Tag: راز موفقیت

«سپاسگزاری»، راهی هموار برای رسیدن به موفقیت(بخش ۳ از ۳)

قدردانی خود را ابراز کنید
در هر روز، یک نفر را انتخاب کنید و فقط نکات مثبت را دربارۀ  او به یاد بیاورید و افکار دیگر را رها کنید. شما همیشه می‌توانید نکتۀ مثبتی را دربارۀ هر فردی بیابید و از وی برای آن نکته مثبت، به راستی ممنون باشید.
 
برای هر چیزی که از کسی می‌گیرید یا هر کلامی که می‌شنوید، تشکر و قدردانی کنید. غافلگیری مردم با یک تشکر ساده، بسیار لذت بخش است و همیشه چهره‌هایشان را شاد و خوشحال می‌کند و شما هم همین را جذب می‌کنید.
 
همچنین می‌توانید به افرادی که نسبت به شما کمتر خوش شانس هستند، یاری برسانید. مطالعات یک گروه تحقیقاتی در این زمینه نشان می‌دهد که ۷۸ درصد از افرادی که به طور داوطلبانه به مدت یک سال در انجام کارهای خیر مشارکت کرده‌اند، معتقد بوده‌اند که انجام اعمال خیرخواهانه، موجب کاهش استرس آنها شده است.
 
بررسی‌های جداگانه نیز، حاکی از این واقعیت است که افراد خیّری که دچار حملۀ قلبی می‌شوند، خیلی سریع‌تر از بقیه بهبود می‌یابند و میزان مرگ و میر در افرادی که به طور داوطلبانه به دیگران کمک می‌کنند، ۶۰ درصد کمتر از سایر افراد است.

زمانی که حس می‌کنید هیچ اتفاق خوب و تازه‌ای در زندگی‌تان نمی‌افتد، تنها کاری که باید انجام بدهید، این است  که قدردانی خودتان را ابراز کنید؛ زیرا یک قلب بسته، نمی‌تواند چیزی را دریافت کند.

healthcare-e-learning1

«سپاسگزاری»، راهی هموار برای رسیدن به موفقیت(بخش ۲ از ۳)

وانمود کنید که موفق هستید
زمانی که حس می‌کنید هیچ اتفاق خوب و تازه‌ای در زندگی‌تان نمی‌افتد، تنها کاری که باید انجام بدهید، این است که قدردانی خودتان را ابراز کنید؛ زیرا یک قلب بسته، نمی‌تواند چیزی را دریافت کند؛ پس وانمود کنید که تمام آنچه را که می‌خواهید، دارید، و برای هر یک از داشته‌هایتان جمله‌ای بسازید و جمله‌های خودتان را با یک «سپاسگزارم» ساده آغاز کنید.
 
این جملات باید دقیق و مشخص باشند و کلماتی مثبت در آنها وجود داشته باشد؛ مثلاً‌ نمی‌شود گفت: «من در انجام همه‌ امور توانا هستم»؛ چون «همه‌ امور»‌ یک کلمه‌ مبهم است و ضمیر ناخودآگاه ما فقط به دستورات واضح و روشن جواب می‌دهد. به روشنی ثابت شده است که استفاده از جملات تاکیدی واضح، می‌تواند روی افکار و ضمیر ناخودآگاه ما چنان تاثیری بگذارد که گویی آن کلمات، جزیی از فکرمان شده است. اگر این جملات را هر روز تکرار کنید، آنها چنان در ضمیر ناخودآگاهتان جای می‌گیرند که گویی به آنچه گفته‌اید، رسیده‌اید؛ زیرا کلمات از نیروی عجیبی برخوردارند و می‌توانند شخصیت ما را تغییر دهند؛ در واقع، وقتی شما خدا را شکر می‌کنید و ژست برنده را می‌گیرید، به دنیایی سرشار از نعمت قدم می‌گذارید؛ چون برنده هستید.
 
شما می‌توانید هنگام ادای جملات مثبت، که همراه با سپاسگزاری است، صدای خود را ضبط کنید و با شنیدن آن، ضمیر ناخودآگاهتان را به بهترین افکار دعوت نمایید.
 
