Tag: امام علی(ع)

دوست خرابه نشین حضرت علی(ع)

وقتی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از تشیع جنازه پدر بزرگوارشان امام علی (ع) باز می گشتند به خرابه ای رسیدند، در این خرابه بیماری افتاده بود و ناله می کرد.

🍃 آن دو بزرگوار به خرابه رفتند و سر بیمار را که پیرمردی علیل بود به دامان گرفته و احوالش را پرسیدند.

🍃 پیرمرد گفت: در این دنیا هیچ کس به فریاد ما نمی رسد، مگر یک نفر که به اینجا می آمد و در دهان من غذا می گذاشت، اما اکنون سه روز است که او به اینجا نیامده و من گرسنه و تشنه هستم.

🍃 فرزندان امام علی (ع) فرمودند: آیا او را می شناختی؟

images

پیرمرد جواب داد: من کور هستم اما روزی از او پرسیدم: آقا اسم شما چیست؟

🍃 فرمود: من بنده خدا هستم.

فرزندان امام علی (ع) پرسیدند: آیا نشانه ای از او به خاطر داری؟

✨ پیرمرد جواب داد: هر گاه آن بزرگوار در خرابه ذکر خداوند را می گفت تمام سنگ و کلوخ و دیوار اینجا او را همراهی می کردند و خداوند را تسبیح می گفتند ✨

🍃 در این موقع صدای گریه امام حسن (ع) بلند شد و فرمودند: او پدر ما امام علی (ع) بود که ما اکنون از تشیع جنازه او می آییم. بیمار با شنیدن این خبر گریان شد و التماس کنان عرض کرد:

💔 ای آقازاده ها بر من منت بگذارید و مرا بر سر قبر او ببرید. فرزندان امام (ع) او را بر سر قبر امام (ع) بردند. پیرمرد آنقدر بر سر قبر امام (ع) گریه کرد تا جان از بدنش خارج شد.

زیباترین صحنه ها در غدیر خم

همه ی ما درباره ی واقعه ی روز غدیر، زیاد شنیده ایم و خوانده ایم، یک سخنرانی دو سه ساعته، جمعیت 120 هزار نفری، بیعت با زبان و با دست ها، جریان مردی که اعتراض داشت و همانجا معجزه ای رخ داد و نابود شد، تبریک ها و شادباش ها، توقف سه روزه و …اما زیباترین صحنه های غدیر کدامیک هستند؟

کلیپی بسیار زیبا در مدح آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

کلیک کنید

اولین صحنه، خدا پشت سر توست

دو دل است، نمی داند حرفش را بگوید یا نه، می ترسد، از نافرمانی دو رویان سیاه دل می ترسد، نکند کلامش را به سخره گیرند، نکند اصلا نگذارند که حرفش را بزند، نکند…
"من از جبرئیل درخواستم که از خداوند اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسی ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: به زبان آن را می گویند که در دل هایشان نیست" کلامی از خطبه ی غدیر
اما خدا به دل ها آگاه تر است، وحی نازل می شود:
 وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ(67 مائده) 
و خداوند تو را از شر مردم حفظ می کند
دلش با کلام خدا قوی شد، عزم سخن کرد، بسم اللهی گفت و شروع کرد…
چقدر زیباست، حال دل بنده ای که می داند خدا حمایتش می کند.

index

ادامه نوشته

حصن حصین…..

نه قصّه شام و  نمک و نان جوینش
نه غصه چاه و شب و آوای حزینش

بیش از همه کرده است مرا شیفته خود
شور قطراتِ عرق روی جَبینش

با جذبه "عدل علوی" معجزه می کرد  
این شد که در آمد دل ما نیز به دینش

در بستر خورشید اگر خفته عجب نیست   
کآموخته عزت ز  پسر عمّ امینش

عشقش وسط خوف و رجا مانده رجز خوان
تا عالم و آدم نکند شک به یقینش

دردا و دریغا که از این بیشه سفر کرد
شیری که نشستند شغالان به کمینش

آغوش علی خانه امنی است پس از مرگ
داخل شوم ای کاش در آن حصن حصینش

یارب برسانم به نجف، دغدغه دارم
کم بوسه زدم نوبت قبلی به زمینش!

ya ali

 

گه ولادت او كعبه مدتی خندید

رسید حیدر و این خاك نور باران شد                         به یمن آمدنش عالمی مسلمان شد

همین كه دروسط كعبه اوتولد یافت                          گلِ خدا شد و كعبه به پاش گلدان شد

تمام گرمی بازار حسن یوسف بود                           پس ازعلی چقدرنرخ یوسف ارزان شد

علی قدم زد و خورشید زیر پای علی                         ز خاك سر زده و آفتابگردان شد

امام كعبه رسید و به یمن آمدنش                      سرود روی لب مصطفی علی جان شد

برای آمدنش كعبه پیش دستی كرد                          و سینه چاكی او زودتر نمایان شد

اگر چه قنبر او پادشاه قلب من است                        ولی گدای علی هركه گشت سلمان شد

لبش كه وا شد و ‌ذكرخدا به لب آورد                         زمین نه عالم هستی بهشت عرفان شد

علی امام من است و منم غلام علی                               علی برای تمامی خلق سلطان شد

index

رسید آنكه خدا كعبه را به او بخشید                           گه ولادت او كعبه مدتی خندید

علی كسی است كه كوثر از او سبو دارد                   جهان نظام خودش را فقط ازاو دارد

فقط به خاطر حُب و ولایت مولاست                          اگر بهشت خداوند رنگ و بو دارد

علی كسی است كه عالم گدای قنبر اوست           اگرچه گوشه پیراهنش رفو دارد

برای اینكه علی پا به سینه اش بنهد                      خداست شاهد من كعبه هم وضو دارد

علی كسی است كه هرشب كنارسجاده                  بدون واسطه با دوست گفتگو دارد

ولادتش هدف كعبه رامشخص كرد                            ز خاك پای علی كعبه آبرو دارد

علی كه پشت نبردش زره نمی خواهد                     اگر چه لشگری ازسنگ روبرو دارد

index

و هو العلی

ربنا آتنا نگاهش را، که هوایم دوباره بارانی است

السلام علیکْ یا دریا که دلم بی قرار و توفانی است

 

اِنّ فی خلق تو خدا هم مست، روحْ حیران، فرشته‌ها هم مست

اِنّ فی خلق تو زمین مبهوت، زیر یک آسمان پریشانی است

 

«لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟

مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست

 

«یا سریع الرضا»ی لبخندت، عاشقان را کشیده در بندت

«یا ولیَّ الذینَ» یک دنیا که در اسم تو غرق حیرانی است

qadir93

«و اذا الشّمسْ» پیش تو تاریک، «واذا البحرْ» از تو در جوشش

واذا القلبِ من که می‌پرسند: به کدامین گناه قربانی است؟

 

من که از «اِنّما ولی» مستم، در هوای «هوالعلی…» مستم

از «شراباً طَهورِ» چشمانت، شب میخانه‌ام چراغانی است

 

«اشهد انَّ» هر چه دارم تو، «وقِنا من عذابِ نار»َم تو

آه، «یا ایها العزیز»َم آه، توشه‌ام این غزل که ‌می‌خوانی است

 

«لیْتَ شِعری» که شعر من آیا می‌رسد تا به ساحلت؟ دریا !

– ناله‌های کبوتری زخمی که در این بند تیره زندانی است

images