایط راحتی نبود.

با همه این سختی‌ها درس خواندید و الان قبول شده‌اید.

بله و باز فکر می‌کنم حقم بیشتر از این بود، چون شرایط شلوغ و سختی بود و به نظرم ما باید در شرایط شلوغ درس بخوانیم.

برنامه‌تان برای آینده چیست؟

تلاش می‌کنم انتقالی بگیرم و بیایم کرمانشاه، چون با مادرم تنها زندگی می‌کنم و نمی‌توانم او را تنها بگذارم. اگر بتوانم می‌خواهم تخصص قلب بخوانم.

به آینده دور هم فکر می‌کنید؛ مثلا بعد از فارغ‌التحصیلی؟

چندسال پیش خیلی علاقه‌ داشتم به شهر خودم برگردم ولی الان تلاشم این است جایی درس بخوانم که بتوانم در رشته خودم باشم اما اینجا منطقه محروم است و من که در این منطقه بوده‌ام، درد سر این‌جا را بهتر درک می‌کنم و دوست دارم این‌جا بیایم و خدمت کنم.

این فراز و نشیب‌ها چه تجربه‌ و درسی برای شما داشت؟

من کل جهانم و همه زندگی را در کنکور خلاصه کردم و می‌گفتم اگر رتبه‌ام فلان نشود، می‌میرم. وقتی رتبه آمد یک لحظه احساس کردم مرگم رسیده، چون رتبه آن چیزی نبود که بخواهم و خب، الان پزشکی بین‌الملل قبول شده‌ام. الان اصلی‌ترین حرف من این است که همه از ‌سال کنکور لذت ببرند و منتظر نتیجه آن نباشند.

شما در دوران کنکور دو زمین‌لرزه را تجربه کردید و ماه‌ها در کانکس درس خواندید. سخت نبود؟

من در یک جمله فقط می‌گویم همه طوری تلاش کنیم که وقتی نتیجه را گرفتیم عذاب وجدان نداشته باشیم، هر چقدر هم شرایط سخت و غیر قابل ‌پیش‌بینی باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.