Tag: اضطراب کنکور

کنکوری های ۹۹:خود را از حلقۀ نگرانی نجات دهید(بخش ۳ از ۳)

* مریم، داوطلب آزمون سراسری سال گذشته، تا بهمن ماه، آن‌گونه که باید، درس نخوانده بود و وقتی بهمن ماه به فکر درس خواندن افتاد، وحشت از حجم درس‌های نخوانده آن‌قدر او را نگران کرد که بیشتر شب‌هایش به گریستن و اظهار ناراحتی می‌گذشت و مدام می‌گفت: «ای کاش می‌توانستم به تیر ماه برگردم تا به جای وقت تلف کردن، درس بخوانم!» گاهی نیز کادر مدرسه را متهم می‌کرد که برنامه‌ریزی درستی نداشته‌اند و برای همین او نتوانسته است به درس‌هایش برسد، و البته خانواده‌اش نیز متهم بودند که شرایط و وسایل آرامش و آسایش او را در خانه برای مطالعه‌اش فراهم نکرده‌اند.
 
او که ایمانی به توانایی‌های خود و امکان پیشرفت کردن، نداشت، مدام دنبال راه‌های جنبی که برخی از آموزشگاه‌های آزاد تبلیغ می‌کردند، می‌رفت تا طبق گفتۀ آنها بتواند، بدون مطالعه دقیق و لازم، به نتیجه مورد نظرش دست یابد، و در نهایت نیز رتبه‌اش در آزمون سراسری، بسیار بدتر از تصوراتش گردید و نتوانست در هیچ یک از رشته محل‌های با آزمون پذیرفته شود.
 
۱۹۲۰_doctors039day2018

ادامه نوشته

کنکوری های ۹۹:خود را از حلقۀ نگرانی نجات دهید(بخش ۲ از ۳)

اجازه دهید که با چند مثال، حلقه‌های نفوذ و نگرانی را بیشتر توضیح دهیم:
 
* علی در خانواده‌ای متشنج زندگی می‌کرد. او می‌گوید: «در نوزده سالگی متوجه شدم که جار و جنجال‌های پدر و مادرم افزایش یافته است. در بیست و یک سالگی بالاخره آنها از هم جدا شدند. در آن موقع، احساس وظیفۀ زیادی می‌کردم و آرزوی کمک کردن به آنها و آشتی دادن آن دو را داشتم. پدرم را نصیحت می‌کردم که با مادرم آشتی کند، اما او به من می‌گفت که با انجام این کار، شخصیت خود را لگد مال می‌کند. مادرم را به بازگشت دوباره به زندگی مشترک با پدرم ترغیب می‌کردم، اما او نیز می‌گفت: نمی‌توانم دوباره به این مرد اعتماد کنم. من مدت‌های زیادی گریه می‌کردم؛ زیرا یکی از مهم‌ترین کانون‌های زندگی‌ام نابود شده بود. به خودم می‌گفتم: «چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا من یک خانوادۀ صمیمی و کانونی گرم ندارم؟ اگر در خانواده‌ای دیگر متولد شده بودم (مثلاً خانوادۀ دایی یا عمویم) چقدر خوشبخت می شدم!»
 
دوست خوبی داشتم که در سختی‌ها یاور من بود. یک روز او به من گفت: «تو باید از نگرانی  و آه کشیدن و رویا بافتن دست بکشی. این مشکل تو نیست، این مشکل والدین توست. آنها هر کدام بیش از قبل، به حمایت و محبت تو احتیاج دارند.»
 
در آن لحظه فهمیدم که من قربانی این شرایط نیستم و شرایط دست من نیست، اما می‌توانم برای خودم کاری بکنم؛ بنابراین، شروع کردم به دوست داشتن پدر و مادرم و حمایت از آنها، و از جانبداری از یکی از آنها اجتناب کردم. در آغاز، بی‌طرفی من برایشان سخت بود، اما کم کم این موضع خنثی مرا پذیرفتند. من برای زندگی آینده‌ام سعی کردم از این تجربه درس بگیرم و کوشش کردم که ضعف‌های والدینم را در نظر بگیرم و سعی کنم که آن ضعف‌ها را تکرار نکنم و این‌گونه روی انجام آن کاری که از دستم بر می‌آید تمرکز کنم.»
 
۱۹۲۰_doctors039day2018
 

ادامه نوشته

کنکوری های ۹۹:خود را از حلقۀ نگرانی نجات دهید(بخش ۱ از ۳)

کنکور چگونه خواهد بود؟
اگر سؤال‌ها سخت باشد چه کنم؟
نکند از مباحثی سؤال بیاید که من به آنها مسلّط نیستم؟ اگر تا زمان برگزاری کنکور نتوانم همۀ مباحث درسی را بخوانم چه؟
اگر نتوانم از پس سؤال‌ها بربیایم، چه رتبه‌ای می‌آورم؟
آیا در رشته‌ای که دوست دارم، قبول خواهم شد؟
اگر سر جلسۀ آزمون حالم بد بشود چه؟ امتحانات نهایی را چطور خواهم داد؟
 
