قابل توجه دانش آموزان و داوطلبان کنکور: چگونه با حس خستگی و خواب آلودگی مفرط مبارزه کنیم؟(بخش اول)

چرا مدام چرت می‌زنم؟ چرا نمی‌توانم یک ساعت هم روی یک درس تمرکز کنم و سریع خوابم می‌گیرد؟ چرا شب‌ها زود خوابم می‌گیرد و صبح‌ها به زور از خواب بیدار می‌شوم؟ چرا مدام احساس کسالت و بی‌حوصلگی می‌کنم؟
 
هر چه به زمان برگزاری آزمون سراسری نزدیک‌تر می‌شویم، بیشتر شاهد این‌گونه گلایه‌ها از سوی داوطلبان هستیم؛ داوطلبانی که می‌گویند مدت زمان خوابشان بیشتر از گذشته شده است و غیر از کلاس درس، که به زور چشم‌هایشان را باز نگه می‌دارند، مابقی ساعات روز را یا خواب آلوده هستند و یا در خواب سیر می‌کنند و در واقع اصلاً دلشان نمی‌خواهد که از رختخواب بیرون بیایند و حال و حوصلۀ انجام هیچ کاری را نیز ندارند.
 
باید گفت که عامل  خواب آلودگی، می‌تواند مسایل مختلف فیزیولوژی مثل: کمبود ویتامین گروه ب یا د، عفونت، آلرژی، کم خونی، به هم ریختگی هورمونی، کم آبی بدن و  فشار خون پایین باشد. در کل، هر نوع بیماری حاد و مزمن سیستمیک مانند: مشکلات تیروییدی، کلیوی، رماتیسم، دیابت، خونی و سایر اختلالات عضوی، که یک یا چند عضو بدن را درگیر کند، خستگی مزمن را به همراه دارد؛ به همین دلیل،  ما  به دوستانی که چنین مشکلی دارند، پیشنهاد می‌کنیم که در مرحلۀ اول به پزشک مراجعه کنند تا از سلامت جسمانی خود مطلع گردند؛ اما اگر با وجود سلامت جسمانی، باز هم احساس خواب آلودگی مفرط دارند، این احساس می‌تواند به دلیل شرایط روحی و روانی‌شان باشد. در این سری از مقالات دلایلی چند را که می‌تواند عامل این حس خواب آلودگی باشد، بررسی می‌کنیم:
 
ideas1
نداشتن هدفی ارزشمند  
بدون داشتن هدفی که بتوان روی آن تمرکز کرد، ذهن انسان دایماً در حال تاخت و تاز است و این امر باعث می‌شود تا کاملاً از لحاظ روحی خسته و کسل گردد. هیجان و شور و اشتیاق، باتری روح انسان را شارژ می‌کند و بدون داشتن هدف، انرژی انسان به بیهودگی صرف می‌شود. به همین دلیل است که  وقتی روی برنامه‌ای کار می‌کنید که به آن علاقه دارید، می‌توانید کمتر بخوابید و زحمت بیشتری برای آن بکشید. افکار ما، انرژی هستند و اگر انرژی‌تان بازسازی نشود، احساس کسالت و بی‌حالی می‌کنید؛ در واقع، عدم تمرکز روی یک هدف ارزشمند، باعث می‌شود که افکار منفی، آزادانه در ذهنتان پرسه بزنند و انرژی شما صرف افکار منفی شود و همین امر، شما را به شدت بی‌حال می‌کند.
 
اگر راهی برای خروج افکار منفی نداشته باشید، به مرور در معرض افسردگی قرار می‌گیرید. در این زمان، تنها ترس و نگرانی و اضطراب در ذهن شما موج می‌زند، و از آنجایی که هیچ هدف ارزشمندی وجود ندارد تا توجه شما را به خود جلب کند، مسایل ناچیز برایتان اهمیت زیادی پیدا می‌کنند و به شدت آزارتان می‌دهند و احتمالاً در خواندن و به دست آوردن اطلاعات جدید مشکل خواهید داشت و مدام به فکر فرار از شرایط زندگی خود هستید و  خواب را بهترین گزینه برای فرار کردن و ندیدن و ندانستن شرایط خود می‌پندارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.