سخت کوشان: والت دیزنی(Walt Disney)-بخش اول

«میکی ماوس» مشهورترین شخصیت کارتونی است که او خلق کرده است. این شخصیت زمانی در ذهن وی جرقه زد که از یک جلسه ناامید کننده که در آن مجبور شده بود کنترل موفق‌ترین شخصیتش، خرگوش اوسوالد، را رها کند، به خانه‌اش باز می­گشت. وقتی او در قطار نشسته بود، به یاد موش­هایی افتاد که بارها به دفترش آمده بودند، و این آغاز ساخت معروف‌ترین شخصیت کارتونی شد.
سخن از «والتر الیاس دیزنی»  یا به عبارت دیگر، «والت دیزنی» است که در دسامبر ۱۹۰۱ در شیکاگو واقع در ایالت ایلی نویز متولد شد. پدرش، «الیاس دیزنی»، متولد کانادا و از تبار آنگلو ـ ایرلندی بود. مادرش «فلورا کال»، دختری از اهالی ایالت اوهایو، از نسل آلمانی‌های آمریکایی تبار بود که خانواده‌اش در ۱۸۷۹ به ایالت کانزاس مهاجرت کرده بود. در کانزاس بود که خانواده‌های کال و دیزنی با هم آشنا شدند.
 
index

الیاس دیزنی، مقاطعه کار ساختمان بود. والت دیزنی می‌گفت خیلی وقت‌ها مادرش همراه پدرش به سر ساختمان‌ها می‌رفت و الوارها را می‌برید و به هم میخ می‌کرد. در خانواده «والت» چهار فرزند دیگر نیز بودند. «هربرت»، «ریموند»، «ری» و «روت». در این میان، والت با ری بسیار صمیمی بود و این روابط صمیمانه باعث موفقیت‌های آتی والت شد.
 
در سال ۱۹۰۶ پدر دیزنی مزرعه‌ای بزرگ در مارسلین، در ایالت میسوری خریداری کرد و با خانواده‌اش در آنجا شروع به گذراندن زندگی کرد. ری و والت برای کمک به پدر با او همراه شدند. والت در کنار کار سخت مزرعه، شروع به کشیدن نقاشی کرد. زندگی روستایی و تماس مستقیم با جانوران، عشق و علاقۀ او را نسبت به حیوانات بر انگیخت و او را به راهی هدایت کرد که سرانجامی پر افتخار داشت
.
اوضاع زندگی خانوادۀ دیزنی، پس از چند بار برداشت محصول ناچیز، بد شد. ‌آنها در سال ۱۹۱۰ مزرعه را فروختند و راهی کانزاس سیتی شدند  و در آنجا پدر دیزنی توانست یک مؤسسه تحویل روزنامه خریداری کند
.
والت که در آن زمان ۹ سال بیش نداشت، به همراه برادرش روی که هشت سال از او بزرگتر بود، به پدر یاری می‌رساند. او به اتفاق برادر بزرگتر خود مجبور بود که در ساعت سه و نیم پس از نیمه شب از خواب برخیزد و انتظار بکشد تا کامیون توزیع روزنامه از راه برسد. آن گاه دو برادر، دوان دوان به خانه‌های مختلف شهر می‌رفتند و روزنامه‌ها را پخش می‌کردند
.
باران،  لباس والت را خیس می‌کرد و در هوای سرد مثل بید می‌لرزید. ذهن کودکانۀ او نمی‌توانست این منظره را درک کند. وی پیوسته به دنبال پاسخ این سؤال بود که: آیا زندگی یعنی کار و تلاش در حد بردگان به خاطر در آمد بسیار ناچیز؟
 
او سو گند خورد که موفق شود. در تمام مدت شش سالی که والت دیزنی روزنامه توزیع می‌کرد، از پدرش پول توجیبی دریافت نکرد. وی ناگریز برای به دست آوردن پول توجیبی چاره‌ای اندیشید. او در غیاب پدر به مناطق دیگر شهر سر می‌زد تا مشتریان جدیدی را برای روزنامه پیدا کند. وی همچنین به عنوان شاگرد در یک شیرینی فروشی کار می‌کرد و وقتی کمی استقلال مالی پیدا کرد، تمام حواسش را متوجه یک هدف کرد؛ اینکه آقا و ارباب خود باشد.
.
علی رغم انجام این کار طاقت فرسا، علاقه والت برای کشیدن نقاشی افزایش می‌یافت و کم کم به کارهای تیاتر و سینما علاقه‌مند می‌گردید. الیاس که تاکنون با هر گونه فعالیت هنری پسرش مخالف بود، به صورتی معجزه آسا پذیرفت که والت در کلاس‌های صبح شنبه در انستیتوی هنری کانزاس سیتی،  آموزش هنری را به صورت رسمی آغاز کند. بدین ترتیب، والت در  چهارده سالگی به طور شکسته بسته، آموزش‌های هنری کلاسیک دید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.