چگونه نابغه خلاق درون خود را بیدار کنید(بخش ۱ از ۳)

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که خلاقیت چگونه ایجاد می‌شود و چگونه می‌توان فکر مبتکرانه داشت و به دنبال آن، کار خلاقانه ارایه کرد؟ 
 
خلاقیت چیست؟
جریان خلاقانه، شامل ایجاد ارتباطات جدید بین ایده‌های قدیمی یا درک ارتباط بین مفاهیم است. تفکر خلاقانه، به معنای ایجاد چیزی جدید از هیچ نیست، بلکه بیشتر به این معناست که از آنچه موجود است استفاده کنیم و اجزاء و بخش‌های مختلف آن را به روشی به کار گیریم که تا قبل از آن در گذشته انجام نشده است.
با اینکه خلاق بودن آسان نیست، تقریباً تمام ایده‌های بزرگ، جریان یکسانی از ابتکار را دنبال می‌کنند. در سال ۱۹۴۰ میلادی، مدیر اجرایی یک شرکت  تبلیغاتی به نام «جیمز وب یانگ» مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن اعتقاد داشت که  جریان خلاقانه، همواره در پنج مرحله رخ می‌دهد.
 
۱۹۲۰_doctors039day2018

 
جریان  خلاقانه:
۱- جمع آوری اطلاعات جدید. در مرحله اول. شما یاد می‌گیرید که در این مرحله، روی یادگیری مطالبی خاص که مستقیماً به کار شما وابسته است تمرکز کنید و همچنین مطالب کلی را با دریافت مفاهیم گسترده می‌آموزید.
۲- مرور کامل اطلاعات در ذهنتان. در این مرحله، شما آنچه را که آموخته‌اید، با نگاه کردن به حقایق از زوایای مختلف و آزمودن انواع ایده‌ها به روش‌های مختلف، امتحان می‌کنید.
۳- دوری از مشکلات. شما سپس، ذهن خود را از مشکلات دور کرده و خود را مشغول به انجام کاری می‌کنید که به آن علاقه دارید و به شما انرژی می‌دهد.
۴- بگذارید که آن ایده به سوی شما بازگردد. در همان نقطه‌ای که از فکر کردن بیش از حد دست می‌کشید، ایده شما، مانند جرقه‌ای، با انرژی به سوی شما باز می‌گردد.
۵- ایده خود را بر اساس بازخوردی که دریافت می‌کنید، شکل داده و ارتقاء بخشید. برای موفق شدن هر ایده‌ای، شما باید آن را به دنیا معرفی کنید و برای نقد شدن ارایه دهید، و اگر نیاز بود، آن را تغییر دهید.
 
آیا چیزی به نام «خلاق بودن ذاتی» وجود دارد؟
با آنکه ما معمولاً تصور می‌کنیم که خلاقیت، یک مهارت طبیعی و ذاتی است که تنها برخی افراد از آن برخوردارند، تحقیقات نشان داده است که هم خلاقیت و هم ناتوانی در ایجاد خلاقیت، قابل فراگیری هستند.
بر اساس گفته‌های پروفسور روان‌شناسی «بارابارا کرِ» و مطابق تحقیقی که با مطالعه روی طرز فکر تعدادی از دوقلوها انجام شد، حدوداً ۲۲ درصد از خلاقیت افراد بستگی  به ژن‌های آنها دارد.
این تحقیقات نشان می‌دهد که ادعاهایی مانند: «من از آن دسته افراد خلاق نیستم»، تنها بهانه‌ای ضعیف برای سرباز زدن از تفکر خلاقانه است. قطعاً برخی از افراد، خلاقیت بیشتری نسبت به سایرین دارند، اما با این حال، تقریباً همه افراد، با سطحی از مهارت تفکر خلاقانه به دنیا می‌آیند و بخش اعظمی از توانایی ما در تفکر خلاقانه، قابل یادگیری است.
 
 محدودیت، خود سبب خلاقیت میشود
این محدودیت، چه مربوط به زمانی باشد که شما می‌خواهید کار خود را ارایه دهید و چه مربوط به امکانات مادی و معنوی باشد که در اختیار دارید، معمولاً نتایج بهتری را ایجاد می‌کند.
اگر قد شما ۱۶۰ سانتی متر باشد، نسبت به فردی که ۱۸۰ سانتی متر قد دارد، راه‌های خلاقانه‌تری را برای پرتاب کردن توپ به داخل تور در بازی بسکتبال پیدا می‌کنید. اگر شما عکاس هستید و تنها یک نوع لنز برای عکاسی دارید، راه‌های خلاقانه بیشتری را برای ثبت زیبایی‌های سوژه و طبیعت خواهید یافت تا آنکه همه لوازم و تجهیزات لازم در اختیارتان باشد. از طرفی محدودیت‌ها، شما را مجبور می‌کند تا کاری بکنید. نویسنده معروفی به نام دکتر «سیوس» می‌گوید که محدودیت، سبب شد تا او پرفروش‌ترین کارهای خود را در غیرمعمول‌ترین مکان‌ها خلق کند. او می‌گوید: «زمانی که در یک سفر با اتومبیل به سمت غرب ویرجینیا، در کنار راننده نشسته بودم، مقاله‌ای نوشتم، و هنگامی که در تعطیلات برای دیدن والدین خود رفته بودم، مقاله‌ای دیگر نوشتم، و مقاله‌ای دیگر را در فرودگاه‌ها بین رفت و آمدهای سفرهای هوایی‌ام نوشتم. اگر برنامه‌ریزی درست نداشتم. مطمیناً نوشتن همه اینها را به زمانی دیگر موکول می‌کردم یا اصلاً هیچ گاه آنها را نمی‌نوشتم. محدودیت، شما را مجبور می‌کند که برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشید و کارها را به انجام برسانید.» 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.