گفت‌وگو با سینا ملکیان رتبه ۲ کنکور 91 ریاضی

آقای ملکیان! به عنوان اولین سوال این قسمت لطفا در مورد ترتیب پاسخگوییتان به سوالات دفترچه عمومی بگویید.

من مطابق با ترتیب دفترچه و در ۲ مرحله به سوالات عمومی پاسخ ‌دادم، البته این کار را قبلا در آزمون‌های گاج تمرین کرده بودم. در مرحله اول برای هر درس زمانی کمتر از زمان در نظر گرفته شده وقت ‌گذاشتم و سریع پیش رفتم تا فقط به سوالاتی که می‌توانم، پاسخ دهم و زمان را از دست ندهم. به همین دلیل اصلا به سوالات وقت‌گیر مانند تست‌های شمارشی ادبیات نگاه نکردم.

با این روش در دور اول توانستم ۱۲ سوال ادبیات را در ۱۰ دقیقه، ۲۵ سوال دینی را در ۱۰ دقیقه‌، ۲۵ سوال عربی را در ۲۰ دقیقه و همه سوالات زبان را در ۱۵ دقیقه پاسخ دهم. بنابراین حدودا یک ربع از زمان پاسخگویی به دفترچه عمومی باقی ماند که طبق معمول بیشتر آن صرف ادبیات شد، اما کمابیش ‌رسیدم به سوالات دیگر نیز پاسخ بدهم.

مگر وضعیت درسیتان در ادبیات چطور بود؟

من از اول در این درس با مشکل مواجه بودم و شاید همین عامل باعث شد ادبیات کنکورم را ۶۹ درصد بزنم. به نظر من ادبیات صرفا درسی حفظی نیست و نیاز به توانایی بالایی بویژه در درک اشعار دارد، بهتر است به صورت موضوعی خوانده و برای قرابت معنایی حتما تست‌های زیادی زده شود.

به همین خاطر من هم از مهرماه با قرابت معنایی به طور جدی شروع به کار کردم و بعد از عید همین که فهمیدم در بعضی از قسمت‌ها مثل زبان فارسی و غلط املایی مشکل دارم، آن‌ها را جداگانه خواندم و تست زدم. با توجه به اینکه توانسته بودم پیش از کنکور به درصدهای مطلوبی در تست‌زنی این درس برسم، انتظار داشتم ادبیات را در کنکور حداقل بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد بزنم که متاسفانه نشد.

nafarbartarryazi91

چه راهکاری را برای موفقیت در درس دوست‌داشتنیتان یعنی عربی به داوطلبان پیشنهاد می‌کنید؟

من با عربی مانند یک درس اختصاصی رفتار می‌کردم. روش مطالعه‌ام برای هر درس از کتاب عربی به این صورت بود که ابتدا لغات انتهای کتاب مربوط به آن درس را ۳ یا ۴ بار می‌خواندم و لغات عربی‌اش را روی یک برگه می‌نوشتم، سپس متن درس را به صورت دقیق ترجمه می‌کردم. بعد از مطالعه قواعد از روی کتاب و جزوه، تمرینات کتاب را حل کرده و کلمه به کلمه مورد بررسی قرار می‌دادم.

در پایان هم لغاتی که قبلا نوشته بودم، معنی می‌کردم و لغاتی که معنیشان را فراموش کرده بودم یک‌بار دیگر می‌خواندم. مهم‌ترین بخش عربی تست‌زنی است و مهم‌تر از آن بررسی تست‌ها یعنی به جای اینکه ۱۰۰ تست بزنیم و رد شویم، بهتر است ۲۰ تست بزنیم، ولی هر تست را بررسی کنیم؛ حتی علت غلط بودن ۳ گزینه دیگر را هم بدانیم. با این کار می‌توانیم قدرت تجزیه و تحلیلمان را افزایش دهیم و از نکات مطرح شده در تست‌ها نیز استفاده کنیم.

