نقطه‌ای محوری برای یادگیری

سلام

دانستنیها مجلّه‌ای است که انتشارش همزمان با سنین نوجوانی‌ام شروع شد. به همین دلیل رابطه‌ای بسیار عمیق و عاطفی با این مجلّه دارم . یکی از کارهای روز جمعه‌هایم، مطالعه‌ی آخرین نسخه‌ی منتشر شده‌ی دانستنیهاست.

واقعیّت این است که یکی از انگیزه‌های مهمِّ من برای پشت سر گذاشتن شنبه و یکشنه و دیگر شنبه‌ها ، رسیدن به جمعه‌ و وقت گذاشتن پای این مجلّه است. امروز هم مجلّه‌ی محبوبم را با اشتیاق ورق می‌زدم ، مطالعه می‌کردم و لذّت می‌بردم.

سرعت مطالعه‌ام برای خودم شگفت آور بود و جالب‌تر آن‌که تمام آن‌چه را می‌خواندم با تمام جزئیّات به‌خاطر می‌سپردم. امروز علاوه بر این مجلّه خوانی کار دیگری هم انجام دادم که نتیجه‌ی آن درس آموز سایر مطالعه‌هایم شد.

images

از خودم پرسیدم:«چرا مطالب این مجلّه خلاف ماهیّت علمی و اغلب پیچیده‌ای که دارد ، چنین ساده و ماندگار در مغزم نقش می‌بندد.؟» به همین دلیل مسیر و مراحل مطالعه‌ی مجلّه را برای خودم مرور کردم.

فهمیدم دلیل آن است که قبل از شروع به مطالعه‌ی هر مقاله‌ی دانستنیها ، با استفاده از دانسته‌های قبلی خود پرسش‌هایی را پیرامون آن مقاله طرح می‌کنم. در حقیقت مغزم در تمام طول مدّت خواندن مقاله ، به دنبال یافتن پاسخ پرسش‌هایی است که با آن درگیر شده است.

این دقیقا همان کاری است که با درس‌های مدرسه نیز بایستی انجام دهم. طرح پرسش پیرامون موضوع درسی که می‌خواهم مطالعه کنم سبب پویایی و فعّالیّت پیش‌تر حافظه می‌شود. این فعّالیّت بیش‌تر مرا در جایگاه خواهنده و جست‌وجوگر حقیقی می‌نشاند و باعث می‌شود تا هم سرعت ، هم تمرکز و هم دریافت بیش‌تر و بهتری از موضوعی که مطالعه می کنم داشته باشم. به احتمال قوی علاقه و اشتیاق ، عنصر اصلی این مطالعه‌ی سودمند است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.