پیام روز: بدان ، بگو ، یادبگیر!

سلام

کنارم نشسته بود و با صبوری تمام مسئله را حل می‌کرد. در خلال توضیح دادن‌هایش فراموش نمی‌کرد که حرف‌های با نمکی بزند تا فضای یاددادن و یادگرفتن خشک و خسته کننده نشود.

چندتایی پرسش ریاضی و بعد هم یکی دو پرسش عربی و پس از پاسخ گویی چند تست ادبیّات ، قسمتی از درس دین و زندگی را هم برایم توضیح داد. وقتی مطمئن شد که دیگر پرسشی ندارم گفت:«روز خیلی خوبی بود. از این که فرصت مرور آموخته‌هایم را فراهم کردی سپاسگزارم.»

index

گفتم: «من وتو وضعیّت‌مان شبیه به هم است. با هم رقابت داریم. برای‌مان مهم است که در آزمون های آزمایشی که در آن شرکت می کنیم درصد و رتبه‌ی بالاتری نسبت به هم کسب کنیم. آن وقت تو این طور صبورانه درس‌ها را برایم توضیح می‌دهی و در آموختن کمکم می‌کنی؟ نمی‌ترسی از این که از تو پیش بیافتم و جایگاه بهتری کسب کنم؟ اگر من آن‌چه را که توضیح دادی ، بلد نباشم ، تو با خیال آسوده‌تری یکّه تاز میدان رقابت نخواهی شد؟»

لبخندی زد و گفت:«به نظر تو رقابت تک نفره اصلاً رقابت است؟ بله درست است که ما با هم رقیبیم، درست است که هر کدام‌مان تلاش می‌کنیم وضعیّت بهتری نسسبت به دیگری داشته باشیم، امّا اگر تو یا من مسئله‌ای را ندانیم و نتوانیم پاسخ دهیم آیا رقابت درستی وجود خواهد داشت؟ رقابت وقتی معنی دارد که شرایط یکسان باشد.

درست است که ما با هم رقابت داریم امّا فراموش نکن قبل از این که رقیب باشیم ، رفیقیم و عاقلانه نیست که رفاقت را پای رقابت قربانی کنیم و بعد تأسّف بخوریم دریغ و درد که تا این زمان ندانستم / که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق . تو رفاقت را در حقِّ من با فراهم کردن فرصت مرور آموخته‌هایم تمام می‌کنی ، نامردی است من کوتاهی کنم و به تو نیاموزم.»

با خود می‌اندیشم بعضی‌ها چه روح بلندی دارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.