همچنین می‌توانید از آینه استفاده کنید و با ایستادن در برابر آینه در هر صبحدم، جملات مورد نظر را با صدای بلند به خود بگویید؛ برای مثال، روبروی آینه بایستید و بگویید: «پروردگارا ! سپاسگزارم که به یاری‌ات توانستم درس شیمی را فرابگیرم و پاسخگوی سؤالات این درس باشم.»
 
این جملات، بیانگر آن است که شما توجه و تمرکزتان روی خواسته‌هایتان است، و خواهید دید که قدم به قدم به خواسته‌هایتان نزدیک‌تر می‌شوید.
healthcare-e-learning1

توهم توانمندی = شکست(بخش ۲ از ۲)

 سه روش پیشنهادی برای رهایی از توهم‌های توانمندی  
رقابت
رقابت با دیگران، اصلی‌ترین ابزاری است که انسان‌های متوهم را درمان می‌کند. انسانی که توهم دانش دارد، در زمان شکست از دیگران، در آزمون‌ها، ممکن است از توهم دست بکشد؛ همان‌ طور که مدیر متوهم در رقابت در بازار آزاد است که می‌تواند خود را در محک ارزیابی قرار دهد. دانش‌آموز متوهم هیچ تمایلی ندارد تا در هیچ آزمونی شرکت کند و در کل رقابتی شکل بگیرد. او دوست دارد تا در دنیای مصنوعی و متوهم خویش، یگانه دانش‌آموز توانمند باقی بماند.
 
مقایسه با دیگران
داوطلب یا دانش‌آموز متوهم، همواره با استدلال اینکه «شرایط ما فرق می‌کند» تلاش دارد تا راه مقایسه را ببندد و از توهم توانمندی خویش محافظت کند؛ البته مقایسه با دیگران، به معنی این نیست که دانش‌آموز یا داوطلب، خود را به خاطر نمرات بدتر یا وضعیت علمی پایین‌تر، بی‌ارزش بداند؛ چنین مقایسه‌ای نه تنها مفید نیست، بلکه ویرانگر  نیز هست. منظور ما از مقایسه، این است که در هر مسابقه‌ای، اعم از علمی، ورزشی، هنری و …، شما رقبایی دارید که با آنها مقایسه می‌شوید؛
 
پس اگر می‌خواهید در یک مسابقه برنده شوید، باید از حباب خود ساخته‌تان بیرون بیایید و با واقعیت روبرو شوید. می‌خواهیم بگوییم فقط زمانی می‌توانید متوجه شوید که برای یک مسابقه یا یک رقابت آماده هستید که وضعیت خود را با سایر افرادی که موقعیتی مشابه شما دارند، مقایسه کنید. مقایسه، راهی برای توانایی سازگاری و هماهنگی اجتماعی، و ابزاری مفید برای توسعۀ رفتارهای اجتماعی است؛
 
اما اگر همین مقایسه، باعث نفرت از خودتان یا دیگران بشود، مضر است؛ به عبارت دیگر، اگر شما در ارزیابی و مقایسۀ خود، احساس کنید که هیچ چیز برای ارایه ندارید و دیگران قوی‌تر، ثروتمندتر، باهوش‌تر، شادتر، زیباتر و جذاب‌تر از شما هستند، اعتماد به نفس خود را از دست خواهید داد و ناامید و آسیب‌پذیر خواهید شد؛ اما شما می‌توانید در یک مقایسه، نقاط قوت خود را بیابید و بر اساس آن در یک مسابقه شرکت کنید یا از حضور در یک مسابقه خودداری کنید، و این نشان دهندۀ ضعف یا ناتوانی شما نیست، بلکه بیانگر این است که شما بر اساس علایق و توانایی‌های خود، راه دیگری را انتخاب کرده‌اید.
 
  نقد
تنها نقد است که می‌تواند فرد متوهم توانمندی را در مقابل واقعیت پرسش‌های سخت قرار دهد. نقد، حتی اگر حاوی هیچ پیشنهاد جایگزینی نباشد، می‌تواند توهم توانمندی را به چالش بکشاند. نقد به انسان در هر جایگاهی کمک می‌کند تا از افتادن در دام توهم توانمندی رها شود؛ البته نقد، خوشایند فرد متوهم توانمندی نیست، ولی درک و دریافت انتقاد، در حقیقت از شنوایی مؤثر برمی‌آید و در بسیاری از موقعیت‌های زندگی، از جمله در خانه، مدرسه، دانشگاه و محیط کار، مفید است.
 
