Tag: روز اربعین

با زیارت زیر و رو کردی دل اندوهگین را…

با زیارت زیر و رو کردی دل اندوهگین را
خود شفاعت می‌کنی دلدادگان را، زائرین را

مشت خاکی از مزارت می‌کشد بر چشم جابر
تا ببیند رازهای عالم عین الیقین را

می‌رود از هوش گویا ظهر عاشوراست آنجا
دیده شاید حال و روز خیمه‌های آتشین را

در هیاهوی سم اسبان و تن‌ها زخم خورده
در عزایت دیده اشک حضرت روح‌الامین را

دیده سر را در میان دست‌های شمر ملعون
دست بی‌انگشت را، انگشتران بی‌نگین را

از فرات و بی‌وفایی‌ها شکایت کرده بی‌شک
دیده در میدان چهار آیینۀ ام‌البنین را

دیده شاید خطبه‌خوانِ هفت‌خوانِ کربلا را
دیده شاید در میان کوفه زین‌العابدین را

دیده شاید… می‌گشاید چشم‌هایش را صحابی
بر لبش آورد نام سید و سالار دین را

پاسخ جابر چرا از جانب مولا نیامد؟
آن‌طرف‌تر از تنت دید آن سر بالانشین را

با زیارت‌نامه‌ای راز دلش را گفت جابر
با غمت آمیخت ذکر زائران اربعین را

images

دلا خون گریه کن چون اربعین است…

بسوز ای دل که امروز اربعین است عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت سراسر درسْ بهر مسلمین است
دلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دل ها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است
دل ما در پی آن کاروان است که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است