علّت مشکلت را دریاب!

سلام

دلش می‌لرزید و دائم نگران بود که نکند اوّلین نفر باشد. سرش را پایین انداخته بود تا چشمش با نگاه معلّم برخورد نداشته باشد. امّا نامش را که شنید ، ایستاد و طنین صدای آموزگار در گوشش پیچید که :«خوب ، چه کردی؟»

به وضوح صدای قلب خودش را می‌شنید. حتّی احساس می‌کرد رنگش هم پریده است. بریده بریده گفت: «خ خ خیلی خوانده بودم. امّا در آزمون نتوانستم از دانسته‌هایم استفاده کنم. هر پرسشی را که نگاه می‌کردم، بلد بودم امّا نمی‌توانستم جواب دهم. انگار دست و مغزم قفل شده بودند. البتّه دو پرسش را حل کردم که ای کاش حل نکرده بودم. چون با دو اشتباه محاسباتی ساده هر دو تست اشتباه شد.»

index

نمی‌دانست در این لحظات با چه واکنشی از سوی معلم روبه رو خواهد شد. برای همین هنوز سرش پایین بود و زمین را نگاه می‌کرد. معلّم پرسید: «و آن دو اشتباه چه بود؟»

گفت: «در یکی ۲×237 را ۴۶۴ محاسبه کردم و در دیگری هم به دلیل نیمه خواندن پرسش ، مسأله را اشتباه حل کردم. برای همین درصدم منفی شد.»  معلّم گفت: «سرت را بالا بگیر» و ادامه داد «درصدت مهم نیست. امّا خودت فکر می‌کنی علّت چه بوده است؟»

سرش را بالا آورد و گفت: «اگر همراه مطالعه ، تست هم زده بودم و تمرین بیش‌تری داشتم ، حتماً می‌توانستم به پرسش‌ها پاسخ دهم. البتّه در مورد دو پرسش که پاسخ دادم ولی غلط بود فکر می‌کنم باید بیش‌تر دقّت می‌کردم. ضرب چیزی نبود که نتوانم حل کنم و یا اگر پرسش را کامل خوانده بودم حتماً از راهی که رفتم ، نمی‌رفتم.»

این بار نگاهش در نگاه معلّم گره خورد. اخم و ناراحتی در چهره‌ی او دیده نمی‌شد. وقتی دلش آرام شد که شنید آموزگار می‌گوید: «پس آزمون خوبی دادی، چون نتایج خوبی گرفتی. اطمینان دارم با درس گرفتن از این آزمون و مهمتر از آن عمل کردن به تجربه‌ های این آزمون، در آزمون‌های بعدی درصدت راهم جبران خواهی کرد.»

 

منبع:سایت گزینه دو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.