يادگيري از راه بينش

اين پژوهش در سال 1920 ميلادي توسط يک دانشمند روان‌شناس به نام «ولفگانگ کهلر» انجام شد. آزمايش روي يک شامپانزه به اسم «سلطان» صورت گرفت و به اين دليل يادگيري از راه بينش گفته شد که هيچ بخش از مساله براي سلطان پنهان نبود يعني به همه‌ي جنبه‌هاي مساله توجه کرده است.

مساله‌ي مورد آزمايش:

کهلر، سلطان را در يک قفس فلزي قرار مي‌دهد و با فاصله‌ي 2 متري از قفس، يک موز (ميوه‌ي مورد علاقه‌ي سلطان) مي‌گذارد. در داخل قفس يک تکه چوب کوچک و با فاصله‌ي نيم متر بيرون از قفس يک تکه چوب بزرگ قرار مي‌دهد. حالا سلطان بايد بتواند چه‌گونگي رسيدن به موز را پيدا کند. در ابتدا سلطان جلوي قفس چمباتمه زده است زيرا نمي‌تواند با تکه چوب کوچک به موز برسد. چندين بار تلاش مي‌کند ولي چوب کوچک به موز نمي‌رسد.

به تکه سيمي که از قفس بيرون زده متوسل مي‌شود ولي باز هم نتيجه نمي‌گيرد. بالاخره خسته مي‌شود. از اين‌جا به بعد کار او تغيير مي‌کند يعني به دور و بر خود به دقت نگاه مي‌کند (هميشه در جريان اين آزمايش‌ها مکث‌هاي طولاني وجود دارد که طي آن‌ها حيوان، تمام منطقه‌ي ديد را به دقت وارسي مي‌کند.)بعد از آن دقت طولاني به‌طور ناگهاني آن تکه چوب کوتاه را برمي‌دارد. در مقابل تکه چوب بزرگ قرار مي‌گيرد و آن را از بيرون قفس با چوب کوتاه به سمت خود مي‌کشد و با برداشتن چوب بزرگ، موز را به‌دست مي‌آورد.

از لحظه‌اي که چشم شامپانزه به چوب بزرگ مي‌افتد، اعمال او کاملاً يکپارچه و بي‌وقفه مي‌شود يعني اين عمل به‌‌طور ناگهاني و به‌دنبال قدري درنگ و نگاه کردن دقيق به دور و بر انجام شده است. در ضمن وقتي شامپانزه مساله را يک بار حل کرد از آن پس مسائلي شبيه به آن را با کم‌ترين حرکت اضافي حل مي‌کند. زيرا يادآوري ذهني با گذشت زمان پايدار مي‌ماند.

wolfgang-kohler

سه ويژگي اساسي راه حل شامپانزه عبارتند از:

1) ناگهاني بودن بعد از بررسي مکث‌دار و دقيق.

2) دست‌يافتني شدن حل مساله بعد از کشف آن.

3) انتقال‌پذيري راه حل مساله به مسائل ديگر.

اين آزمايش به ما نشان مي‌دهد که براي حل هر گونه مساله (رياضي، فيزيک و شيمي و …) اول بايد با مکث کافی و دقت هر چه تمامتر به اطلاعات و داده‌هاي آن توجه کنيم تا نقشه‌ي حل آن در ذهنمان شکل بگيرد و چنان‌چه اين اتفاق بيفتد به‌طور ناگهاني به حل مساله پي خواهيم برد و به همين دليل است که اگر حس کرديم جواب مساله‌اي را نمي‌دانيم نبايد سريع به پاسخ‌نامه‌ي تشریحی کتاب مراجعه کرد بلکه بایستی دقايقي روي آن مساله مکث کرد تا هم به خوبی ذهن ورزيده شود و هم داده‌هاي مساله براي ما بطور کامل روشن گردد.

اگر چنين شيوه‌اي را براي حل مساله به‌کار بگيريم شايد در مراحل اوليه تعداد مساله‌هايي که مي‌توانيم حل کنيم کم باشد ولي در روزها، هفته‌ها و يا ماه‌هاي بعدي سرعت و قدرتِ پيدا کردن راه حل در ذهنمان، فوق‌العاده بالا مي‌رود و مي‌توانيم در زمان کوتاه‌تر، مساله‌هاي بيش‌تري حل کنيم.

البته استمرار (يعني هر روز مساله حل کردن)، تمرين و تکرار (يک مساله را در روزهاي مختلف چند بار حل کردن) بسيار کلیدی و تأثيرگذار است.

به گفته‌ي يکي از داوطلبان برتر کنکور سراسری، تست‌هايي را که به دليل داشتن نکته و يا پيچيدگي، علامت‌دار کرده بود را تا خرداد ماه حدود 5 بار تکرار کرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.