Tag: امام هادی(ع)

ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد… بشارت ای محبان، امام هادی آمد…

رحمت خدا بر این است که زمین هیچگاه در ظلمت جهل و تاریکی نادانی تنها نماند، ازین باب است خلقت ستارگان و خورشیدهای امامت و ولایت و پیامبران نور …
و اینک زمین در منطقه «صریا» است که طلوع دهمین خورشید ولایت را نظاره گر شده است.
به واقع او هدیه ناب پروردگار بود برای هادی شدن در زمان نفس‌گیر انحرافات و بحث های تهی از حقیقت…
با طلوعش چنان نور تاباند به هر تاریکی جهل و ظلمت فکری که هیچ جا از نور خورشید وجودش بی نصیب نماند.

اگر چه امام هادی(ع) در روستای صریا که در یک فرسخی مدینه قرار داشت، در روز سه شنبه، نیمه ذی الحجه دیده به جهان گشود؛ اما علم و حلم و هدایتگری‌ اش تا فرسنگ ‌ها جهان را مجذوب وجودش نمود.
جوادالائمه (ع) پدر بزرگوارش، او را «علی» نام نهاد اما لقب های متعددی مانند: نقی، هادی، امین، فقیه و عالم داشت.

گفتنی است که ازجمله کارهای مهم امام هادی(ع) همچون امامان دیگر، حفظ خط فکری و فرهنگی تشیُع و جلوگیری از ترویج اندیشه های منحرف و افکار پوسیده مخالفان بود.

زیارت جامعه کبیره گنجینه ارزشمند به یادگار مانده از امام هادی (ع) است که شیعه را مدیون خود کرده است چرا که این زیارت، یک دوره کامل امام شناسی است.
امام علی النقی (ع) با این زیارت، به زیبایی و آرام آرام شیعیان را برای دوره غیبت حضرت مهدی (عج) آماده می کرد تا در آن دوران که امام زمان خود را مستقیم نمی بینند، شناخت کاملی به ولی خدا پیدا کنند.

هادی (ع) می‌آید تا «متوکلین» گم کرده مسیر «توکل» را، توکل راستین بیاموزد و سیر الی الله برویشان بگشاید.
زمینی می‌شود تا امت را از قید و بردگی و عباسیان را از کج اندیشی و جهل برهاند.

صلوات و درود خداوند بر تو باد، ای برگزیده خداوند برای هدایت بشر و ای وارث جواد و رضای مرضیه….

photo_2018-04-06_19-28-45-450x450

ای نجل جواد ابن رضا حضرت هادی… بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی…

نه همی جای تو در سامره تنها باشد
که به دلهای محبان تو جای تو بود


دیده گریان نشود روز جزا در محشر
هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود


شهادت جانسوز امام هادی(ع) تسلیت باد

 

امام هادی(ع):

کسی که از خدا بترسد از او می‌ترسند و کسی که از خدا اطاعت کند از او اطاعت خواهند کرد.

بحارالانوار، ج۶۸، ص ۱۸۲

۱۲۶۶۰۴_orig

گریست اهدنا الصراط…

شکسته روضه ات دل مقلب القلوب را
گرفته رنگ چهره ی تو حالت غروب را

شکوه غربتت،شراره زد به قلب کائنات
گریست دجله وفرات،گریست اهدنا الصراط

عزا گرفته اند پای روضه ی تو سال ها
برای سر سلامتی به جد تو غزال ها

فرازهای جامعه کبیره سوگوار تو
فراز سجیه الکرم شده است بی قرارتو

گمان کنم که فاطمه کنارتو نشسته است
زبان گرفته مادری که پهلویش شکسته است

فدای روی زرد تو،وجود غرق درد تو
چقدر آه میکشد،کنار جسم سردتو

زمان رنج وغصه ی تو خاتمه گرفته است
چقدر روضه ی تو بوی فاطمه گرفته است

thcagjf4ch-jpg-tmb

دوشنبه بود لحظه ی هجوم زهر برجگر
دوشنبه بود وکوچه ها،دوشنبه بود ومیخ در

دوشنبه قاتلت شده،دوشنبه بود خانه سوخت
مغیره که نداشت شرم،قلاف وتازیانه سوخت

مصیبتت دم مرا به سمت آه میبرد
به پشت مرکبی تورا پیاده راه میبرد

تورا چگونه دست بسته باطناب میبرند؟؟
توکوثری تورا به مجلس شراب میبرند؟؟

چقدر زخم خورده ای،شبیه جُبّه ی حسین
کشانده ای مرا دوباره زیر قبه ی حسین

هزار شکر پیکرت به زیر آفتاب نیست
میان مقتلت سخن زکودک رباب نیست

هنوز جای شکر مانده سنگ بر جبین نخورد
هزار شکر یمسک السماء بر زمین نخورد

کنار پیکر توگریه بودوهلهله نبود
میان مقتل تو نام شمروحرمله نبود

به صحن سینه ی تو چکمه ی سنان نمیرسد
به پای بوسی لب تو خیزران نمیرسد…