گفت و گو با سه رتبۀ برتر کشوری گروه ریاضی کنکور ۹۸(بخش دوم)

ریاضی
فاطمه جعفری: ریاضی و فیزیک را خیلی دوست دارم و بیشترین وقت را هم برای این دو درس گذاشتم؛ در واقع هر وقت خسته می‌شدم، تست حسابان می‌زدم؛ تا جایی که بعد از عید، با  هیچ نکتۀ جدیدی در این دو درس روبرو نمی‌شدم.
* اما خیلی از داوطلبان با درس ریاضی مشکل دارند؛ برای مثال، در آزمون سراسری ۱۳۹۷ از ۱۵۰ هزار داوطلب گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، حدود ۵۵ هزار داوطلب در این درس درصد منفی کسب کرده‌اند!
فاطمه جعفری: به نظر من بچه‌ها باید ذهنیتشان را نسبت به ریاضی تغییر دهند تا متوجه شوند که این درس چقدر جذاب است. تمرین حل کردن در ریاضی خیلی مهم است؛ حتی در کنکور خیلی از سؤال‌ها تکراری است و فقط عددها عوض می‌شوند. باز هم می‌گویم که داوطلبان، اگر تمرین حل کنند و روی ریاضی وقت بگذارند، متوجه می‌شوند که ریاضی درس سختی نیست و ذهنیت منفی‌شان را نسبت به این درس کنار می‌گذارند.
آقای افاضلی! شما دانش‌آموز المپیاد ریاضی بودید. این المپیادی بودن چقدر در درس ریاضی یاور شما بود؟
دانا افاضلی: مباحث گسسته و هندسه را در المپیاد خوانده بودم و در واقع در سطح بالاتری هم کار کرده بودم، اما در حسابان، مباحث المپیاد ربطی به کنکور نداشت و از مباحث گسسته و آمار و احتمال نیز در المپیاد سؤالی مطرح نمی‌شود؛ یعنی درس‌هایی در ریاضی بود که من بلد نبودم و تا مدتی هم در آزمون‌های آزمایشی، یا این تست‌های مربوط به مباحث را نمی‌زدم یا غلط می‌زدم. کاری که کردم این بود که در مبحث احتمال، خیلی مفهومی در آن عمیق شدم؛ البته من در کل با ریاضی مشکلی نداشتم و خیلی هم برای این درس وقت نمی‌گذاشتم. اگر هم می‌خواستم وقت بگذارم، بیشتر برای مبحث گسسته وقت می‌گذاشتم.
* شما چه پیشنهادی برای توانمند شدن داوطلبان در درس ریاضی دارید؟
دانا افاضلی: خیلی از اوقات در مباحث ریاضی، مثل حسابان، شما با یک شکل یا نمودار کشیدن می‌توانید به پاسخ صحیح برسید؛ در حالی که مدرسان کنکور از شما می‌خواهند که مشتق بگیری و با حل تمرین که وقت‌گیر است، جلو بروی.
محمد مهدی ابوترابی: برای هر مبحث ریاضی، هفته‌ای سه ساعت وقت می‌گذاشتم، اما بعد از عید کلاً وقتی برای این درس نگذاشتم. به نظر من در مطالعه و فراگیری ریاضی، معلم و نحوۀ کار او اهمیت بسیاری دارد.
 