هیچ دقت کرده‌اید که در طی روز، چند بار به این سؤال‌ها و موارد مشابه آنها فکر می‌کنید؟ آیا در کلاس درس و از زبان همکلاسی‌هایتان بارها جملاتی مشابه آن چه گفته شد، نشنیده‌اید؟ آیا می‌دانید که سؤال‌هایی از این دست، شما را در حلقۀ نگرانی نگه می‌دارد؟ حلقه نگرانی، حلقه بسیار بزرگی است و شامل تمام چیزهایی می‌شود که در زندگی خود نگرانشان هستید‌؛ در واقع، زندگی ما در دو حلقۀ اصلی جریان دارد. نگرانی‌های ما دربارۀ آینده، سلامتی، مشکلات تحصیلی، شغلی یا خانوادگی در حلقۀ نگرانی قرار می‌گیرد، و در مقابل این حلقه، حلقه دیگری وجود دارد که حلقۀ نفوذ نام دارد و شامل تمام اموری است که می‌توانید در موردشان کاری انجام دهید.
 
۱۹۲۰_doctors039day2018

ادامه نوشته

اضطراب به تقویت حافظه کمک می کند

مطالعه محققان دانشگاه "واترلو" نشان می‌دهد که اضطراب می‌تواند به افراد در به یاد آوردن وقایع کمک ‌کند.

به گزارش ایسنا و به نقل از مدیکال‌اکسپرس، این مطالعه که بر روی ۸۰ دانشجو مقطع کارشناسی دانشگاه واترلو انجام شده، نشان می‌دهد که سطح قابل کنترل اضطراب می‌تواند به افراد در به یاد آوردن جزئیات وقایع کمک کند.

این مطالعه همچنین نشان داد که هنگامیکه سطح اضطراب بیش از حد بالا می‌رود، می‌تواند منجر به رنگ آمیزی خاطرات شود. در اینجا افراد شروع به ارتباط عناصر خنثی از یک تجربه به زمینه منفی آن می‌کنند.

۵-ways-companiesusing-mobile-learning-technology

ادامه نوشته

دانش آموزان و کنکوری های ۹۷: به اضطراب «نه» بگویید تا موفق شوید!

«هرچه می‌خوانم نمی‌فهمم.» این اولین جمله‌ای بود که با صدایی بغض آلود گفت و سپس با چهره‌ای درهم به دست­هایش خیره شد و انگشتانش را به بازی گرفت.
 
می­گفت هنوز کتاب را باز نکرده، سرش گیج می­رود و تمرکز حواسش را از دست می­دهد، و وقتی هم که با هزار زحمت، حواسش را متمرکز می­کند، جملات کتاب برایش هیچ مفهومی ندارد، و با اینکه وقت زیادی را صرف مطالعه می­کند، از این همه مطالعه نتیجه‌ای نمی­گیرد، و برای همین، امتحان امروزش را خراب کرده بود و معتقد بود که  امتحان نیم ترم را بدتر هم خواهد داد و هیچ امیدی به کسب نمرۀ قبولی نداشت.  
پرسیدم :« حالا چه می‌خواهی بکنی؟»           
       
گفت:«اجازه بدهید که امتحان نیم ترم را ندهم؛ این طور فقط اعصاب خودم و شما را خرد خواهم کرد.»
 
پرسیدم: «اگر در امتحان نیم ترم شرکت نکنی، مشکلت حل خواهد شد؟»      
 
با ناراحتی گفت: «نه، اما حداقل نمره تک در کارنامه نیم ترمم نخواهم داشت و امیدوارم تا آزمون ترم بتوانم آن را جبران کنم.»
 
گفتم: «برای من مساله­ای نیست که در این آزمون شرکت نکنی، اما فکر می­کنم که این کار اشتباه است و بهتر است به جای اینکه تسلیم اضطراب شوی و به خودت تلقین کنی که درس را نمی‌فهمی، با اعتماد به نفس در این امتحان شرکت کنی و مطمین باشی که موفق خواهی شد.»
 
با عصبانیت گفت: «شما حال و روز مرا درک نمی‌کنید. فکر می­کنید که می­خواهم از زیر کار در بروم و از روی تنبلی دنبال بهانه می­گردم؛ اما باور کنید که اصلاً مغز من کشش مطالب مشکل و پیچیدۀ فلسفه را ندارد، و من هر چه سعی می­کنم و درس می­خوانم، بی‌فایده است.»
 
می­دانستم آنچه که می­گوید، واقعیت ندارد؛ زیرا او دانش آموز مستعد و باهوشی بود، اما اضطراب و ترس از عدم موفقیت، ذهن او را فلج کرده بود و تصوّر می­کرد که در این امتحان و شاید امتحانات دروس دیگر، موفق نخواهد شد.
 
گفتم: بیا با هم یک قرار بگذاریم: تو قول بده به روشی که می­گویم درس بخوانی و من هم تعهد می­کنم که اگر با وجود استفاده از این روش، موفق نشدی، نمرۀ آزمون نیم ترم را در نظر نگیرم.