پنجره اي به يک تجربه موفق: والدينم درکم نمي‌کنند(بخش پایانی)

در دو بخش گذشته از این سلسله از مقالات به بیان مشکلاتی پرداختیم که گاهی اوقات در در روابط والدین و فرزندان کنکوری آنها دیده می شود.در این قسمت نیز همانند قسمت قبل به بیان راهکارهایی برای رفع این مشکلات می پردازیم.
 
در ضمن، بسياري از جوانان، فقط از دريچه ذهن خودشان به اين عدم تفاهم نگاه مي‌کنند و هيچ وقت خود را جاي والدينشان نمي‌گذارند. براستي آيا همه اشتباهات از سوي آنهاست؟ آيا آنها متعصب و ناآشنا با نحوه برخورد با نوجوانان هستند و شما برخوردي صحيح و مؤدبانه داريد؟ آيا بموقع صحبت کردن و چگونه حرف زدن را با آنها بلديد و توجه داريد که گاه آنها با مشکلات و معضلات بزرگي روبرو مي‌شوند و دليل عدم توجه آنها، درگيري شديد ذهني‌شان است و اين گونه نيست که به شما بي اعتنا هستند يا برايتان ارزشي قايل نيستند؟
 
آيا شما محبت و علاقه خود را به آنها نشان داده‌ايد يا منتظر هستيد که تنها در زير باران محبتشان  قرار گيريد و آنها يکجانبه به شما عشق بورزند و انجام اين کار را يک وظيفه براي آنها مي‌دانيد؟ کمي عادلانه‌تر قضاوت کنيد و همه اشتباهات را به گردن والدينتان نيندازيد و مطمين باشيد که جوانه محبت بسرعت رشد مي‌کند و نتيجه آن را بزودي در برخوردهاي والدينتان خواهيد ديد.
 
images
 

و اما برويم سراغ درس خواندن و اينکه چگونه مي‌توان در محيطي که فردي يا افرادي انرژي منفي مي‌دهند، خوب درس خواند. دوستان عزيز! بايد پذيرفت که زندگي ما افکار ماست؛ پس براي يک زندگي بهتر، بايد افکار بهتري داشت؛ يعني تحت هیچ شرایطی نبايد اجازه بدهيد که زندگي‌تان از بيرون شکل بگيرد. نبايد اجازه بدهيد که گردبادها شما را به هر سمتي بکوبد و در نهايت شما را له کند. وقتي اراده و  روحيه خود را  به يک چشمه هميشگي، که همان «انرژي از درون خودتان» است، وصل کنيد، هميشه اراده و روحيه اي سرسبز خواهيد داشت و بدون شک پیشرفت و موفقيت از آن شما خواهد بود.
 
براي مثال، مي‌توان به "ماتسوشيت"، بنيان گذار و متحول کننده لوازم خانگي و الکتريکي پاناسونيک، اشاره کرد. او هيچ گاه به دانشگاه نرفت، در سنين کودکي پدرش را از دست داد و از نظر جسمي چنان ضعيف بود که تقريباً همه پيش‌بيني مي‌کردند که دير يا زود، در اثر بيماري خواهد مرد و هميشه در حال سرفه کردن بود و علي‌رغم ضعف جسماني شديد، چون برادر ديگرش در اثر بيماري فوت کرده بود، عملاً تامين معاش و زندگي خانواده‌اش به دوش او بود و در این شرایط بود که او تنها نان آور خانواده شد و با سيم‌کشي ساختمان به تامين مايحتاج خانواده مشغول گرديد؛ اما باورهاي قوي به او کمک کرد که بنيان‌گذار يکي از بزرگترين شرکت‌هاي ژاپني شود. .کتاب سرگذشت او فقط در ژاپن براي ميليون‌ها ژاپني الهام بخش بوده است.
 
البته وقتي ديگران ما را تشويق مي‌کنند خوب است، ولي آن تشويق، همچون يک باران فصلي لحظه‌اي، کوتاه، غيرقابل پيش‌بيني و تقريباً خارج از کنترل است؛ پس هرگز بیش از اندازه به آن اميد نبنديد و به جاي آن بکوشيد که  سرچشمه تشويق و انرژي را در خود کشف کنيد و از درون پرانرژي باشيد. اين چشمه تا زنده هستيد، هم براي خودتان و هم براي ديگران، سرسبزي و طراوت به ارمغان مي‌آورد و حتي بعد از رفتن به ديار باقي، همچنان براي ديگران الهام بخش است؛ همان طور که دکتر حسابي و آقاي ماتسوشيت و ديگران بودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.