والدین و کنکور

مساله کنکور در خانواده های مختلف واکنشهای متفاوتی را به وجود می آورد.
– بعضی از والدین بیتفاوتند و خیلی کاری به فرزندشان ندارند
– بعضیها اوضاع وشرایط را تسهیل نموده وامکانات لازم را فراهم می آورند.
– تعدادی از والدین هم حساسیت زیادی به موضوع نشان میدهند و سعی میکنند این حساسیت را در فرزندشان نیز تقویت نمایند.
– والدینی هم هستند که به دلیل عدم رضایت از نوع فعالیت و تلاش فرزندشان برای کنکور،از اهرمهای فشار استفاده میکنند.

images....

در اینجا به 5 راهکار اساسی در این رابطه می پردازیم:

1- واقع گرایی:

درحال حاضر جنبه های غیرعلمی وغیرمنطقی زیادی در مورد کنکور وجوددارند که متاسفانه رایج هم میباشند. مشخص ترین نمونه ی این مشکل،اعلام وضعیت فوق العاده درآخرین فرصت است.درحالی که دانش آموزان توقع میرود ازهمان سال اول متوسطه با تلاش برای درک وفهم
مطالب،آمادگی های لازم را درخود ایجاد وتقویت نمایند،اما در عمل برای دانش آموزان،
هیچ سالی،سال آخر نمی شود به این ترتیب همه تلاشها،درس خواندنها وانگیزه ها درسال آخرجمع میشود. منطق حکم میکندکه این روند را روشی عاقلانه و واقعگرایانه ندانیم امادر هر حال خود این وضعیت، واقعیتی است که باید آن راپذیرفت. بیشتردانش آموزان با همین روند پا به آخرین سال تحصیلی میگذارند و لذا فشار وسختی زیادی رامتحمل میشوند،حداقل می توان به دانش آموزان پایه های ما قبل توصیه نمود که برای
آمادگی کنکور عاقلانه تر رفتارکنند وهمه چیز را به سال آخر موکول نسازند( لازم به ذکر است با توجه به اینکه دانش آموزان پایه های ما قبل کنکور کمتر می توانند اهمیت کنکور را درک کنند لذا لازم است با تشویق و ترغیب به درس خواندن مفهومی تر و کسب نمرات بالاتر و همچنین دادن آگاهی بیشتر در مورد کنکور ، آنها را برای سال آخر و کنکور آماده سازیم.)


در اینجا واقع گرایی درمورد والدین است که :
– اولا آنها توقعات خود را درخصوص احتمال موفقیت فرزندشان در کنکور بر اساس عوامل منطقی تنظیم کنید. مثلا از دانش آموزی که درسال های قبل پیش نیاز لازم را کسب نکرده و ضعف پایه ای دارد نباید توقع قبولی در یک رشتهی بالا داشت( اگرچه عیرممکن نیست). یا دانش آموزانی را که به هر دلیل از جمله تمایل برای ورود به بازارکار، انگیزه ی چندانی برای کنکور ندارند نمیتوان با اجبار به کنکور و ادامه تحصیل در دانشگاه علاقمند ساخت.

– ثانیا رفتار و برخورد والدین با فرزند نیز باید از منطقی تبعیت کند. دیده می شود که گاه حساسیت و تب وتاب بعضی از والدین بیشتر ازفرزند کنکوریشان است.باید مراقب باشید که به هیچ وجه نقشها جا به جا نشود. اگر کنکور را کار فرزندتان میدانید تقلا و حساسیت بیش از حد شما انگیزه های او را کاهش خواهد داد.

2- تقویت انگیزه های درونی:

اگر میخواهید همراه خوبی باشید به تلاشهای مثبت فرزندتان در این راه بیش از نکات منفی توجه داشته باشید و به اصطلاح انگیزه های درونی او را تقویت نمایید. با این کار حس مسؤلیت پذیری او را نیز افزایش خواهید داد. این عرف بعضی از والدین است،تا زمانی که فرزندشان کار خودش را می کندکاری به کار او ندارند چون تصور میکنند وظیفه اش را انجام میدهد. اما به محض این که کوچکترین نشانه ی تنبلی وکمکاری را مشاهده کردند بلافاصله عکس العمل تندی نشان میدهند.اتفاقا قضیه باید برعکس باشد. باید برای زمانی که وظیفه اش را انجام میدهد به او توجه کنید و نشان دهید که متوجه تلاش او هستید.از طرف دیگر فرزند شما ممکن است اشتباه کند،گاهی امکان دارد به استراحت نیاز داشته باشد وزمانی هم
انگیزه اش را از دست بدهد،اینجا هم شما به جای واکنش تند،باید کمی مدارا وتحمل را پیشه سازید و باز دنبال رفتارهای مثبت او باشید نه نشانه های منفی.
تاسف آور است که گاهی والدین میگویند فرزندشان هیچگونه حرکت مثبتی ندارد.آیا واقعا چنین چیزی امکان دارد؟
آیا این خود نشانهی حداکثر بدبینی نیست؟ اگر چنین تصوری در مورد فرزندتان دارید به احتمال زیاد شما بیش از حد بدبین هستید وگرنه همه ی انسانها به ملاطفت و مهربانی واکنش مثبت تری نشان میدهند تا بدبینی وتندخویی. باز یادآوری این نکته برای والدین لازم است که رفتارهای مثبت را نشانه بروید و به دنبال علایم اثبات تنبلی و از زیر کار
در رفتن نباشید.

