عصاره همه خوبیهاى عالَم

زندگینامه رسول مكرم اسلام صلى الله علیه و آله كتاب قطور و بزرگى است كه عصاره همه خوبیهاى عالم در آن جمع شده است .زندگى این اسوه بزرگ خلقت ، عظمت و اعجازى است كه در تاریخ بشریت نظیر ندارد. جاى جاى این زندگى نور، سرمایه عظیمى براى پرورش انسانهاى نمونه و ارائه آنها به عنوان الگو و سرمشق به دیگران است. از آنجا كه آموختن راه و رسم زندگى رسول اكرم صلى الله علیه و آله اولین وسیله مطمئن براى شناخت مقاصد و مفاهیم عالیه اسلام به شمار مى رود. از دریاى بیكران فضایل آن حضرت چند درس زندگى تقدیم مى شود.

basijsorkhan_Upload_01331148756

آغوشِ گرم

روزى یك عرب بیابانى خدمت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمد و حاجتى داشت، وقتى كه جلو آمد روى حساب آن چیزهایى كه شنیده بوده ابهت پیامبر صلی الله علیه و آله او را گرفت و زبانش به لكنت افتاد!

پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شدند و سۆال كردند: آیا از دیدن من زبانت به لكنت افتاد؟

پیامبر صلی الله علیه و آله او را در بغل گرفتند و طورى عرب را فشردند كه بدنش، با بدن پیامبر صلی الله علیه و آله متصل شد و بدنش بدن آن حضرت را لمس ‍ نمود، آنگاه حضرت فرمودند:  آسان بگیر و آرام باش. از چه مى ترسى؟ من ستمگر نیستم من پسر کسی هستم كه با دست خود از پستان گوسفند شیر مى دوشید، من مثل برادر شما هستم.(1)

بوسه بر آستان بهشت و پیشانى حورالعین

مردى به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و پرسید، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام كه آستانه در بهشت و پیشانى حورالعین را ببوسم . اكنون چه كنم ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پاى مادر و پیشانى پدر را ببوس . (یعنى اگر چنین كنى ، به آرزوى خود در مورد بوسیدن پیشانى حورالعین و آستانه در بهشت مى رسى).

او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه كنم ؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس .(2)

رسول خدا به اصحاب رو كرد و فرمود: اى كسانیكه عاق والدین شدید عبرت بگیرید و بدانید چنانچه مال و ثروت او در دنیا متغیر شد همچنین در آخرت عوض بهشت و نعمت هاى آن، جهنم و عذاب هاى آن، براى او مقرر مى گردد

کودک منصف

هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هفت ساله بود، روزى از دایه اش (حلیمه سعدیه) پرسید: برادرانم كجا هستند؟ (چون در خانه حلیمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مى كرد). حلیمه جواب داد : آنان گوسفندانى را كه خداوند به بركت وجود تو به ما مرحمت كرده است ، به چرا برده اند.

فرمود: درباره من به انصاف رفتار ننمودى .

حلیمه پرسید: چرا؟

فرمود: آیا سزاوار است كه من در سایه خیمه بمانم و شیر بنوشم ، ولى برادرانم در بیابان ، زیر آفتاب سوزان باشند؟ (3)

قوی ترین مرد جهان

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بر گروهى از مردم فرمودند كه پیرامون مردى كه سخت ترین و سنگین ترین سنگ را بلند مى كرد حلقه زده بودند حضرت فرمودند: چه خبر است ؟ عرض كردند: این مرد سنگى را كه وزنه بزرگ براى سنجش زورمندان است، بر مى دارد. فرمودند: آیا میل دارید به كسى كه زورمندتر از او باشد، به شما خبر دهم ؟ و آن مردى است كه دیگرى دشنامش گوید و او بردبارى به خرج دهد و بر نفس و خشم خود و شیطان خویش حریف پیروز گردد.(4)

