گفت و گو با سه رتبۀ برتر کشوری گروه ریاضی کنکور ۹۸(بخش اول)

همیشه نحوۀ مطالعۀ، فعالیت، تفریح و، در کل، زندگی داوطلبان تک رقمی در آزمون سراسری، برای سایر داوطلبان، به خصوص داوطلبان سال بعد، جالب و خواندنی است. داوطلبان می‌خواهند بدانند که چطور یک داوطلب می‌تواند در این مسابقۀ ملی و سراسری، گوی سبقت را از بقیه برباید و بهترین نتیجه را کسب کند؛ از همین رو، نشریه پیک‌سنجش، طبق روال هر سال، با تعدادی از رتبه‌های برتر آزمون سراسری گفت و گوهای مبسوطی دارد و از آنها دربارۀ کمّ و کیف مطالعه و نحوۀ آمادگی علمی و روحی‌شان برای شرکت در آزمون سراسری سؤال می‌کند؛
 
البته امسال، نسبت به سال‌های پیش، آزمون سراسری تفاوت‌هایی داشت؛ زیرا کتاب‌های نظام جدید آموزشی در برخی از دروس تغییر کرده و شاید برخی از مباحثی که داوطلبان سال گذشته مطالعه کرده‌اند، در کتاب‌های درسی داوطلبان سال دوازدهم وجود نداشته باشد و، برعکس، مطالب جدیدی داشته باشند که داوطلبان پیش‌دانشگاهی در سال گذشته آنها را نخوانده‌اند؛ برای مثال، دانش‌آموزان دوازدهم، امسال کتاب عربی دارند و درس عربی جزو ساعت‌های موظف آنهاست، اما در نظام قدیم، داوطلبان گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی و هنر، در سال چهارم درس عربی نداشتند. همچنین امسال سازمان سنجش آموزش کشور، برای دو گروه داوطلبان نظام قدیم و جدید، دو نوع سؤال متفاوت طرح نمود و داوطلبان هر نظام آموزشی با سؤال‌های نظام خود سنجیده شدند.
 
از سوی دیگر، خود داوطلبان تک رقمی هم شیوۀ یکسانی برای مطالعه و آمادگی برای آزمون سراسری ندارند و در همین گفت و گو می‌بینید که برای مطالعه و یادگیری یک درس، شیوه‌های بعضاً متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. ما معتقد نیستیم که داوطلب امسال برای موفقیت در آزمون سراسری باید جا پای داوطلبان برتر بگذارد؛ چون توان علمی، آمادگی روحی و جسمی و، در کل، شرایط هر داوطلبی با سایر داوطلبان، به ویژه با رتبه‌های تک رقمی، متفاوت است؛ ولی بدون شک، می‌توان از سخنان این عزیزان بهره‌های بسیار برد و مطالعۀ سخنان و نحوۀ کار آنها برای داوطلبان آزمون سراسری پیشِ رو، خالی از فایده نخواهد بود.
 
 از همین رو، چندی پیش با دانا افاضلی، رتبۀ ۳ کشوری، فاطمۀ جعفری، رتبۀ ۸ کشوری و محمد مهدی ابوترابی، رتبۀ ۱۰ کشوری گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی آزمون سراسری سال ۹۸ گفت و گویی داشتیم. با تشکر از این عزیزان، که در این گفت و گو شرکت کردند، بخش اول این گفت و گو، که دربارۀ نحوۀ مطالعۀ دروس عمومی و اختصاصی حاضر در آزمون سراسری است، خدمتتان تقدیم می‌گردد.
 
help-button_large1

* اولین و مهم ترین سؤالی که برای اکثر داوطلبان پیش می‌آید، این است که هر درس را چگونه مطالعه کردید؟ لطفاً به هر درس به طور مجزا بپردازید.
 
