هدفمند باش و پیروز شو!

کسانی که هدفی دارند در هر کاری مقصد و مقصودی را دنبال می کنند. اما مقصد و مقصودی را در ذهن پروردن چیزی دیگر است. این است که فکر و ذکر خویش را لحظه به لحظه و روز به روز بر انجام کارهای درست متمرکز سازیم و در این راه پایدار بمانیم.

افراد موفق مقصدی و هدفی دارند. پراکنده یا اتفاقی کار نمی کنند. می دانند که چه می کنند. گروهی موفق می شود که اعضای آن برای رسیدن به هدف و مقصد مصمم باشند و هوش و حواس شان به کارشان باشد ، زنان و مردانی که روی هر حرکت خود حساب کنند.

کسی که بخواهد چنان باشد باید چنین کند:

1- هدف و مقصودی برگزیند که ارزش صرف عمر داشته باشد.

انسان وقتی مصمم می شود ، که مقصد و مقصودی در کار باشد. اگر مقصد و مقصود نیرومندی در کار نباشد ، عزم و اراده ای نیز در کار نخواهد بود.

2- ضعف ها و قدرت های خود را بشناسد.

حقیقت این است که اشخاص مایل به انجام کاری هستند که بلد باشند. به کارگیری توانایی ها عشق و علاقه را برمی انگیزد و نیروی خفته را بیدار می کند. اگر خود را بشناسیم و بدانیم که چه کاری از ما برمی آید ، می توانیم وقت و نیروی خود را به راهی بیندازیم که به مقصدی برسد.

3- مسئولیت های خود را اولویت گذاری می کند.

اگر چرای زندگی خود را بشناسید ، تشخیص اینکه چه بکنید و چه وقت آسان تر می شود. یعنی اینکه اولویت های خود را تشخیص دهیم و پیوسته بر مبنای آن کار کنیم.

images

4- یاد می گیرند که نه بگوید.

چیز دیگری که آدم مصمم و دارای هدف و مقصد باید یاد بگیرد «نه» گفتن است. (البته این برای ما همیشه دشوار بوده است.)

5- دور را می بیند.

نگاه های کوتاه مدت ، همه- یا- هیچ به زندگی غالباً به ضرر آدم تمام می شود. کسانی هستند که همه چیز را به شکل بلیط بخت آزمایی می بینند: یا جایزه ای بزرگ ببرند یا هیچ. اما بیشتر بردهای زندگی اندک اندک و با دستاوردهای کوچک به دست می آیند. اگر در فرایند کوشش برای کامیابی، به جای دستیابی به نتایج فوری، دور را بنگرید ، عزم تان جزم تر می شود. این امر در همه این موردها صادق است: در رشد شخصی، ایجاد ارتباط، سرمایه گذاری مالی، یا موفقیت شغلی.

چقدر دارای هدف و مقصود هستید؟ آیا هر روز که مشغول به کار می شوید ، برای هر کاری که می کنید برنامه ای و مقصودی دارید؟ می دانید که به کجا دارید می روید و آنچه را می کنید چرا می کنید؟ یا اینکه در وادی زندگی سرگردانید؟ اگر یاران تیمی شما هدف و مقصودی در شما نیابند نمی دانند که چه انتظاری از شما داشته باشند و بعید است روزی که وقتش برسد روی شما حساب کنند.

عزم معطوف به هدف و مقصود خویش را به این طریق تقویت نمایید:

* نقطه های ضعف خود را بشناسید.

این نکته مهم و کلیدی را همواره به خاطر داشته باشید که اگر خود را نشناسید نمی توانید مصمم باشید و آنچنانکه باید و شاید بر هدفی تمرکز نمایید. اگر خود را چنانکه باید نیازموده اید، فهرستی از نقطه های ضعف و قدرت خود تهیه کنید. سپس از اعضای خانواده، دوستان و همکاران بخواهید که ضعف ها و قدرت های شما را آن طور که خود می بینید برشمارند. اطلاعاتی که بدست می آورید هرچه بیشتر باشد و اظهار نظرهای دیگران هرقدر صادقانه باشد بهتر است.

* در کاری که تبحر دارید بمانید و بر تخصص خود بیفزایید.

وقتی که نقطه های قوت خود را خوب شناختید، می توانید نیروی خود را متمرکز سازید. هدف باید این باشد که 80 درصد وقت و نیروی خود را در کاری بگذارید که هم برای شما و هم برای تیم تان بازده بالایی داشته باشد. برنامه فعالیت های روزانه خود را تا جایی که ممکن باشد بر محور همان کار تنظیم نمایید.

* تقویم فعالیت های سالانه خود را بر پایه هدف و مقصودی قرار دهید.

در برنامه ریزی های خود هر چه دورتر را ببینید، کارهای بیشتری انجام خواهد شد. اگر برنامه کاری هفتگی یا ماهانه خود را داشته باشید کارها را آسان تر پیش می برید (اگر هدف های سالانه را هم تعیین کرده باشید که چه بهتر). این هفته بنشینید و جدول زمانی بلندمدت تری را برای کارهایی که در پیش است تنظیم نمایید. اگر تاکنون روزانه فکر می کرده اید حالا هفتگی فکر کنید و اگر هفتگی بوده حالا ماهانه فکر کنید. این امر کمک می کند که هر روز بدانید که در پی چه کاری باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.