help-button_large1

فیزیک
فاطمه جعفری: همان طور که پیش از این گفتم، ریاضی و فیزیک را خیلی دوست دارم. در فیزیک معلم نقش مهمی دارد تا بتوان آن را به صورت مفهومی یاد گرفت. معلم ما می‌گفت فیزیک را جوری یاد بگیرید که اگر سر جلسۀ آزمون سراسری، هیچ فرمولی را به خاطر نیاوردید، باز هم بتوانید به سؤال‌ها جواب بدهید. من در فراگرفتن مباحث فیزیک وسواس داشتم و روی جزییات آن دقت زیادی می‌کردم شاید این مباحث را هفته‌ای هشت ساعت مطالعه می‌کردم. به نظر من، طرح سؤال از مباحث فیزیک، خیلی به داوطلب کمک می‌کند؛ اینکه خودت از یک مبحث سؤال در بیاوری و ببینی بهترین سؤال‌هایی که می‌شود از یک مبحث درآورد، چه می‌تواند باشد.
دانا افاضلی: فیزیک را از صفر شروع کردم، اما با این درس مشکلی نداشتم. فیزیک تیپ‌بندی بیشتری دارد و به نظر من، با تلاشی کمتر از ریاضی، می‌شود بر مباحث آن مسلط شد. من، چون تابستان منتهی به سال دوازدهم مشغول المپیاد بودم، یک مجموعه از فصل‌هایی را که در تابستان درس داده یا مرور شده بود، سر کلاس درس نبودم؛ از جمله کل فیزیک دهم و فصل اول فیزیک یازدهم را؛ اما با این حال، نگران نشدم و در دی ماه و تعطیلات عید، سعی کردم که عقب ماندگی‌های خودم را جبران کنم.
به نظر من، درس فیزیک را باید حس کرد، و اگر بخواهی به صورت فرمولی جلو بروی نمی‌توانی از این درس نتیجه بگیری؛ برای مثال، مبحث گازها را باید حس کرد؛ اینکه اگر گازی را فشرده کنیم، دما بالا می‌آید، حس کردنی است. اگر بخواهی با فرمول جلو بروی، از آن نتیجه نمی‌گیری. در خیلی از مباحث فیزیک، مثل مبحث صوت، ما در زندگی روزمره‌مان با آن درگیر هستیم و می‌شود آن را تصور کرد و درک نمود و با همین راهکار می‌شود به ۱۰ تا ۱۵ سؤال فیزیک در کنکور پاسخ داد. دانش‌آموزان فکر می‌کنند که فرمول را می‌فهمند، اما با تصویر کردن قضیه و شهود آن، رسیدن به پاسخ صحیح، آسان‌تر است. نکته دیگر اینکه در کتاب درسی فیزیک، خیلی به اثبات فرمول‌ها پرداخته نمی‌شود، ولی من خودم خیلی از فرمول‌ها را اثبات کردم برای خودم، و این نکته کمکم کرد که سر جلسۀ آزمون سراسری، سؤال‌ها را راحت‌تر و سریع‌تر حل کنم؛ چون وقتی فرمول را بفهمی و بدانی که از کجا آمده است، حل سؤال آسان می‌شود.
در نهایت اینکه من هم با خانم جعفری موافقم که طرح سؤال از مباحث فیزیک، بسیار کارساز است. خود من در بحث اصل ارشمیدس، پنج ماه درگیر بودم و دایم سؤال در می‌آوردم و از معلم فیزیکمان می‌پرسیدم تا بتوانم آن را به صورت مفهومی بفهمم.
محمد مهدی ابوترابی: در دوره متوسطه اول، فیزیک را به صورت خیلی پیشرفته با ما کار کردند؛ البته آن زمان، میانۀ خوبی با فیزیک نداشتم، اما در سال دهم به آن علاقه‌مند شدم. فیزیک یک روند محاسباتی دارد که در این بخش، نسبت به ریاضی، تیپ‌های مختلف آن کمتر است، و اگر زیاد تست زده باشی، اکثر سؤال‌های آن تکراری است. من اکثر سؤال‌های این بخش را با نمودار حل می‌کردم؛ برای مثال، مبحث سینماتیک را اکثراً با فرمول در می‌آورند، اما من یک فرمول هم حفظ نکردم و همه را با نمودار حل کردم؛ چون فرمول گذاری و جایگزینی و ساده کردن و … برای من سخت‌تر بود. بخش حفظی فیزیک، مرا اذیت کرد؛ چون نخوانده بودم و بیشتر بعد از عید این بخش را کار کردم. به نظر من، داوطلبان نباید از این بخش غافل بشوند؛ چون در عین سادگی، اگر در مطالعۀ آن کوتاهی کنند، می‌تواند برایشان مشکل ساز بشود.
 
