غم مخور، ایام هجران رو به پایان می رود…

غم مخور، ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما می گساران می رود

پرده را از روی ماه خویش بالا می زند

غمزه را سر می دهد، غم از دل و جان می رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود

زاغ با صد شرمساری از گلستان می رود

محفل از نور رخ او، نورافشان می شود

هرچه غیر از ذکر یار، از یاد رندان می رود

ابرها، از نور خورشید رخش پنهان شوند

پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود

وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد

روز وصلش می رسد، ایام هجران می رود

unnamed

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.