ادبیات
فاطمه جعفری: ادبیات را هم به صورت موضوعی می‌خواندم و هم درس به درس مطالعه می‌کردم؛ برای مثال، گاه پیش می‌آمد که یک ساعت تست لغت می‌زدم؛ چون از خاطرم می‌رفت، و از طرف دیگر به صورت درس به درس مفاهیم و تمرین‌ها را خواندم و چند بار دوره کردم؛ در واقع، حدود سه یا چهار بار کتاب‌های ادبیات را خواندم و در عین حال مباحثی مثل لغت یا آرایه را جدا مطالعه می‌کردم و تست می‌زدم؛ البته آرایه برای من مبحث پر چالشی بود. به نظر من خیلی جاها ابهام داشت. و پاسخ صحیح بستگی به سلیقۀ طراح داشت. در کل، تا قبل از تعطیلات نوروزی، هفته‌ای سه الی چهار ساعت ادبیات می‌خواندم و بعد از ایام نوروز نیز هفته‌ای پنج تا شش ساعت برای ادبیات وقت می‌گذاشتم.
دانا افاضلی: چون دانش‌آموز المپیادی بودم، در سال‌های دهم و یازدهم دروس عمومی را خوب مطالعه نکرده بودم؛ در واقع، من از آّن زمان شروع به درس خواندن جدی برای کنکور کردم. برای تسلط بر لغات ادبیات، هر روز واژگان  سه درس را مطالعه می‌کردم و این کار را تا نزدیک کنکور ادامه دادم. برای مبحث املا، روی کلماتی که ارزش املایی دارند، مثل هم آوا‌ها، کار می‌کردم. قرابت معنایی را موضوعی مطالعه می‌کردم و قبل از اینکه شروع به تست زدن کنم، روی مفاهیم عمیق شدم و در نتیجه در تست زدن مشکلی نداشتم. آرایه‌های ادبی را هم به کمک کتاب‌های کمک آموزشی فراگرفتم و به تسلط نسبی در این مبحث رسیدم. در کل، برای من، ادبیات سخت‌ترین درس عمومی بود و به خودم اجازه داده بودم که چند سؤال را نزنم! از لحاظ زمانی هم هفته‌ای چهار تا چهار و نیم ساعت برای این درس وقت می‌گذاشتم.
محمد مهدی ابوترابی: برای ادبیات بیشتر از ریاضی و فیزیک وقت گذاشتم؛ البته تا آمدن نوروز، هفته‌ای دو یا سه ساعت وقت می‌گذاشتم، اما وقتی دیدم که وضع دروس عمومی‌ام بدتر از اختصاصی است، بعد از عید روی درس‌های عمومی، به خصوص ادبیات، وقت گذاشتم. شاید حدوداً هفته‌ای ۲۰ ساعت ادبیات می‌خواندم و در نتیجه درصد ادبیاتم را در آزمون‌های آزمایشی، از ۲۰ به ۷۰ تا ۸۰ درصد رساندم.
* چطور این کار را کردید؟
محمد مهدی ابوترابی: لغت‌ها را چهار یا پنج بار کامل خواندم و یک هفته مانده به کنکور، آنها را دوره کردم. قرابت را از همان اول تابستان کار می‌کردم و هفته‌ای دو تا سه ساعت را به آرایه‌ها اختصاص می‌دادم. برای مطالعه و یادگیری دستور، کار خاصی نکردم و صرفاً به کلاس درس و حرف‌های معلم اکتفا کردم؛ اما برای آرایه‌ها از کتاب‌های کمک آموزشی کمک گرفتم.
 
عربی
دانا افاضلی: با درس عربی مثل ادبیات کاملاً بیگانه بودم و ابتدای سال دوازدهم واقعاً برایم سخت گذشت و درکی از این درس نداشتم، ولی وقتی به قواعد آن تسلط پیدا کردم، این درس برایم راحت شد؛ چون درس قانونمندی است و با تست زدن می‌شود به ترجمه و قواعد آن مسلط شد. خود من، با اینکه در ابتدا از عربی ترس داشتم، از اواسط فروردین ماه، کمترین وقت را برای این درس گذاشتم؛ البته تا قبل از عید، هفته‌ای پنج ساعت برای مطالعۀ عربی وقت می‌گذاشتم.
فاطمه جعفری: در درس عربی از ابتدا خوب بودم؛ چون از دورۀ اول متوسطه، خیلی خوب به ما عربی را درس داده بودند و قواعد عربی در واقع ملکۀ ذهنم شده بود. تنها چالشم در مبحث درک مطلب بود. برای تسلط به این بخش، به خصوص بعد از عید، خیلی کار کردم، اما در نهایت هم به یکی از درک مطلب‌ها در کنکور نتواستم پاسخ بدهم.
محمد مهدی ابوترابی: سال یازدهم، روی عربی خیلی وقت گذاشتم؛ چون عربی‌ام در سال دهم بد بود و می‌دانستم باید برای موفقیت در کنکور، در این درس قوی شوم؛ حتی  عربی سال دهم را هم خواندم و قواعدش را کار کردم. همان سال یازدهم در ترجمه قوی شدم. از آنجا که پاسخ دادن به سؤال‌های ترجمه تکنیک دارد، باید فعل‌ها را بررسی کرد و با زمان‌ها آشنا بود و در گزینه‌ها تفاوت زمان‌ها را به دست آورد. بیشتر اوقات، با دقت در فعل‌ها می‌شود به پاسخ صحیح رسید، و اگر هم در موارد اندکی این روش پاسخگو نباشد، می‌توان سراغ ضمیرها رفت.
به نظر من، در عربی کتاب درسی خیلی مهم است؛ چون یک مجموعه از آیات و جملات موجود در کتاب، پرتکرار و مهم هستند. سال دوازدهم با درک مطلب مشکل داشتم تا اینکه بعد از تعطیلات نوروز، روزی یک درک مطلب حل کردم و به مرور در این مبحث هم تسلط لازم را پیدا کردم. در کل، هفته‌ای دو ساعت برای عربی وقت می‌گذاشتم.
 