برای اینکه بتوانیم پذیرای نقد باشیم، لازم است قبول کنیم که ما بی‌نقص نیستیم. همۀ ما اشتباه می‌کنیم  و مهم این است که از اشتباهاتمان بیاموزیم و یک اشتباه را دو بار تکرار نکنیم. همچنین باید تعصب را کنار گذاشت. حتی اگر با نقدی موافق نیستید به این بیندیشید که شاید دیگران نکته‌ای را می‌بینند که شما حتی از وجود آن آگاه نیستید؛ پس تعصب و لجاجت را کنار بگذارید و این واقعیت را در نظر بگیرید که شاید حق با آنها باشد و از این فرصت به نفع خودتان بهره بگیرید تا خودتان را ارزیابی کنید. 
 
شرکت نوپایی که توهم‌های بزرگ دارد، هرچه زودتر شکست بخورد، به نفع خودش و جامعه‌اش هست؛ همان طور که مدیر دولتی و سیاست‌گذار متوهم هم هر چه سریع‌تر شکست بخورد، به نفع خود و جامعه‌اش عمل کرده است. این چنین است وقتی توهم تکثیر می‌شود، شکست یک هدیه الهی است. بزرگترین دشمنان نقد (رقابت و مقایسه) بدون شک، متوهمان توانمندی هستند که از کاریکاتوری شدن عکس‌هایشان می‌هراسند
.
او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
از توهم است که در آن، فرد به توانمندی‌های خود یا دیگری (مانند آبلیمو) ایمان دارد و آن را می‌ستاید.
«توهم توانمندی» هم ویلر را در انجام ماموریتش ناموفق می‌کرد و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌ربود.
هر سه ابزار فوق، راه‌های نجات یک جامعه از توهم است. جامعه‌ای که این راه‌ها را ببندد، سرشار از بازندگان متوهمی‌خواهد شد که در جایگاه‌های مختلف، از خود تصویر قهرمانان بزرگ را دارند. ارتباط جهانی، اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد، از شکل‌گیری انسان‌های متوهم توانمندی جلوگیری می‌کند، و وقتی بازندگان در کنار توانمندها قرار می‌گیرند، هم خود فرد و هم جامعه هست که نجات می‌یابد.
 
نمونه‌هایی از توهم توانمندی
 
توهم دانش:
زمانی که مدرک دانشگاهی برابر با دانش دانسته می‌شود، این توهم دوچندان می‌شود. در این وضعیت، فردی که دارای مدرک دانشگاهی باشد، خود را در آن زمینه، و احتمالاً زمینه‌های مشابه، دارای تخصص می‌داند. توهم دانش، آفت دنیای مدرن آموزش و اصلی‌ترین مانع یادگیری است.
توهم مدیریت:
 استارت‌آپ‌هایی که خود را «اپل» و مدیری که خود را استیو جابز فرض می‌کند یا کارگردانی که خود را اسکورسیزی می‌بیند، آیینه‌های توهمی‌یکسانی دارند.
توهم کنترل:
فردی که مجموعه، سازمان یا جامعه را تحت کنترل خویش می‌داند. این توهم، همان پاشنه‌ آشیل دیکتاتورها در تاریخ بوده است. آنها توهم کنترل جامعه خود را به مثابه پیش‌فرض اصلی داشته‌اند.

تمامی این توهم‌های توانمندی، در هر شکلی که باشند، راه یادگیری و اصلاح را می‌بندند

healthcare-e-learning1

توهم توانمندی = شکست(بخش ۱ از ۲)

در سال ۱۹۹۵ یک مرد میانسال به نام «ویلر» در روز روشن، بدون ماسک یا پوشاندن صورتش، به دو بانک در یکی از شهرهای آمریکا دستبرد زد. او حتی صورتش را رو به سمت دوربین بانک گرفت و لبخند زد. عصر همان روز، وقتی پلیس‌ها  به خانه‌اش ریختند و دستگیرش کردند، ناباورانه گفت: «ولی من به صورتم آبلیمو زده بودم!» او ایمان داشت با زدن آبلیمو به صورتش، دوربین‌ها نمی‌توانند تصاویرش را ضبط کنند.
 
