چالش‌های زندگی‌تان را دوست داشته باشید…

زمانی که فیل‌های کوچک را تربیت می­کنند، طنابی به پاهایشان می­ بندند و آن را به تیرکی وصل می ­کنند که در داخل زمین محکم شده است. فیل­های کوچک بارها تلاش می­کنند که تیرک را از جا بکنند و خود را آزاد سازند، اما موفق نمی ­شوند و سرانجام زندانی بودن خود را می ­پذیرند. با گذشت زمان، فیل ­ها بزرگ می­شوند و توانایی آن را دارند که با یک ضربه، خود را آزاد سازند؛ اما این کار را نمی­کنند و همچنان زندانی باقی می­ مانند.
 
در واقع فیل­ ها زندانی ذهن خود هستند و این توهم را دارند که قادر به آزاد کردن خود نیستند و به خاطر همین وهم و خیال باطل، برای آزادی خود تلاش نمی ­کنند و تسلیم می­شوند.
ما انسان­ ها نیز همین طور هستیم و گاه فکری ما را با طناب به یک تیرک متصل می­ کند، و در حالی که توانایی انجام بسیاری از کارها را داریم، افکار گذشته باعث می ­شوند که تسلیم شویم.
 
mechanism-of-challenge-page-image

چالش‌های زندگی، هدیه‌هایی ارزشمند
همۀ ما هر روز، چالش­ های باور نکردنی زیادی داریم که می ­توانیم از آنها درس­های فراوانی بیاموزیم و این چالش‌ها و مشکلات را بهترین معلم خود بدانیم تا شاهد پیشرفت در زندگی خود شویم.
 
مشکلات، این فرصت را به ما می­دهد تا ذهن خود را پرورش دهیم، نگاه جدیدی به زندگی داشته باشیم و به گونه‌ای دیگر و با اشتیاق بیشتر، موارد با اهمیت را بشنویم و عملی سازیم. با مشکلات می‌فهمیم که چگونه و کجا، خودمان را محدود کرده‌ایم و می ­توانیم به دنبال راهی باشیم که قدرت، جایگزین ترس شود.
 
دلیل ترس­ های ما، فکر کردن به گذشته و نگرانی از آینده است؛ به عبارت دیگر، ترس، توهم و نقابی از ناراحتی‌ها و گرفتاری­ های گذشته است؛ برای مثال، دانش ­آموزی که در یکی از دروس خود چند بار نمرۀ بد یا غیر قابل قبولی گرفته است، تصور می‌کند که هیچ وقت نمی‌تواند از پس این درس بربیاید. او ترس از این درس را در ذهن خود پرورش می ­دهد و به مرور، توان و علاقه‌ای ندارد که سراغ درس مورد نظر برود؛ در حالی که اگر نمرۀ بد را یک چالش در نظر بگیرد که می­ توان با شجاعت با آن مقابله کرد، می­ تواند با تفکر و تعقل، نه تنها از پس این مشکل که از پس مشکل­ های مشابه نیز برآید.
 
به یاد دارم که چند سال پیش، یکی از دانش‌آموزانم با هندسه تحلیلی مشکل اساسی داشت و حتی در یکی از آزمون­ های آزمایشی، فقط به هفت درصد سؤال­ های این درس پاسخ صحیح داده بود.خودش می­گفت بیشتر از آنکه از هندسه تحلیلی بدم بیاید، از آن می‌ترسم! بالاخره تصمیم گرفت که سراغ این درس برود. برای اینکه بتواند نتیجه بگیرد، یک برنامه دقیق برای مواجهه با این درس ریخت و ساعاتی را که برای مطالعه نیاز دارد، تعیین کرد.  در ابتدا سراغ کتاب درسی رفت و تمام مباحث درسی را خواند و همۀ تمرین­های کتاب را حل کرد و به معنای واقعی کلمه، «واو» به «واو» کتاب را خواند و از آنها نکته درآورد. بعد سراغ جزوه معلم رفت و در نهایت، کتاب‌های کمک آموزشی و تستی پیشرفته را در همین درس خواند و سرانجام به گفتۀ خودش توانست بر چالش برانگیزترین درس دبیرستان غلبه کند و در آزمون سراسری به هر هشت سؤال هندسۀ تحلیلی پاسخ صحیح دهد.
 
دانش آموز دیگری با درس فیزیک مشکل داشت و با اینکه برای فراگیری این درس، تست‌های زیادی زده بود، اما آن‌قدر از این درس و تست‌های آن می­ ترسید که تصمیم گرفته بود در آزمون سراسری، سؤال‌های این درس را کنار بگذارد. در گفت گویی که با هم داشتیم وی تصمیم گرفت که مشکلش را با دبیر فیزیکش در میان بگذارد و طبق نظر او عمل کند. نتیجه این شد که قرار شد به جای آنکه تست‌های بسیار حل کند، تعداد کمتری را به دفعات حل نماید و هر دفعه تلاش کند تا  شیوه‌های جدیدتری برای حل کردن  یک تست پیدا کند؛ البته تست جدید هم می زد، اما کمتر، و در نهایت هم در آزمون سراسری، فیزیک را ۷۳ درصد زد!   
 
پس به جای آنکه در مواجهه با مشکلات، نقابی از ترس به چهره بزنید، از مشکلات، پلی به سوی پیروزی بسازید. لازمۀ انجام این کار، آن است که  با تمام وجودتان ایمان داشته باشید که می­توانید موفق شوید؛ زیرا این قلب است که ترس را از بین می­برد و به ما احساس امنیت می­بخشد. هنگام ترس، دست راست خود را بر  قلبتان بگذارید و نفس عمیقی بکشید؛ با انجام این کار به آرامش می ­رسید. به قلب خود ایمان داشته باشید و بدانید که با خواست و همّت شما، همۀ موارد به طور عالی انجام می­ شوند.  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.