یادگیرنده مادام العمر باشید

در احوالات ميکل آنژ نوشته‌اند که وقتي مشغول تراشيدن مجسمه داود از سنگ مرمر بود‍، هر چند دقيقه يک بار دست از قلم زدن و چکش کاري برمي‌داشت و قدري دورتر مي‌آمد و مجسمه را ورانداز مي‌کرد تا نکند که خداي نکرده در اثناي کار به خطا رفته و قلم و چکشش نادرست فرود آمده باشد.
 
آري داوطلب عزيز کنکور! اکنون که آزمون سراسري را پشت‌سر گذاشته‌ايد و با خيال راحت تعطيلات تابستان را سپري مي‌کنيد و مشغول روزه­ داري هستيد، چقدر خوب است حالا که دست از کار کشيده‌ايد و از هيجان کار کم شده است، همانند ميکل آنژ از خود و کارکردهايتان فاصله بگيريد و گذشته مطالعاتي خود را با دقت تمام بررسي کنيد و به نقد بکشيد تا در آينده چه قبول بشويد يا نشويد تجربه‌اي داشته باشيد براي برنامه‌ريزي و اخذ تصميمات درست‌تر براي آينده شغلي و تحصيلي. 
 
از اين مقدمه که بگذريم، امروز قصد داريم فراز ديگري از نحوه مطالعه و يادگيري را پيش‌روي شما عزیزان باز کنيم تا ان‌شاءا… از تصميمات مقطعي و فصلي گذر کرده و به تصميمات هميشگي براي کل زندگي برسيم. وقتي پاي صحبت بسياري از افراد مي‌نشينيم، گذرزمان و کوتاهي عمر را دليل عدم موفقيت مي‌دانند؛ درحالي که «عمر کوتاه نيست، ما کوتاهي مي‌کنيم.» بسياري از ما با تصميمات مقطعي و گذرا مانند يک قوس سينوسي گاهي در فراز و گاهي در فرود هستيم؛ در حالي که مي‌توان با يک نگرش حساب شده، تغيير، ترسيم، يادگيري، مرمت و بازسازي را به همه عمر بسط داد و با همين نگاه و رويکرد است که ما مي‌توانيم يک فرد يادگيرنده مادام­العمر باشيم.
 
ظظظششش
 

 

 

 

 

 

 

آري يادگيري و مطالعه، موضوعي مربوط به يک مقطع خاص از زندگي نيست؛ بلکه ما مي‌توانيم با يک برنامه‌ريزي صحيح و اصولی و البته بر پایه تواناییهای فردی مان «يادگيرنده» مادام­العمر باشيم و يادگيري و دانش‌افزايي مي‌تواند گم کرده همه عمر ما باشد؛ آن چنان که در دين مبين اسلام توصيه شده است و بزرگان و معصومان(ع) فرموده‌اند: «دانش، گمشده مؤمن است.» صاحب‌نظران گفته‌اند: وقتي يادگيري مستقيم و رسمي گذشته به يادگيري خودگستر (مادام العمر) تبديل شود مبتني بر روابطي مي‌گردد که هم آموزگار و هم فراگيرنده مي‌توانند با درک موقعيت و نقش خويش و توان طرف مقابل در فرايند بيشتر شدن زمينه‌اي متناسب با شرايط، آن لحظه از زندگي را براي يکديگر به وجود آورند و اصطلاحاً موجب هم‌افزايي و «سينرژي» مي‌شود.
 
آري داوطلبان گرامي کنکور که در يک ماه قبل به قول خودتان يکسره و «بکوب»، «کوپ» کرده بوديد روي کتاب و حتي خورد و خوراک را هم فراموش کرده بوديد! چرا وقتي آزمون سراسري برگزار شد، انگار که از برزخ بيرون آمده باشيد، به يکباره همه چيز را کنار گذاشته‌ايد و در بي‌خيالي و بي‌انگيزگي تمام به سر مي‌بريد؟! به قول قديمي‌ترها «نه به آن شوري شور و نه به اين بي‌نمکي.» لطفاً سعي کنيد که يادگيرنده مادام­العمر باشيد و دانش‌افزايي و يادگيري بخشي از فرايند زندگي‌تان باشد؛ آن هم در چارچوب کتاب و کلاس و معلم.
 
