Tag: امام زمان(عج)

ای آخرین ترانه و ای آخرین بهار….باز آکه بی حضور تو تلخ است روزگار….

ای یوسف فاطمه!
ای یار سفر کرده!

کاش لحظه ای در ضیافت نگاهت بـه زیارت خدا مشرف می شدیم ودر صحن چشم سیاهت بـه پابوس خورشید عشق می آمدیم.

کاش، آنی در آسمان سیمای زیبایت بـه تماشای بدر دیده و هلال ابرویت می نشستیم و رنج روزگار هجران بـه اشک اشتیاق، می زدودیم.

هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون میگریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می‌شوند.
ما درکنار دروازه ی دل هایمان، شاخه گل های‌ ارادت بـه دست گرفته و هر آدینه منتظریم کـه چونان رسول اعظم«ص» کـه از مکه بـه مدینه النبی هجرت کرد، از مکه طلوع کنی و بـه مدینه المهدی دل ها پا گذاری.

image36384

ای امید بی پناهم…

موعودا! دیرهنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت، سوخته ایم .
باغ آرزوها به شوق بهارروی تو خزانها را می شمارد و چکامه های خونین شقایق را می نگارد;
نرگسها داغ هجر تو بر سینه دارند;
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر زحجله عیش برنیارند;
ای دست دست کردگار!
معراج نشینی بگذار از پرده غیبت به درآی و رخسار محمدی بنما;
که خیل منتظران در فرودست وعیدهای دنیایی ، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند. ای گوشوار عرش الهی! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین ، بر دوش می کشیم و به ترنم آوای ظهور سرخوشیم ; هر صبح و مسا، یاد طلوع تو را در سینه می پرورانیم و پرتو چهر تو را در دیده نقش می زنیم.
ای امید بی پناهان ، بیا … بیا . از ثری تا به ثریا، دلهای بی قراران ، شیدای یک نگاهت .
از سوی تا ماسوی جانهای بی پناهان ، نثار قدمهایت .
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشان و قضای عهد انتظار را دستی برافشان.

۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

درد دل با تو ، ای رفیق تنهایی!

سلام

گاهی دلم می‌گیرد. می‌خواهم با کسی حرف بزنم. امّا کیست که حالم را درک کند؟ برای در میان گذاشتن احساسات درونی و افکار خصوصی‌ام به چه کسی اعتماد کنم؟

راستش از تمسخر دیگران می‌ترسم و از شنیدن نصیحت‌های کلیشه‌ای که هیچ نشانی از همدلی در آن‌ها یافت نمی‌شود ، خسته‌ام. امّا عمیقاً نیازمند بازکردن سفره‌ی دل هستم.

به واقع چه کسی برای این راز گشایی و گفت‌وگوی درونی شایسته‌تر از امام زنده‌ای است که هر زمان و هرجا و به هر زبانی می‌توان با او سخن گفت؟

shbzaman-photokade-1

امامی که از اعماق دل‌های‌مان خبر دارد و تنها کسی است که احساسات‌مان را حتّی بهتر از خودمان درک می‌کند و می‌پذیرد. او که با غمگینیِ ما غمگین و با خوشحالی‌مان خوشحال می‌شود ، و به سبب بیماری و گرفتاریِ ما اندوهگین می‌شود.[۱]

مانند رفیقی یک‌دل و همراه غم‌های‌مان را بر خود هموار می‌کند و رنج‌های ما را رنج خویش می‌داند. به همین دلیل است که او را  «رفیق و همدم است.» [2] نامیده‌اند.

رفیقی که اگر لذّت گفت و گوی هر روزه را با او تجربه کنیم ، نگفته‌ای باقی نمی‌ماند و دل‌ها خانه‌ی غم نخواهدشد. او خود فرموده است که: « هر گاه خواسته‌ای داشتی کافی است  لب‌هایت را تکان دهی».[3] 

خداوندا من می‌دانم که او و پدرانش جایگاه مرا می‌بینند و سخنم را می‌شنوند و سلامم را پاسخ می‌دهند و تو ای خداوند! گوش مرا از این که صدای آنان را بشنوم پوشانده‌ای، ولی درِ فهم مرا به لذّت مناجات با آنان گشوده‌ای» [4] تو را به خاطر این لذّت سپاس می‌گوییم.

 

۱ – بصائرالدّرجات ، جلد ۱ باب ۱۶

۲ – اصول کافی، جلد ۱، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، حدیث ۱

۳ –  بحار الأنوار، جلد ‌91، صفحه ۲۲

۴ –  اذن دخول حرم‌های شریفه

جمعه ها نیز انتظار می کشند برای آمدنت…

جمعه ای دیگر شد،جمعه ای که بی تو بود
جمعه آمد و تو نیامدی
جمعه رفت و حضورت را لمس نکرد
چه غریبانه جمعه ها میگذرند
و جمعه ای دیگر منتظر است…
آری ای امام خوبی ها،جمعه ها نیز انتظار می کشند برای آمدنت…
تو بیا تا منور کنی جمعه را
تو بیا تا عالمی روشن شود
یا مهدی،ای مظهر عدل و داد
تو بیا تا انتظار پایان گیرد و منتظرانت سر از خاک برآرند برای دیدن روی تو،عدل تو…
ای امام خوبم،چشمها غبارآلود است دراین زمانه و همه منتظر معجزه ای هستند برای منتظر ماندن
دریاب منتظرانت را،چشمهاشان را پاک بگردان ازهرگونه گناه و بدی…
یا امام غایب از نظر،تو کجایی که بیایی؟
بیایی تاببینم روی زیبایت را،اشک بریزم و دلم آرام گیرد
بوسه زنم برجای پایت و طلب شفاعت کنم از تویی که من و من ها باعث غیبت طولانیت هستیم.

"اللهم عجل الولیک الفرج"

۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

اللهم عجل لولیک الفرج…

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما


یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
باید ز شرم چهره بپوشانم از شما


می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
جای سلام ، روی بگردانم از شما


رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
پس بی دلیل نیست گریزانم از شما


من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
با انتظارهای فراوانم از شما


من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
محض رضای ذائقه می خوانم از شما

۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