Tag: حضرت ابوالفضل(ع)

السلام علیک یا ساقی عطشان کربلا..

چشمان خیس علقمه امواج رود بود
آن روز رود، شاهد کشف و شهود بود


آن روز سرخ، علقمه محراب کوفه شد
در دست ابن ملجم میدان، عمود بود


از شوق سجده صالح دین از فراز اسب
بر خاک سبز کرب و بلا در سجود بود


شکر خدا که راه تماشا گرفت خون
آخر هنوز صورت مادر کبود بود


این قصّه آب می خورد از چشم شور ماه
نسبت به ماه طایفه از بس حسود بود

photo_%db%b2%db%b0%db%b2%db%b0-%db%b0%db%b8-%db%b2%db%b9_%db%b1%db%b2-%db%b0%db%b8-%db%b5%db%b1

بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین…

بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین

سقای با فضیلت و دریا دل حسین

تو آمدی و روشنی روز و شب شدی

از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی

عباس(ع) آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد، شجاعت را
تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد.

چهارم شعبان ، روز شکفتن گل معطر ابالفضل (ع) بر شاخسار اهل‏بیت (ع) مبارک باد.

unnamed

کیست این سرو قدِ تشنه­ لبِ مشک به دوش؟

کیست این کز لب دیوار من آویخته زلف
تاک­وش، شیشه به دست، از همه سو ریخته زلف
 
کیست این راز پریشانی من در موهاش
تکیه­ گاه سر شوریده من بازوهاش
 
کیست این عطر غزل می­وزد از پیرهنش 
ای صبا مرحمتی کن بشناسان به منش
 
این که می­خندد و می­خواند و می­رقصد و مست
می­رود بوی خوش پیرهنش دست به دست
 
نازپرداز همه نازفروشان زمین
ساقی، اما ز همه تشنه ­لبان تشنه­ ترین
 
نشئه ­افزای دل و جان خماران مستی­ش
دستگیر همه ی خسته ­دلان بی‌دستی‌ش
 
کیست این سروقدِ تشنه­لبِ مشک به دوش؟
این‌که بی­اوست چراغ شب مستان خاموش ؟
 
این‌که آتش لب و دریا دل و مشکین کُلَه است؟
کیست این شب همه شب ماه شب چارده است؟
 
گره واکردن از آن زلف سیه لازم نیست
حتم دارم که به جز ماه بنی­ هاشم نیست
 
hzrtabbas-photokade

 

از او دوا گرفت مسیحا… هوالشفا، یعنی حسین روح تسلا… هوالشفا

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

 

 

عطر نفس بقیه الله آمد

 

 

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

 

 

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

mazhabi-bashiran-ir-7

نذر حضرت علی اکبر (ع):طاووس خیمه

"هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم"
هر گه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه می روی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو
اما به روی نعش تو من قد کمان شدم

تا اینکه خوب از عطشم با خبر شوی
از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم

images

با خود نگفته ای پدرت خورد می شود؟
من مثل قطعه های تنت بی نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمی دهی؟
چیزی بگو. علی، ولدی نصفه جان شدم

زینب (س) میان این همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبان هایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم می آورم
من چند بار بر بدنت امتحان شدم

شد سرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه من شد بلند تر
در راه شام بر سر تو سایه بان شدم