Tag: راز موفقیت

اگر می‌خواهید موفق باشید: این روزها بیشتر بخندید!(بخش ۱ از ۲)

وقتی پزشکان به «نورمن کازینز» گفتند که به بیماری اسپوندیلیت آنکیلوزان یا روماتیسم ستون فقرات، که یک بیماری مفصلی پیش رونده است، مبتلاست،  اضافه کردند که هیچ کمکی نمی ­توانند به او بکنند و باید آماده باشد که بعد از تحمل دوره­ای درد جانکاه، از دنیا برود؛ اما کازینز، به جای آنکه دلمرده شود و خود را برای مرگ آماده کند، اتاقی در یک هتل گرفت و هر فیلم خنده­‌داری را که می ­توانست پیدا کند، کرایه کرد. او بارها و بارها نشست و این فیلم­ها را تماشا کرد و از ته دل خندید و پس از شش ماه خنده درمانی، که خودش برای خودش تجویز کرده بود، پزشکان در نهایت تعجب دریافتند که بیماری او کاملاً درمان شده و هیچ اثری از آن نیست! این نتیجه حیرت انگیز باعث شد تا کازینز کتاب «آناتومی یک بیماری» را بنویسد و منتشر کند. سپس او پیرامون کارکرد «آندورفین­ ها» پژوهش گسترده­ای را آغاز کرد.
 
آندورفین­ها موادی شیمیایی هستند که وقتی می ­خندیم، در مغز آزاد می­شوند. آنها همان ترکیب شیمیایی مورفین و هرویین را دارند و ضمن اینکه اثر آرام بخشی روی بدن می­گذارند، سیستم ایمنی بدن را نیز تقویت می­ کنند. این امر توضیح می­دهد که چرا آدم­های شاد به ندرت بیمار می­شوند، در حالی که کسانی که مدام از همه چیز و همه کس گله و شکایت می­کنند، اغلب اوقات بیمار هستند؛ به عنوان مثال، بین خنده و پادتن‌هایی که سرماخوردگی را از بدن می‌راند، رابطه‌ای وجود دارد.
 
اهمیت این امر برای داوطلبان آزمون سراسری زمانی بیشتر آشکار می ­شود که بدانیم طبق یک آمار، کودکان پیش­ دبستانی، و حتی کوچک­تر، در روز به طور متوسط ۴۰۰ مرتبه می­خندند، اما این میزان در میان نوجوانان و جوانان، تنها ۱۵ مرتبه و حتی کمتر است؛ در حالی که وقتی ما می­خندیم، همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش می­رود و ماده آندروفینی که در هنگام خندیدن در مغز ما آزاد می­ شود، در سیستم تنفسی به گونه­ای عمل می­کند که انگار به ورزش دویدن پرداخته­ ایم.
 
البته ما نیز قبول داریم که تنها زمانی قادر به خندیدن خواهیم بود که خیالی آسوده داشته باشیم، اما داشتن یک خیال آسوده، بر عهده ماست. باید بپذیریم که مشکلات هیچ وقت تمام نمی­شوند و ما در هر ردۀ سنی که هستیم، دغدغه­های خودمان را داریم. اگر یک کودک می­تواند بخندد، برای این است که در زمان حال زندگی می­کند و خود را در غم و اندوه گذشته رها نمی­کند؛ وگرنه برای یک کودک هم، نداشتن اسباب بازی مورد علاقه یا تنقلاتی که دوست دارد، بسیار غم انگیز است، اما به طور طبیعی اکثر کودکان، به سرعت اندوه خود را فراموش می­کنند و در لذت آنچه دارند، غرق می­شوند.  
 
به عبارت دیگر، لازمۀ  هنر شاد بودن، توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه­ترین زمان ممکن، بعد از وقوع آنهاست؛ وگرنه همۀ مردم، که روی کرۀ زمین زندگی می­ کنند، به نوعی با مشکلات گوناگونی مواجه هستند. هر کس در زندگی برای خود مشکلاتی دارد، اما آن دسته از مردم که شاد هستند، خود را از اندوه گذشته یا نگرانی برای غم نیامده، نجات می­دهند. ممکن  است افرادی باشند که با داشتن مشکلاتی مثل: از دست دادن یکی از نزدیکان، ورشکستگی، مشکلات خانوادگی و …. تا دو سال نتوانند بخندند، اما در این میان، کسانی هم هستند که در مدت زمانی کوتاه به این نتیجه می­رسند که باید به مشکلاتشان بخندند؛ بنابراین، افراد خودشان باید انتخاب کنند که تا چه مدت زمانی در غم و اندوه باقی بمانند؛ اما همه می­دانیم که غمگین بودن در این شرایط و فرو رفتن در غصه و ماتم، اوضاع را بسیار بدتر از آنچه که هست، می­کند.

 

راز موفقیت به همین سادگی

👨🏻 روزی مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟

👴🏼 سقراط به او گفت: فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفقیت را به تو بگویم.

🌞 صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.

👥 سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند.

👬 جوان با او به راه افتاد. به لبه‌ی رود رسیدند و به آب زدند و آن‌قدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه‌ی آن‌ها رسید.

🤷🏻‍♂️ ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.

😥 جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، اما سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد.

مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.

😥 همین که به روی آب آمد، اول کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید.

😵 هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد.

👴🏼 سقراط از او پرسید، زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟

👨🏻 گفت: هوا!

👴🏼 سقراط گفت: هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگر ندارد.

