نگاه منتظر….

هر شب یتیم توست ،دل جمکرانی ام

جانم به لب رسیده،بیا یار جانی ام

از بادها نشان شما را گرفته ام

عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام

طی شد جوانی من و رویت نشد رخت

شرمنده ی جوانی از این زندگانیم

با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا؟

آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام؟

۵۱۳۹۰۷۷b07b121c845ba32148d6e16e2_425

در این دهه اگر چه صدایت گرفته است

یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام

در روضه احتمال حضورت قوی تر است

شاید به عشق نام عمویت،بخوانی ام

هم پیر قد خمیدگی زینب تو ام

هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام

این روز ها که حال مرا درک می کنی

بگذار دست بر دل آتشفشانی ام

در به دری برای غلام تو خوب نیست

تایید کن که نوکر صاحب الزمانی ام

عباس احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.