عربی درسی است که هم در مطالعه و هم در تست‌زنی آن باید از قواعد و تکنیک‌هایی استفاده کرد. به طوری که خیلی از تست‌های قواعد را می‌توان با استفاده از ترجمه زد و بالعکس. بنابراین من به استثنای سوالات درک مطلب، ۱۷ تا ۱۸ سوال کنکور را با روش «حذف گزینه» زدم.

همیشه درصدهای خوبی در این درس کسب می‌کردید؟

نه. اتفاقا به دلیل ضعفی که در درک مطلب عربی داشتم، درصدم در پاسخگویی به سوالات عربی کنکورهای قبل پایین می‌شد. سر جلسه کنکور هم با دیدن سوالات درک مطلب اول خودم را باختم، اما بعد از خواندن سوالات متوجه شدم می‌توانم به آن‌ها جواب بدهم. در مرحله اول پاسخگویی به سوالات عمومی توانستم تنها به ۲ سوال درک مطلب پاسخ دهم و در مرحله دوم به ۲ سوال باقی‌مانده البته با کمک گرفتن از اطلاعات عمومی‌ام جواب دادم. خدا را شکر پاسخ‌ها درست بود و نمره این درس ۱۰۰ درصد شد. به داوطلبان هم توصیه می‌کنم اعتماد به نفس داشته باشند و بدانند اگر سوالی سخت است برای همه سخت است.

به نظر شما اهمیت مطالعه کتاب درسی عربی، علاوه بر جزوات تا چه حد است؟

فوق‌العاده مهم است. باید کتاب را خوب بخوانند؛ چون یک سری جمله‌ها از خود کتاب است.

زبان انگلیسی شما در چه سطحی بود؟

من دوره‌های آموزشگاهی زبان را به طور کامل گذرانده ‌بودم. به همین دلیل در مدت آمادگی برای کنکور تنها نیم‌ساعت آن هم روز قبل از کنکور زبان خواندم. درصد زبانم در تمام آزمون‌ها و کنکور ۸۹ درصد شد. علت غلط زدن ۲ تست کنکور را هم در عجله‌ام برای شروع دور دوم پاسخگویی به سوالات و اطمینان بیش از اندازه‌ای که‌ به کسب درصد کامل این درس داشتم، می‌دانم.

حالا از درس دین و زندگی بگویید.

من با دین و زندگی به‌ویژه کتاب‌های پایه آن مشکل داشتم و برای اینکه ضعفم در این درس روی سایر درصد‌هایم تاثیر منفی نگذارد، کتاب‌های آن را در تعداد دفعات بیشتری خواندم. به این شکل که اول کتاب درسی را می‌خواندم و بعد تست‌های کتاب میکروطبقه‌بندی گاج را می‌زدم. آنقدر این درس را خوانده بودم که نزدیک کنکور کتاب دین و زندگی۲ را در ۲ ساعت، دین و زندگی۳ را در یک ساعت و نیم و دین و زندگی پیش را در ۲ ساعت مرور کردم. با اینکه دین و زندگی کنکور ۹۱ نسبت به سال‌های قبل سخت بود، اما موفق شدم آن را ۸۵ درصد بزنم.

آیا شیوه پاسخگوییتان به دفترچه اختصاصی همانند دفترچه عمومی بود؟

قبل از کنکور احتمال می‌دادم ریاضی و فیزیک آسان و شیمی سخت باشد. سر جلسه کنکور از درس ریاضی شروع کردم و بعد سراغ فیزیک رفتم. دیدم واقعا ریاضی و فیزیک راحت است؛ اما هنوز از شیمی می‌ترسیدم. بالاخره این درس را شروع کردم و دیدم با اینکه سوالاتش نسبت به ریاضی و فیزیک از سطح بالاتری برخوردار است، اما آنچنان که فکر می‌کردم، سخت نیست.

با این اوصاف ۵۵ سوال ریاضی را در ۵۲ دقیقه، سوالات فیزیک را در ۴۵ دقیقه و شیمی را در‌‌ همان ۳۵ دقیقه خودش پاسخ دادم. بنابراین ۴۰ دقیقه زمان اضافه آوردم. البته وقت اضافه خیلی وسوسه‌انگیز و خطرناک است؛ اما چون من به جواب‌ها اطمینان داشتم، این وقت اضافه تغییری در خانه‌های پر شده پاسخ‌نامه‌ام ایجاد نکرد.