در يادگيري مادام­العمر، به جاي تمرکز روي يادگيري يکنواخت، آن هم در يک برهه از زندگي، افراد سعي مي‌کنند که در تمام طول زندگي از همه پتانسيل‌هاي موجود استفاده کرده و سطح دانايي و مهارت‌هاي خويش را ارتقا دهند. امروزه فناوري‌هاي نوين نظير موبايل، اينترنت، کتب الکترونيک و …. همگي از ابزار مدرن يادگيري هستند و دانش‌اندوزي و دانش‌افزايي را تسهيل مي‌بخشند.در کتابي آمده است: تنها جوامعي مي‌توانند به حيات خود ادامه دهند که پيوسته در حال يادگيري باشند و قابليت رقابت‌پذيري و سازگاري خود را افزايش دهند؛ به اين ترتيب ما به قرني پا گذاشته‌ايم که برخي آن را قرن «يادگيري» ناميده‌اند. توجه به اين ويژگي‌ها موجب شده است تا ايده «يادگيري مادام العمر» بيش از گذشته مطرح شود و ابعاد تازه‌اي به خود گيرد. پيام نهفته در اين ايده آن است که يادگيري انسان شامل رسمي و غيررسمي و اتفاقي، در سراسر دوران زندگي وي روي مي‌دهد. اين يادگيري‌ها محدود به محيط‌هاي رسمي نمي‌شوند؛ بلکه همه مکان‌ها از جمله مدرسه، دانشگاه، خانه، کتابخانه، موزه و پارک و خيابان و بيابان و امثال آنها مکان‌هايي براي يادگيري و دانش‌افزايي هستند.
 
داوطلب گرامي کنکور! اکنون که آزمون سراسري را پشت سر گذاشته‌اي و فارغ‌البال از همه جا منتظر نتايج اوليه آن هستي، لازم نيست که با همان شور و هيجان دو ماه پيش کتاب بخواني و تست بزني؛ نه، احتياجي نيست؛ اما خيلي هم بي‌خيال و فارغ‌البال نباش و سعي داشته باش که اتفاقات و پديده‌هاي اطراف خود را با دقت و از منظر علمي از نظر بگذراني. اگر چنين حسي در تو ايجاد و تقويت شود، آن گاه تو مبدل به يک يادگيرنده مادام العمر شده‌اي که «دل هر ذره را که بشکافي، آفتابيش در ميان بيني».
 
البته به شما خوانندگان گرامي و عزيز اين نکته را هم عرض کنيم که يادگيري هميشگي و مادام العمر چيز غريبي نيست و در آموزه‌هاي ديني و رويکردهاي يادگيري و تعليم و تربيت ما ريشه ديرين دارد و امروزه با رنگ و لعابي جديدتر از سوي صاحبان تعليم و تربيت غرب مطرح شده است؛ براي نمونه، وقتي ابوريحان بيروني، آن دانشمند برجسته ايراني و اسلامي، در حال احتضار و رخت از جهان بستن از همنشين خود پاسخ سؤالش را جويا مي‌شود و او طفره رفته و مراعات حال استاد را مي‌کند، ابوريحان بيروني آن جمله ماندگار را بر زبان مي‌آورد که : «اين مساله را بدانم و بميرم، بهتر است يا ندانم و بميرم؟» اين يعني يادگيرندگي مادام‌العمر؛ اين يعني همان دانش‌افزايي در هر زمان و مکان؛ اين يعني کوتاهي نکردن در مصرف عمر.

آري عزيزان، دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان عزيز! فصل تابستان فرصت مناسبي است تا در رفتارها و کردارها و برنامه‌ريزي‌هاي خود تجديد نظر کنيم و گاهي نگاهي نو به زندگي داشته باشيم و در اين نگاه نو بايد سعي کنيم که از عمر گرانمايه بهتر استفاده کنيم و از اين فرصت طلايي که فقط يک بار در اختيار هر بنده و مخلوقي قرار مي‌گيرد بهتر سود ببريم و در اين راه به عنوان يک دانش‌پژوه بايد سعي کنيم که يک يادگيرنده مادام‌العمر باشيم. گاهي وقت‌ها يک برگ گياه با نگاه دوباره مي‌تواند براي ما حرفي به ارمغان داشته باشد.گاهي يک جدول تاريخ گذشته مي‌تواند هم اوقات ما را خوب پر کند و هم به دانش ما بيفزايد. بايد به صدا و سيما به عنوان يک استاد و مربي و منبع دانش نگاه کنيم؛ آن گاه خواهيد ديد که اطراف ما همه منابع علم و معرفت هستند. مهم اين است که ما به گونه‌اي ديگر به آنها نگاه کنيم. اگر بدين گونه پيش برود، شک نکنيد که شما يک يادگيرنده مادام‌العمر خواهيد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.