شیمی
دانا افاضلی: شیمی درس فرّاری است و من هم این درس را در سال‌های دهم و یازدهم درست و حسابی نخوانده بودم. درس شیمی برای من سه بخش دارد: مفهومی، مساله و حفظیات. مفهومی‌ها را نسبت به دو بخش دیگر خیلی سریع یاد گرفتم؛ البته در تابستان،‌ یک فصل از شیمی دوازدهم درس داده شده بود و من در آن هنگام در کلاس حاضر نبودم. روز اولی که کتاب شیمی را در دستم گرفتم، با اصطلاحاتی روبرو شدم که هیچ از آنها را نمی‌فهمیدم. کاری که کردم این بود که در هر صفحۀ کتاب، هر سؤالی که برایم مطرح شد، نوشتم و بعد سؤال‌هایم را از یکی از بچه‌های المپیاد شیمی، که تا آخرین مرحله جلو رفته بود، اما به مدال طلا نرسیده بود، می‌پرسیدم. با حفظیات شیمی تا نزدیکی‌های کنکور مشکل داشتم؛ چون به نظر من، حفظیات کتاب شیمی، هیچ ربطی به شیمی ندارد. کتاب شیمی نظام جدید تلاش کرده که شیمی را وارد زندگی ما کند، اما بعضی جاها شیمی آن حذف شده است. در بخش مساله هم، بعد از اینکه درکم از شیمی بیشتر شد، در آن توانمند شدم، اما در کل، بین دروس کنکوری، بیشترین تمرکزم روی شیمی بود؛ برای مثال، اگر هفته‌ای ۳۰ ساعت درس می‌خواندم، ۱۵ ساعت آن به شیمی تعلق داشت. بعد از عید هم حفظیات را دوره کردم. در کل، حضور ذهن داشتن در شیمی خیلی مهم است. سر کنکور هم بخشی از وقت پاسخگویی به پرسش‌های ریاضی‌ام را به شیمی اختصاص دادم تا بتوانم به مسایل شیمی پاسخ بدهم.
محمد مهدی ابوترابی: حفظیات شیمی را از اول سال دوازدهم خواندم؛ چون می‌دانستم که اگر روی هم تلنبار شوند، نمی‌توانم آن را خوب بخوانم. بخش مفاهیم هم برای من خوب بود. در درس شیمی هم، مثل درس معارف، من فقط از کتاب درسی استفاده می‌کردم؛ چون درس نامه‌ها یک مجموعه از مباحث را مطرح می‌کنند که اصلاً مورد نیاز نیست و در ضمن با فرمول جلو می‌روند و روی فرمول مانور می‌دهند و حفظیات را هم با واژگان دیگر می‌آورند.
 در کل، به نظر من، شیمی درس وقت‌گیری است و باید بیشتر از ریاضی و فیزیک برای آن وقت گذاشت. در جلسۀ آزمون سراسری هم شیمی درس وقت‌گیری است و نمی‌شود در زمانی کمتر از زمان خودش، به آن پاسخ داد؛ چون مسایل آن وقت‌گیر است، و باز به همین خاطر، من اول به سؤال‌های مفهومی و حفظی پاسخ دادم و بعد سراغ مسایل رفتم؛ البته بعضی از مسایل شیمی  را می‌توان خیلی سریع حل کرد؛ چون اعدادش با هم ساده می‌شوند، ولی بعضی از مسایل، وقت‌گیر هستند.

فاطمه جعفری: دید مثبتی به شیمی نداشتم، ولی مجبور بودم که روی آن کار کنم؛ به خصوص حفظیات شیمی که مرا عصبی می‌کرد و به اجبار آنها را می‌خواندم. در کنکور هم در حفظیات شیمی غلط داشتم. مسایل شیمی را بیشتر دوست داشتم؛ چون منطقی‌تر بود و روی مساله هم زیاد کار کردم تا سرعتم در حل مسایل شیمی بالا برود. در کل، تا قبل از عید، هفته‌ای شش تا هفت ساعت، و بعد از عید، هفته‌ای هشت تا ۱۰ ساعت، شیمی را مطالعه می‌کردم.  

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.