شرط موفقيت: يک درصد نبوغ، 99 درصد عرق ريختن(بخش سوم)

ناشنوا باش، وقتي همه از محال بودن آرزوهايت سخن مي‌گويند
 
چند قورباغه از جنگلي عبور مي‌کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه‌ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند که گودال چقدر عميق و خروج از آن عملا غیر ممکن است، به دو قورباغه ديگر گفتند که چاره‌اي نيست؛ شما بزودي خواهيد مرد.
 
دو قورباغه، اين حرف‌ها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند؛ اما قورباغه‌هاي ديگر دايماً به آنها مي‌گفتند که دست از سعی و تلاش برداريد؛ زيرا شما خواهيد مرد.
 
never-never-give-up-header
 

بالاخره يکي از دو قورباغه، دست از تلاش برداشت و بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي‌کرد. بقيه قورباغه‌ها مدام فرياد مي‌زدند که دست از تلاش بردار؛ اما او با توان بيشتري تلاش مي‌کرد و در نهایت از گودال خارج شد.
 
وقتي از گودال بيرون آمد، بقيه قورباغه‌ها از او پرسيدند: مگر تو حرف‌هاي ما را نشنيدي؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست؛ در واقع او تمام اين مدت فکر مي‌کرده است که ديگران او را تشويق مي‌کنند !

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.