Tag: امام زمان(عج)

ظهور تو، اجابت دعای ماست…

بیا که بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی؛ که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح، به سلام تو از جا بر می خیزد.

بیا که بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند.

هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم نمی گذارد.

بیا که بی تو، قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد.

بی تو کدام دست مهر، سرشک غم از دیدگان یتیمان بر می گیرد؟

کجاست آغوش مهربانی که دل های زخمی را به ضیافت ابریشمی بخواند؟

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار، به سوی دریای ظهور تو شتابان اند. قامتی به استواری کوه، دلی به بی کرانگی دریا، طراوتی به لطافت سبزینه ها، سینه ای به فراخی آسمان ها و صمیمتی به گرمی خورشید می خواهد تا بشود تو را خواند و کاروان دل ها را به منزلگاه امید کشاند.

این همه را که اندکی بیش نیست، از دل شکسته ترین منتظران تاریخ دریغ مدار، که ظهور تو اجابت دعای ماست.

۱۰۵۳۱۴۶۰۶۶۱۸۸۸۵۴۷۸۰۵

ای بهار دلهای منتظران…

ای بهار دلهای منتظران…

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب های جمعه نیست.

روزبه روز و لحظه به لحظه دلتنگ آمدنت هستیم.

آقاجان تنها امید ادامه زندگیمان تپش های قلب شماست.

گویی بی قراری دلهای ما از شوق دیدار شماست.

آقا بگو که آمدنت نزدیک است!

آقاجان دیگر از انتظار نگو از وصال بگو.

از پایان جمعه های بی تو بگو! آقاجان بگو که به زودی هدهد صبا خبر از آمدنتان را نوید می دهد.

بگو که می آیی و مرهم دل های شکسته و خسته ی ما می شوی.

بگو که دیگر غریب نیستیم.

آقاجان، مولای من، بگو که روزی با تو به زیارت خانه خدا می روم و تنها نیستم.

بگو که با هم به زیارت جدتان حسین بن علی(ع) می رویم و یک دل سیر برای مظلومی حسین(ع) می گرییم.

بگو که به دیدار مولایمان در کوفه می رویم و ایشان را نوید می دهیم که دیگر جولان دهی ظالمان تمام شد.

به دیدار خانوم فاطمه زهرا(س) می رویم و شما مزار غریب بی بی را نشانمان می دهی.

ما هم یک دل سیر با مادرمان درد و دل می کنیم.

آقاجان خیلی کارها داریم که بعد از آمدنت انجام دهیم. فقط به شوق دیدار شما، سختی ها را تحمل می کنیم.

بگو که میایی و اشک های شبانه و غریبانه ی ما را پایان می دهی.

الهی به امید ظهور آقای خوبان.

images

 

ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت…

ساعات عمرمن همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیرکه آب ازسرم گذشت

 

تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم

یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت

 

مولا، شمار درد دلم، بی نهایت است

تعداد درد من به خدا از رقم گذشت

images

برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست…

تمام راه ظهور تو با گناه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم


کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم


اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است


من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم


من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم


درون سینه ما عشق یخ زده آقا
 تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا


کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست

images

بیا که بی تو…

بیا که بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی؛

که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح، به سلام تو از جا بر می خیزد.

بیا که بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند.

هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم نمی گذارد.

بیا که بی تو، قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد.

images