کنکوری های 96، با انگیزه باشید(قسمت سوم)

«دست و دلم به درس خواندن نمي‌رود و هر چه مي‌خواهم خودم را متقاعد کنم که بايد درس بخوانم، نمي‌توانم؛ چه کار کنم»؟ اين جمله را ممکن است که شمار قابل ملاحظه‌اي از داوطلبان در طي دوره آمادگي براي کنکور بگويند.

نداشتن انگيزه ممکن است که از همان ابتدا، يک داوطلب را از مطالعه بازدارد يا در طي دوران آمادگي، به دلايل مختلفي براي وي پيش آيد و او را از ادامه مسير نااميد سازد. به دليل اينکه نداشتن انگيزه به صورت کوتاه مدت (از چند دقيقه گرفته تا چند روز و حتي چند ماه) براي مطالعه و آمادگي داوطلبان مشکل ايجاد مي‌کند، در اين سلسله از مقالات سعي مي‌کنيم تا درباره نقش انگيزه در موفقيت و علل و زمينه‌هاي از بين رفتن و ايجاد آن در  طول آمادگي براي کنکور، با شما صحبت کنيم.

self-motivation

.
4ـ به لذت هاي نهايي توجه کنيد، نه دشواري هاي مسير
براي شروع هر کار بايد اين نکته اساسی را قبول کنيد که بدون هیچگونه شک و تردیدی دشواري هايي در مسير وجود دارد و بايد با تمام وجود تلاش کنيد تا به اهداف خود و آنچه برايتان لذت بخش است، دست پیدا کنید. پذيرش دشواري مسيري که در پيش داريد، شما را براي مقابله با سختي‌هاي راه و پيشرفت آماده مي‌کند. هر کاري که ما به انجام آن مبادرت مي‌کنيم، حتماً بسته به نوع کار، سختي‌ها و مشکلاتي را با خود به همراه دارد.
 
اگر شما اين موضوع را قبول نکنيد که در راه آمادگي براي آزمونی مهم و سرنوشت ساز چون کنکور سراسری ممکن است که دچار سختي شويد يا مجبور شويد که از بسياري از کارهاي مورد علاقه خود در اين مدت صرف‌نظر کنيد، حتماً انگيزه خود را از دست خواهيد داد و نخواهيد توانست بخوبي قدم در راه بگذاريد و پيشرفت کنيد.
 
اين موضوع، بخصوص در ابتداي کار و تا وقتي که به اصطلاح کارهايتان به روال نيفتاده است، ممکن است که براي شما کمی سخت باشد؛ پس حتماً، براي اينکه انگيزه خود را از دست ندهيد، به دشواري‌ها به عنوان يکي از جذابيت هاي رسيدن به هدف و موفقیت فکر کنيد و نه موانعي که بر سر راه شماست و شما توان مقابله با آن را نداريد.
 
اگر بايد روزي 40 صفحه مطالعه کنيد، فکر خود را به رنج روزي 40 صفحه مطالعه کردن متمرکز نکنيد؛ بلکه به لذت‌هاي نهايي که از حاصل اين کار نصيبتان مي‌شود، توجه کنيد. آنچه شما را به تلاش پي‌گير و مستمر وا‌ مي‌دارد، ميل به جذب لذت‌هاست. کساني از کوه بالا مي‌روند و قله را فتح مي‌کنند که لذت رسيدن به قله را در ذهن بپرورانند. اين افراد در طول مسير هرگز به دشواري راه نمي‌انديشند؛ بلکه خود را در آن بالا مجسم مي‌کنند و به اين فکر مي‌کنند که از آن بالا همه چيز زيباست. همين شوق ذهني باعث مي شود که آنها براحتي، دشواري مسير را بپذيرند و پيش بروند؛ حال آنکه اگر آنان، تمام ذهنشان را معطوف به دشواري مسير مي‌کردند و مدام به اين فکر مي‌کردند که چقدر تا پايان راه باقي است، اين رنج که در ذهنشان مجسم مي‌شد، بسرعت آنها را خسته مي‌کرد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.