رمزی برای کشت و کار!

هرگاه حال و حوصله‌ی مطالعه و درس خواندن ندارم ، یکی از کتاب‌های کهن ادبیّات فارسی را ورق می‌زنم و یکی دو حکایت را می‌خوانم. این کار توصیه‌ی دبیر ادبیّات‌مان است. البته کار بدی هم نبوده است.

هم فارسی خواندنم روان‌تر و هم پاسخ گویی به تست‌های املا برایم ساده‌تر شده است. دیروز هم همین کار را کردم. اگرچه حکایت برایم تکراری بود ولی درسی که در انتهای آن گرفتم بسیار ارزشمند است.

index

داستان همان حکایت قدیمی برخورد انوشیروان و دهقان و بود و ضرب المثل "دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم دیگران بخورند" . اگرچه پند اصلی داستان فایده و نفع رساندن به دیگران است ولی وقتی کتاب را بستم به این فکر می‌کردم که چرا نویسنده‌ی جوامع الحکایات پیرمرد را در حال کاشت سیب و پرتقال تصویر نکرده است؟

این میوه‌ها که هم دلچسب‌تر  و هم زود بازده‌تر هستند! لختی اندیشه‌، چراغ ذهنم را به طور کامل روشن کرد. برای این که کاشته‌ات پرثمر ، بدون آفت و ماندگار باشد باید تحت هر شرایطی صبور باشی و گردو که ده سال به ثمر نشستنش طول می‌کشد نماد این استقامت و صبوری است.

هم ادبیّات خواندم ، هم ذهنم باز شد و هم تکلیفم را یافتم. تا حال فقط تلاش می‌کردم امّا از این به بعد سعی و کوششم را با صبوری همراه خواهم کرد تا مسیر موفقیت را با اطمینان خاطر هرچه بیشتر طی کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.