دستانی دور از آتش

وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله از غزوه تبوك برگشتند. سعد انصارى به استقبال آن حضرت رفت و نبى اكرم صلى الله علیه و آله با او مصافحه كرد و چون دست در دست سعد گذاشت، فرمود، این زبرى چیست كه در دستهاى توست؟ عرض كرد: یا رسول الله! با بیل و كلنگ كار مى كنم و براى خانواده ام روزى فراهم مى نمایم . رسول خدا صلى الله علیه و آله دست سعد را ببوسید و فرمود: این، دستى است كه حرارت آتش دوزخ به آن نرسد.(5)

عاقّ والدین

مرحوم مجلسى در عین الحیوة از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام نقل كرده كه فرمود:

پیرمردى پسرش را خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد و گریه مى كرد، یا رسول الله! این جوان پسر من است عمرم و اموالم را صرف او كردم، حال كه نیازمند و فقیر و پیر شده ام به من توجهى ندارد و حال آنكه مال و ثروت و انبارها از گندم و جو و خرما و كیسه هائى از طلا و نقره فراوان دارد.

حضرت به آن جوان فرمودند: چه مى گوئى؟

جوان عرض كرد: یا رسول الله! من یك قوت لایموت دارم و چیزى ندارم.

حضرت فرمودند: ما مخارج این ماه را به پدرت مى پردازیم، اما ماههاى دیگر مخارج پدرت به عهده تو است، سپس حضرت، اسامه (خدمتكار) را طلبید و فرمودند: صد درهم به پیرمرد پرداخت كند.

ماه دیگر باز پیر مرد با پسرش شكایت كنان خدمت پیامبر آمدند، پیرمرد عرض كرد: یا رسول الله! این جوان به من توجهى ندارد.

مردى به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و پرسید، اى رسول خدا! من سوگند خورده ام كه آستانه در بهشت و پیشانى حورالعین را ببوسم . اكنون چه كنم ؟ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پاى مادر و پیشانى پدر را ببوس

جوان گفت: یا رسول الله! من مالى ندارم.

حضرت فرمودند: دروغ مى گوئى، تو مال و ثروت زیادى دارى، لیكن امشب از پدرت فقیرتر و محتاج تر مى شوى.

شب كه شد همسایه ها براى جوان خبر آوردند كه بیا درب انبارهاى خود را باز كن كه ما از بوى عفن و مشمئز و بد آن در معرض هلاكتیم.

همینكه جوان درب انبارها را باز كرد، دید تمام گندم ها، خرماها، جوها و متعفن شده، همسایه ها او را وادار كردند كه باربر و حمال بگیرد تا اجناس را به خارج مدینه منتقل نماید.

بنا شد اجرت زیادى به حمال ها پرداخت كند تا اجناس متعفن و بدبو را ببرند، بعد از نقل اجناس جوان سر كیسه هاى پول را باز كرد، همه پول ها سنگ شده، مجبور شد تمام اسباب و اثاثیه و خانه حتى لباسهاى خود را بفروشد و اجرت حمال ها را بپردازد، طولى نكشید جوان از غصه مریض ‍ شد و مرد.

رسول خدا به اصحاب رو كرد و فرمود: اى كسانیكه عاق والدین شدید عبرت بگیرید و بدانید چنانچه مال و ثروت او در دنیا متغیر شد همچنین در آخرت عوض بهشت و نعمت هاى آن، جهنم و عذاب هاى آن، براى او مقرر مى گردد.(6)

نشانه ای از شیطان

نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله از شخصى تعریف شد. روزى او به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله رسید. اصحاب عرض كردند: یا رسول الله ، این همان كسى است كه از او به خوبى تعریف كردیم .

حضرت فرمود: من در چهره او نوعى سیاهى از شیطان مى بینم . او نزدیك شد و بر پیامبر صلى الله علیه و آله سلام كرد.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا در پیش خود نگفتى كسى بهتر از من در میان مردم نیست ؟

او در پاسخ گفت : بله ، همین طور است كه فرمودید.(7)

پی نوشت:

1) سیره نبوى ص 29.

2) بیست و پنج اصل از اصول اخلاقى امامان ص 79.

3) بحارالانوار 15 / 376.

4) مجموعه ورام ص 340.

5) اسدالغابة  ج 2، ص 269.

6) ثمرات ص 294، عین الحیوه.

7) محجة البیضاء ج 6، ص 240.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.