شما هر سوال ریاضی را در کمتر از یک دقیقه پاسخ داده‌اید. آیا به نظرتان پیش‌زمینه‌ای مانند المپیاد در موفقیت شما موثر بوده است؟

نه. با اینکه سال سوم در مرحله اول المپیادهای ریاضی، فیزیک، شیمی، نجوم و کامپیو‌تر قبول شدم، اما نتوانستم به مرحله دوم راه یابم. به نظرم موفقیت در این درس تنها در گرو کار زیاد است. من ریاضی را با تمرکز می‌خواندم و همه قسمت‌هایش را می‌فهمیدم. بعد به حدی تست می‌زدم تا قدم‌های حل مساله را یاد بگیرم.

خواه ناخواه باید این واقعیت را بپذیریم که ریاضی مهم‌ترین درس رشته ریاضی- فیزیک است و با توجه به تعداد کتاب‌هایش – دیفرانسیل، گسسته، تحلیلی، هندسه و… – نیاز به صرف وقت زیادی دارد. من برای هر کدام از کتاب‌های ریاضی خیلی وقت گذاشتم و خیلی تست زدم. به عنوان مثال برای هر آزمون از درس دیفرانسیل حداقل ۳۰۰ تست می‌زدم و آن را به صورت موضوعی می‌خواندم، طوری که مباحث مشترک در کتاب‌های پایه را نیز پوشش دهد.

با این میزان تست‌زنی حتما توانستید به تیپ‌شناسی سوالات دیفرانسیل برسید، اینطور نیست؟

میزان تست‌زنی‌ام به حدی بود که همه تست‌های دیفرانسیل را زدم. پس از همه نظر آمادگی کامل داشتم. کتاب دیفرانسیل گاج شاهکار بود، می‌توانم بگویم گاج خاکستری، طلایی و آنقدر مفید بود که بعضی سرفصل‌هایش را دو بار زدم.

امسال سطح سوالات ریاضی کنکور نسبت به سال ۹۰ پایین‌تر بود و ۲ سوال مشکوک به غلط هم داشت. به دلیل تست زیادی که زده بودم، به راحتی سوالات غلط را تشخیص دادم و حتی فهمیدم طراح چه چیزی می‌خواهد.

با کابوس نظریه اعداد و گسسته چطور کنار آمدید؟

من با دیدن سختی سوالات گسسته کنکور ۹۰ واقعا از این درس می‌ترسیدم. به همین خاطر برای مبحث نظریه اعداد از تست‌های زیادی استفاده ‌کردم و فکر کنم که بالغ بر ۸۳۰ تست را دو بار قبل از آزمون زدم که باعث شد روز کنکور تست‌های گسسته را خیلی راحت بزنم.

آیا شما هم مثل خیلی از بچه‌ها حس متفاوتی نسبت به هندسه داشتید؟

حل سوالات هندسه تحلیلی خیلی وقت‌گیر است و نیاز به تحلیل و محاسبه دارد؛ اما این مشکل هم با تست‌زنی برطرف می‌شود. در کل یک درس دوست‌داشتنی است و من از حل سوالات آن لذت می‌بردم؛ اما از هندسه پایه به اندازه گسسته می‌ترسیدم، چون احتمال اینکه سوالات ایده‌ای دور از ذهن داشته باشد، زیاد است. با این حال من که نمی‌خواستم ۸ سوال هندسه پایه را از دست بدهم، برای آن به ویژه هندسه ۲ دو کتاب تست تمام کردم.

پس روی دروسی که می‌ترسیدید، خیلی بیشتر کار کردید و البته نتیجه هم گرفتید. فیزیک را چند درصد زدید؟

۹۷ درصد زدم و به علت بی‌دقتی یک سوال را غلط جواب دادم.

