کنکوری ۹۸:علّت مشکلت را دریاب!

سلام

دلش می‌لرزید و دائم نگران بود که نکند اوّلین نفر باشد. سرش را پایین انداخته بود تا چشمش با نگاه معلّم برخورد نداشته باشد. امّا نامش را که شنید ، ایستاد و طنین صدای آموزگار در گوشش پیچید که :«خوب ، چه کردی؟»

به وضوح صدای قلب خودش را می‌شنید. حتّی احساس می‌کرد رنگش هم پریده است. بریده بریده گفت: «خ خ خیلی خوانده بودم. امّا در آزمون نتوانستم از دانسته‌هایم استفاده کنم. هر پرسشی را که نگاه می‌کردم، بلد بودم امّا نمی‌توانستم جواب دهم. انگار دست و مغزم قفل شده بودند. البتّه دو پرسش را حل کردم که ای کاش حل نکرده بودم. چون با دو اشتباه محاسباتی ساده هر دو تست اشتباه شد.»

۵-ways-companiesusing-mobile-learning-technology

نمی‌دانست در این لحظات با چه واکنشی از سوی معلم روبه رو خواهد شد. برای همین هنوز سرش پایین بود و زمین را نگاه می‌کرد. معلّم پرسید: «و آن دو اشتباه چه بود؟»

گفت: «در یکی ۲×237 را ۴۶۴ محاسبه کردم و در دیگری هم به دلیل نیمه خواندن پرسش ، مسأله را اشتباه حل کردم. برای همین درصدم منفی شد.»  معلّم گفت: «سرت را بالا بگیر» و ادامه داد «درصدت مهم نیست. امّا خودت فکر می‌کنی علّت چه بوده است؟»

سرش را بالا آورد و گفت: «اگر همراه مطالعه ، تست هم زده بودم و تمرین بیش‌تری داشتم ، حتماً می‌توانستم به پرسش‌ها پاسخ دهم. البتّه در مورد دو پرسش که پاسخ دادم ولی غلط بود فکر می‌کنم باید بیش‌تر دقّت می‌کردم. ضرب چیزی نبود که نتوانم حل کنم و یا اگر پرسش را کامل خوانده بودم حتماً از راهی که رفتم ، نمی‌رفتم.»

این بار نگاهش در نگاه معلّم گره خورد. اخم و ناراحتی در چهره‌ی او دیده نمی‌شد. وقتی دلش آرام شد که شنید آموزگار می‌گوید: «پس آزمون خوبی دادی، چون نتایج خوبی گرفتی. اطمینان دارم با درس گرفتن از این آزمون و مهمتر از آن عمل کردن به تجربه‌ های این آزمون، در آزمون‌های بعدی درصدت راهم جبران خواهی کرد.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.