احتمالاً شما اعتقاد ویلر به معجزۀ آبلیمو و عدم تصویربرداری را ابلهانه و ناشی از ساده لوحی وی می‌دانید، اما واقعیت این است که امروزه افراد زیادی به درجه‌ای از این  نوع تعصب، که امروز به نام «توهم توانمندی» شناخته می‌شود، دچار هستند؛ در واقع، این توهم، یکی از گسترده‌ترین و رایج‌ترین توهم‌ها و موانع رشد، هم در سطح فردی و هم سطح جمعی است؛
 
برای مثال، چندی پیش یکی از داوطلبانی که امسال پشت کنکوری است، از من پرسید که می‌خواهم رتبۀ زیر ۱۰۰ کسب کنم. او تا پایان آذر ماه روزی دو یا سه ساعت مطالعه کرده بود و سال پیش رتبه‌اش در گروه آزمایشی علوم تجربی، بیش از ۶۵ هزار شده بود.
 
همچنین به خاطر دارم که چند سال پیش، رتبۀ آخر گروه آزمایشی علوم تجربی امیدوار بود که سال آینده در رشتـۀ پزشکی پذیرفته شود!
 
متاسفانه داوطلبان بسیاری با این توهم روبرو هستند و به همین دلیل، هر ساله تعداد قابل توجهی از داوطلبان، به خصوص در گروه آزمایشی علوم انسانی، به امید کسب رتبۀ عالی در آزمون سراسری سال آینده، از انتخاب رشته خودداری می‌کنند و تصور می‌کنند که سال بعد می‌توانند در بهترین رشته محل‌ها پذیرفته شوند؛
 
این در حالی است که سال بعد نیز تلاش لازم را برای موفقیت خودشان در آزمون سراسری نمی‌کنند و زمانی هم که به آرزوهای خود نمی‌رسند، شکست خود را حاصل شرایط و وضعیت جامعه می‌دانند و معتقدند که آنها هیچ اشتباهی نکرده‌اند یا حداقل سهم کوچکی در این شکست دارند؛ در واقع، غرق شدن در توهم توانمندی، هم فرد را به انتظاراتش نمی‌رساند و هم فرصت یادگیری و آموختن را از او می‌رباید.
healthcare-e-learning1

در راه رسیدن به موفقیت، هرگز دست از تلاش برندارید

  ژاپنی‌ها عاشق ماهی تازه هستند، اما آب‌های اطراف ژاپن سال‌هاست که ماهی تازه ندارد؛ بنابراین، برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن، قایق‌های ماهی‌گیری، بزرگتر شدند و مسافت‌های دورتری را پیمودند. ماهی‌گیران هر چه مسافت طولانی‌تری را طی می‌کردند، به همان میزان برای بازگشت زمان بیشتری لازم بود‌. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می‌کشید، ماهی‌ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی‌ها مزه این ماهی را نمی‌پسندیدند.

برای حل این مساله ، شرکت‌های ماهی‌گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی‌ها را گرفته و روی دریا منجمد می‌کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی‌ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می‌شدند و مزه ماهی یخ زده را نمی‌پسندیدند؛ بنابراین، شرکت‌های ماهی‌گیری، مخزن‌هایی را در قایق‌ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می‌کردند.

با این شیوه، ماهی‌ها تازه می‌ماندند، اما پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی‌کردند. آنها خسته و بی‌رمق، ولی زنده بودند. این ماهی‌ها نیز مزه جالبی نداشتند؛ زیرا  ماهی‌ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. شرکت‌های ماهی‌گیری باید این مساله را به گونه‌ای حل می‌کردند، اما آنها چطور می‌توانستند ماهی تازه بگیرند؟اگر شما مشاور صنایع ماهی‌گیری بودید، چه پیشنهادی می‌دادید؟

 
gg

ادامه نوشته