شیوه خاصی برای مطالعه فیزیک داشتید؟

بله. من یکبار متن کتاب و مفاهیم را به طور دقیق می‌خواندم. سپس تمرینات کتاب را با دقت تمام بررسی می‌کردم؛ طوری که تمام تمرینات را بدون نگاه کردن به پاسخ آن و تا رسیدن به جواب نهایی حل می‌کردم و اگر جواب تمرینی را اشتباه به دست می‌آوردم، آن را دوباره حل می‌کردم. بعد جزوه و درس‌نامه را می‌خواندم و سراغ حل سوالات تشریحی می‌رفتم. خیلی‌ها از این کار من تعجب می‌کردند و می‌گفتند «مگر نمی‌خواهی کنکور بدهی؟ این کار خیلی زمان‌بر است!» اما به نظر من این کار در یادگیری قدم‌های حل مساله واقعا باارزش بود که البته با سرعت کمتر و آرامش بیشتری انجام می‌شد و تست‌زنی پایان این مسیر بود

فکر می‌کنم حل سوالات تشریحی باعث شد تست‌زنی فوق‌العاده‌ای در طی سال داشته باشم و سر جلسه کنکور، فیزیک را سریع پاسخ دهم. این نکته را هم خاطرنشان کنم که برعکس تصور دانش‌آموزان که تمرینات کتاب را خیلی راحت فرض می‌کنند و اصلا به آن‌ها نگاه هم نمی‌کنند، تمرینات کتاب خیلی مهم است و از آن‌ها سوال طرح می‌شود.

حتما برای این درس هم زیاد تست زده‌اید.

برای فیزیک خیلی زیاد تست زدم. در حدی که مبحث حرکت‌شناسی که سخت‌ترین مبحث برای سایر داوطلبان است، راحت‌ترین مبحث برای من بود. سال سوم روی مبحث الکتریسیته عالی کار کرده بودم و با اینکه در سال پیش‌دانشگاهی دیگر آن را نخواندم، به سوالاتش در آزمون‌های آزمایشی به راحتی پاسخ می‌دادم. بعضی‌ از منابع تستی‌ام را ۲ یا ۳ بار زدم و کتاب تست فیزیک پایه را ۴ بار، طوری که سوالات را حفظ شده بودم.

با این حساب بیشتر وقتتان را صرف تست‌زنی می‌کردید تا مطالعه، درست است؟

اتفاقا زمان مطالعه من زیاد بود، اما چون سرعت تست‌زنی‌ام خیلی بالا بود، به هر دو کار می‌رسیدم.

معمولا چه درصدهایی در این درس کسب می‌کردید؟

همیشه فیزیکم را در آزمون‌های آزمایشی بالای ۹۰ درصد می‌زدم. در کل نقطه قوت من دروس ریاضی و فیزیک بود و نقطه ضعفم هم ادبیات و دینی.

برای موفقیت در کنکور فقط زیاد خواندن مهم نیست؛ بلکه باید استراتژی داشت. پس با هدف و برنامه درس بخوانید. مطمئن باشید اگر واقعا زحمت بکشید، نتیجه زحمتتان را می‌گیرید.

برای اینکه بتوانید از همه زحماتی که قبل از امتحان کشیده‌اید، ‌‌نهایت استفاده را ببرید باید آرامش داشته باشید.

به نظر می‌رسد هیچ مشکلی در درس شیمی نداشتید و می‌دانستید باید آن را چطور بخوانید.

متن کتاب‌های شیمی واقعا مهم است و در کنکور هم سوالات زیادی از آن مطرح می‌شود. فقط برای مسائل کتاب شیمی۳ و برخی از بخش‌های شیمی پیش‌دانشگاهی باید زیاد تست زد. درصد شیمی کنکورم به دلیل بی‌دقتی در یک سوال ۹۶ شد.

واقعا جنس کنکور را می‌شناختید؟

بله. می‌دانستم کنکور چیست و قرار است از ما چه چیزی بخواهد. این هم به واسطه تست‌زنی، تحلیل و تیپ‌شناسی سوالات بود. من فکر می‌کنم کنکور بیشتر از خواندن به مدیریت نیاز دارد، یعنی پیاده کردن داشته‌ها مهم‌تر است. همچنین عوامل غیردرسی نظیر آرامش و صمیمیت با اطرافیان نیز خیلی مهم است.

