شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است…

شمشیر خصم تارک حیدر شکسته است

محراب، همچو لاله در خون نشسته است

 

فلک نجات و قائمه عرش کردگار

از موج خیز حادثه بى تاب و خسته است

 

آزادمرد صف شکن خیبر و احد

چشم از جهان و هر چه در او هست، بسته است

 

مولا چو شمع ز آتش بیداد آب شد

تار حیات و رشته عمرش گسسته است

 

«تائب» کسى که درد دل خود به چاه گفت،

از قید این جهان تبه کار رسته است

۶۲fb5f1024529266c6e71c0c0c9ddb3c_xl

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.