معارف اسلامی
فاطمه جعفری: در تابستان پیش از سال دوازدهم، با این درس خیلی مشکل داشتم و در تست‌ها هم موفق نبودم. بالاخره به این نتیجه رسیدم که باید متن کتاب را ریز به ریز بخوانم و به پیام آیات توجه کنم. بعد از عید هم چند دور کتاب‌های معارف را دوره کردم و بعضی از مباحث آن را هم جداگانه و به دفعات مرور کردم. به نظر من در این درس، تست‌زنی خیلی مهم است و به داوطلب ایده می‌دهد که به چه نکته‌هایی باید توجه داشته باشد. برای درس معارف، در تابستان هفته‌ای دو ساعت وقت می‌گذاشتم و آرام آرام این زمان را زیاد کردم و بعد از عید حدود پنج تا شش ساعت در هفته، معارف اسلامی را مطالعه می‌کردم.
محمد مهدی ابوترابی: در تابستان، معارف دهم و یازدهم را کامل خواندم؛ البته کتاب یازدهم، چون در طول سال یازدهم خوانده بودم، برایم راحت بود. سال دوازدهم، هفته‌ای یک یا دو درس می‌خواندم و جلو می‌رفتم و بر اساس بودجه‌بندی آزمون‌های آزمایشی که می‌دادم، درس‌های دهم و یازدهم را مرور می‌کردم. به نظر من در درس معارف، کتاب درسی اصل است؛ چون هم نوع نوشتار و نگارش کتاب‌های کمک آموزشی، با کتاب درسی فرق دارد و گاهی داوطلب را به اشتباه می‌اندازد. برای من اصل کتاب درسی بود و در کتاب درسی هم آیات خیلی مهم هستند.
ساعت مطالعه‌ام نیز به این صورت بود که تابستان هفته‌ای سه یا چهار ساعت این درس را می‌خواندم. از مهرماه تا تعطیلات نوروز نیز هفته‌ای دو ساعت می‌خواندم. بعد از عید، چون تست‌ها را خوب پاسخ می‌دادم، تا دو هفته مانده به کنکور، وقت خاصی روی معارف نگذاشتم، اما بعد حس کردم که درس‌ها یادم رفته است؛ برای همین در سه روز، یعنی در ۳۰ تا ۳۳ ساعت، یک دور دیگر کتاب‌های معارف را مرور کردم.
دانا افاضلی: برای من، اول درس معارف و بعد از آن ادبیات سخت بود. راستش نمی‌توانستم منطقی در سؤال‌های تستی این درس پیدا کنم. هر هفته از دبیرمان می‌پرسیدم که چرا پاسخ فلان تست، این گزینه شد. بالاخره دبیرمان گفت باید برای اشراف داشتن بر درس معارف، به این نکته دقت داشته باشی که سؤال از کدام درس و مبحث طرح شده است، نه اینکه به دنبال تحلیل سؤال باشی، و فقط هم باید کتاب را بخوانی. همین ویژگی‌های درس معارف و اینکه باید کاملاً بر کتاب مسلط می‌شدم، باعث شد که بیشترین وقت را در هفته برای آن بگذارم و هفته‌ای شش تا هفت ساعت این درس را می‌خواندم و تنها درسی هم بود که تا آخرین هفتۀ قبل از کنکور نگرانش بودم؛ چون تا اوایل خرداد هم به درصد دلخواه خودم نرسیده بودم.
 
زبان خارجی
محمد مهدی ابوترابی: زبانم خوب بود و وقت خاصی برای این درس نگذاشتم. در آزمون‌های تستی هم در زمان کمتری نسبت به زمان تعیین شده، می‌توانستم به سؤال‌های زبان پاسخ بدهم.
فاطمه جعفری: زبان خارجی، پایین‌ترین درصد من در آزمون سراسری بود؛ چون زبانم خوب بود و فکر می‌کردم که نیازی به مطالعه و تست‌زنی ندارم، و همین وقت نگذاشتن برای درس زبان، برایم مشکل ساز شد.
دانا افاضلی: از دوره ابتدایی کلاس زبان رفته‌ام و زبان در ذهنم نهادینه شده است، ولی با این همه، در تست‌های گرامر مشکل داشتم؛ چون من در SPEAKING  و LEASINING قوی بودم و در آزمون سراسری نیز گرامر اهمیت دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.