این آرامش باید توسط چه کسی ایجاد شود؟ داوطلب یا خانواده؟

خانواده با حمایت‌ها و قوت‌قلب‌هایی که به دانش‌آموز می‌دهد، نقش اول را در برقراری آرامش دارد که پدر و مادر من در این زمینه سنگ‌تمام گذاشتند. مادرم علاوه بر کمک در بحث برنامه‌ریزی تحصیلی، گاهی با ارائه یک پیشنهاد مرا از بن‌بست‌های برنامه‌ریزی نجات می‌داد. باید بگویم برنامه‌ریزی درسی‌ام را بدون استثنا در تمام هفته با مادرم انجام می‌دادم. با اینکه خانه تحت تاثیر کنکور بود، ولی من هم خودم را با برنامه‌های خانواده وفق می‌دادم، یعنی یک تعامل دو‌طرفه بین ما حاکم بود.

دوست دارید کنکور دوباره برایتان تکرار شود؟

مرور خاطرات، خیلی خوشحالم می‌کند، بویژه خاطرات سال کنکور که برای من فوق‌العاده و عالی است. خیلی‌ها معتقدند سال آخر دانش‌آموزان منزوی می‌شوند و فقط باید درس بخوانند، اما من این‌طور نبودم. با همه این تفاسیر دوست ندارم بازگردم؛ فقط دوست دارم خاطراتم را مرور کنم.

بعد از کنکور تا چه حد از عملکردتان رضایت داشتید؟

اشکال بنیادی نداشتم که بخواهم برطرفش کنم، یعنی از عملکردم در این یک سال راضی بودم، اما باید روی ادبیات بیشتر وقت می‌گذاشتم و از دوره عیدم بهتر استفاده می‌کردم.

تفریحات خاصی داشتید؟

بعدازظهر روزهای آزمون با دوستانم بیرون می‌رفتم. آنچنان وابسته به تلویزیون نبودم؛ اما مسابقات فوتبال را دنبال می‌کردم و هیچ‌وقت نتوانستم آن را کنار بگذارم.

کمی از حال و هوای دانشگاه شریف برایمان بگویید.

من در رشته مهندسی برق تحصیل می‌کنم و باید ۲ سال بعد گرایشم را تعیین کنم. از اول به خاطر علاقه‌ام به ریاضی دوست داشتم گرایش مخابرات را ادامه دهم، اما حالا که وارد دانشگاه شده‌ام، می‌بینم ریاضی آنقدر‌ها هم که فکر می‌کردم، آسان نیست. دانشگاه شریف هم در کل یک قطب علمی در کشور محسوب می‌شود و دانشگاه خوبی است.

دوست داریم به عنوان آخرین سوال بدانیم چه توصیه‌ای به مخاطبان و دوستانکنکوری خود دارید؟

برای موفقیت در کنکور فقط زیاد خواندن مهم نیست؛ بلکه باید استراتژی داشت

دوستان! برای موفقیت در کنکور فقط زیاد خواندن مهم نیست؛ بلکه باید استراتژی و برنامه ریزی داشت. پس با هدف و برنامه درس بخوانید. مطمئن باشید اگر واقعا زحمت بکشید، نتیجه زحمتتان را می‌گیرید. برای اینکه بتوانید از همه زحماتی که قبل از امتحان کشیده‌اید، ‌‌نهایت استفاده را ببرید باید آرامش داشته باشید. کنکور یک مسیر مستقیم است. هر کس این مسیر را درست‌تر ادامه دهد، راه خودش را برود و کمتر به دور و برش توجه کند، موفق‌تر است. خودتان را در تراز، رتبه، میزان تست‌زنی و… با کسی مقایسه نکنید. مهم این است که خودتان تشخیص دهید که به چه ساعت مطالعه و برنامه‌ای نیاز دارید و باید برای هر درس چقدر وقت بگذارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.