۱۹۲۰_doctors039day2018

منبع:گاج

موفقیت، پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن!(قسمت اول)

هر سال، داوطلبان زیادی در آزمون سراسری شرکت می‌کنند و از میان این جمع پر شمار، فقط گروهی خاص به خواسته و هدف خود، که ادامه تحصیل در رشته و دانشگاه مورد نظرشان است، نایل می‌شوند. در واقع، این عده به طور کامل به هدف خود رسیده و پیروز می‌شوند.
 
با توجه به اینکه در حال حاضر، عده بسیار زیادی از شما داوطلبان گرامی، مشغول مطالعه برای یک حضور موفق در آزمون سراسری سال ۹۹ هستید، در این مقاله لازم دیدیم تا از راه‌های موفقیت و پیروزی در این آزمون با شما صحبت کنیم تا با توجه به این موارد و عمل به آنها، در همین مراحل اولیه کار بتوانید موفق شده و به هدفتان برسید. برای موفقیت در این آزمون، حتماً موارد زیر را مورد توجه قرار دهید:
 
۱۹۲۰_doctors039day2018

ادامه نوشته

با عبور از گذرگاه سختی‌ها به موفقیت می‌رسیم(قسمت سوم)

یا با تلاش پرواز کن یا همچون کرم بخز !
مردی یکپیله پروانه پیدا کرد و آن را با خود به خانه برد. یک روز سوراخ کوچکی در آنپیله ظاهر گشت. مرد که این صحنه را دید، به تماشای منظره نشست. ساعت‌ها طول کشیدتا آن پروانه توانست با کوشش و تقلای فراوان، قسمتی از بدن خود را از آن سوراخ کوچک بیرون بکشد.پس از مدتی به نظر رسید که آن پروانه هیچ حرکتی نمی‌کند و دیگر نمی‌تواند خود را بیرون بکشد؛ بنابراین، مرد تصمیم گرفت که به پروانه کمک کند!
 
او یک قیچی برداشت و با دقت بسیار، کمی آن سوراخ رابزرگتر کرد. بعد از انجام این کار، پروانه به راحتی بیرون آمد؛ اما چیزهایی عجیب به نظر می‌رسید: بدن پروانه ورم کردهبود و بال‌هایش چروکیده بود. مرد همچنان منتظر ماند. او انتظار داشت که بال‌های پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند این بدن چاق را در پرواز تحمل کند؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد؛ در حقیقت، پروانه مابقی عمر خود را به خزیدن به اطراف با بال‌های چروکیده و تن ورم کرده گذراند و هرگز نتوانست پرواز کند.
 
آنچه این مرد با شتاب و مهربانی خود انجام داد، سبب بروز این اتفاق بود. سوراخ کوچکی که در پیله وجود داشت حکمت خداوند متعال بود.پروانه باید این تقلا را انجام می‌داد تا مایع موجود در بدن او وارد بال‌هایش شود تا بال‌هایش شکل لازم را برای پرواز بگیرند.
 
بعضی از مواقع، تلاش و کوشش و تحمل مقداری سختی، همان چیزی است که ما در زندگیبه آن نیاز داریم. اگر خداوند این قدرت را به ما می‌داد که بدون هیچ مانعی به اهداف خود برسیم، آن‌گاه چنین قدرتی که اکنون داریم، نداشتیم.
 
ideas1

ادامه نوشته

با عبور از گذرگاه سختی‌ها به موفقیت می‌رسیم(قسمت دوم)

توانمندی‌هایت را بشناس و به آنها ایمان داشته باش
ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ که  ﻧﻮﻩ‌ﺍﺵ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰﺭﮒ ! ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ می‌خری؟
ﺍﻭ، که ﻧﻮﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽﺩﺍﺷﺖ، ﮔﻔﺖ: ﺣﺘﻤﺎً ﻋﺰﯾﺰﻡ!
اما وقتی که حساب کرد، دید با ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی، حتی در مخارج خانه هم می‌ماند و از عهده چنین هزینه‌هایی برنمی‌آید.
وی تصمیم گرفت که  ﮐﺘﺎبی درباره راهﻫﺎﯼ  موفقیت بخواند. در یکی از بندهای کتاب نوشته بود: توانمندی‌های خودتان را روی کاغذ بنویسید.
پس شروع کرد به نوشتن توانمندی‌هایش روی کاغذ.
بار دیگر نوه‌اش به سراغش آمد و پرسید: ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰﺭﮒ ! ﺩﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ؟
ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﺑﻠﺪﻡ، ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﻢ.
ﭘﺴﺮﮎ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰﺭﮒ ! ﺑﻨﻮﯾﺲ که ﻣﺮﻍﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩای ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽکنی !
این حرف درست بود. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﻮﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﻍﻫﺎ می‌زﺩ، ﻣﺰﻩ ﻣﺮﻍﻫﺎ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﯽﺷﺪ. ﺍﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﻧﺰﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩ؛ ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺁﻧﺠﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ، ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ به او پاسخ «ﻧﻪ» داد، ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ نیز به او پاسخ «ﻧﻪ» داد. ﺍﻭ ﺑﻪ ۶۲۳ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ که ﺍﺯ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ او  ﺍستفاده کند . امروزهKFC   در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد و اگر ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻋﮑﺲ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﻧﺪﺭﺱ ﻭ ﭘﻮﺩﺭ ﻣﺮﻍ ﮐﻨﺘﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭِ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ!
 
ideas1

ادامه نوشته