Tag: اربعین

می گویم از کنار زیارت نرفته ها….

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها
 
اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها
 
کم می شود اگر چه به انواع مختلف
هر سال از شمار زیارت نرفته ها
 

اما هنوز این «منِ» بیچاره مانده است
در جمع بی قرار زیارت نرفته ها

index

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیات در انحصار زیارت نرفته ها
 
انگار بین هیات ما هم نشسته بود
زهرا(س) به انتظار زیارت نرفته ها
 
در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
 
اما هزار مرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
 
باب حسین(ع) قسمت آنان که رفته‌اند
باب الرضا(ع) قرار زیارت نرفته‌ها

یك اربعین گذشت

    

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام
از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام
اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام
قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده ام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام
تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده ام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام

hoseyn