3- اجتناب از تنش:

حتی اگر حق با شماست تا حد امکان از ایجاد تنش،درگیری،وجروبحث به خاطر مسائل ریز و درشت اجتناب نمایید. ما عادت داریم وقتی مشکل شروع شد میخواهیم مشکل را همان جاحل کنیم،چیزی که معمولا امکان ندارد مگردر صورت استفاده از روشه ای غیر از گفتگو!
باید یاد بگیرید که دعوا هم زمان های خاص خود را دارد. بله! باور کنید میتوان زمان هایی را هم برای دعوا تعیین کرد. یک مشکل درفضای آرام،منطقی ومسالمت آمیز بهتر حل می شود تا درمحیطی پر از اضطراب و استرس. یقین داشته باشید در یک فضای غیر منطقی و هیجانی،هیچ مشکلی به شکل منطقی حل نخواهد شد.
و یک نکته ی فوق العاده مهم دیگر : فرزند شما به خاطر شرایطی که در آن قرار دارد و فشاری که به او وارد می شود گاهی ممکن است رفتارهای تنشزا را از خود نشان دهد.بهانه گیری، نق زدن، رفتار تند و غیرمؤدبانه، بی قراری، سرجر و بحث رابازکردن، توقعات نامعقول و… ازجمله موارد رفتارهای تنشزا هستند. باز شما که درشرایط متعادل تری قرار دارید بهتر می توانید هم به آرامش اوضاع وهم به آرامسازی فرزندتان کمک کنید.اگر شما هم بخواهید عکس العمل نشان دهید به طور حتم اوضاع از آن چه که هست بدتر خواهد شد. تجربه نشان داده است که دانش آموزان کنکوری در مقاطعی به دلیل استمرار فعالیت،خستگی و یا فشارهای محیطی دچار افت میشوند. ایام بعد از امتحانات نوبت اول در مورد دانش آموزان پیش دانشگاهی،بعد از ایام عید،و نزدیکی های هفته های پایانی ازجمله مقاطعی است که افت روحیه درآن زیاد دیده می شود. هم والدین و هم دانش آموزان باید مراقب باشند،که این افت های مقطعی را غیرعادی تلقی ننمایند و بدانند که این وضعیت گذرا است. والدین دراین مقاطع نباید از **تقویت انگیزههای درونی** غافل بمانند.

4- میانه روی:

از قدیم گفته اند اعتدال درهمه چیز خوب است، حتی در کنکور! درخانواده های زیادی دیده میشود که به خاطر کنکور فرزندشان شرایط اضطراری و وضعیت فوق العادهای اعلام می شود.هرنوع رفت و آمد خانوادگی ممنوع میگردد. بعضی از والدین حتی دید و بازدید عید راهم قطع می کنند.بعضیها حتی تلویزیون راهم کاملا جمع میکنند.اینکه چنین رفتارهایی تا چه حد ضرورت داردجواب قاطعی ندارد چراکه شرایط خانواده ها فرق میکند. اما بازهم تکرار می کنیم:اعتدال در همه چیز خوب است.مهم رفتارهای تند،یک طرفه وحساسیت برانگیز نیست،نکتهی مهم اعتدال و منطق موجود در رفتارهاست. گاه ممکن است یک بار مهمانی رفتن یادیدن یکی از افراد فامیل ویا حتی یک سفرمختصر،انگیزه ای درفرزندتان ایجاد کندکه حتی عقب افتادگی چند هفته ای را جبران نماید.تحمل شرایطی سخت و یکنواخت برای مدت چندین ماه برای هرکسی مقدور نیست حتی اگر خودش رضایت داده باشد، ما چنین شرایطی را فقط برای 2ماه آخر توصیه میکنیم که در جای خود بدان اشاره خواهد شد….

5- عدم مقایسه:

یکی از لطمات سنگین خانواده ها برروی فرزندان،مقایسه ی آنها با دیگران است.بسیار پیش آمده که درجلسات مشاوره دانش آموزان کنکوری از وجود چنین جوّی در محیط خانواده به شدت ابراز نارضایتی کرده اند.مقایسه با دوستان افراد فامیل،فرزندان آشنایانی که قبول شده اند،اگر چه با هدف ایجاد انگیزه صورت می گیرد،ولی عملا نتیجه ای کاملا برعکس به بار می آورد وگاه حتی باعث تنفر وبیزاری دانش آموزان نه تنها ازکنکور،بلکه هر موضوع مرتبط با آن می شود.مقایسه روش خوبی برای ایجادانگیزه نیست ویاحداقل تنهاروش ممکن نیست.به جای آن**تقویت انگیزه های درونی** راتوصیه میکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.