Tag: حضرت زینب کبری(س)

بسوز ای دل که امروز اربعین است…عزای پور ختم المرسلین است…

من ِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس

گریستم همهء جاده را اتوبان را

نگاه خسته من تا به آسمان برسد

کشانده است به دنبال خویش باران را

ولی نخواسته در بین راه سوزاندم

دل اهالی محروم چند استان را

بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم

ولو به قدر نگاهی تمام آنان را

نگاه‌های پر از حسرت کشاورزان

میان دشت تکان‌های دست چوپان را

و آن غریبه که در قهوه خانۀ سر راه…

همان که خم شد و بوسید تکۀ نان را

همان که نام تو را برد زیر لب وقتی

که روی میز غذا می‌گذاشت لیوان را

همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم

خدا بخواهد… آهی کشید قلیان را

همان که گفت به آقا بگو غلط کردم

بگو ببخشد، رانندۀ بیابان را

بگو از آنچه که می‌داند او پشیمانم

خودش نشان دهد ای کاش راه جبران را

چقدر بغض، چقدر آه با خود آوردم

و التماس دعاهای مرزداران را

خلاصه این که به قول رفیق شاعرمان

«چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را»

همچنان باران

نجف شروع زمین بود و ابتدای سفر

نجف به روی سر من گرفت قرآن را

مرا گرفت در آغوش، موکب اول

منِ دچار تحیر، منِ پریشان را

در این طریق فقط میزبان به سجده شده ست

که توتیا بکند خاک پای مهمان را

یکی گرفته پدر را به روی دوش خودش

یکی کشانده به سویت عصازنان جان را

فقط حسین به آغوش هم رسانده چنین

برادران تنی را، عراق و ایران را

چه با غرور نشاندند روی سینه خود

عمودها همه تصویری از شهیدان را

قدم قدم غم تو زنده می‌کند دل را

خدا زیاد کند این غم فراوان را

چه جذبه ایست در آغوش تو که اینگونه

کشانده‌ای به تماشا جهان حیران را

زمین به سوی تو برخاسته است، می‌خواهد

نشان ما بدهد رستخیز انسان را

در ازدحام تو گم کرده‌ام خودم را هم

در ازدحام ندیدم عمود پایان را

تو را گرفته در آغوش خویش شش گوشه

چنان که جلد طلاکوب، متن قرآن را

از این حرم به حرم های دیگری راه است

اگر که باز کنی چشم غرق باران را

دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح

خدا کند که بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت زهرا ضریح می‌سازیم

و دست فرشچیان طرح می‌زند آن را

من از امام رضا کربلا طلب کردم

و اینک از تو طلب می‌کنم خراسان را

wallpaper-religious-occasion-%d9%8earbaeen-imam-hussain-1200x840

شبیه مادر من …

داری عقیله خواهر من گریه می کنی

آیینهء برابر من گریه می کنی

از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت

خیلی شبیه مادر من گریه می کنی

دل شوره می چکد ز نگاه سه ساله ام

وقتی کنار دختر من گریه می کنی

index

من از برای معجر تو گریه می کنم

تو از برای حنجر من گریه می کنی

امشب برای ماندن من نذر می کنی

فردا برای پیکر من گریه می کنی

امشب نشسته ای و مرا باد می زنی

فردا به جسم بی سر من گریه می کنی