Tag: شهادت امام رضا(ع)

آمدم ای شاه پناهم بده…

به هنگام گرفتاری توکل بر خدا عشق است
گره ها را سپردن دست یار آشنا عشق است

بیا تسلیم حق باشیم و راضی بر رضای او
که در سیر اِلیَ اللّهی توسل بر رضا عشق است

تفال زد برایم پیر راهی از کتاب عشق
در آمد ایهاالعالم علی موسی الرضا عشق است

زیارت می کنم قبر شریفش را که این آقا
برای دیدن زائر بیاید در “سه جا” عشق است

بیاید وقت میزان و صراط و نامه ی اعمال
بگیرد پیش چشم منکران دست مرا عشق است

گدایی از کسی جز حق خجالت آور است اما
اگر سلطان رضا شد تا ابد باشم گدا عشق است

برای من که بی درد و ضعیف و بی کس و کارم
رضا هم درد باشد هم به درد من دوا عشق است

گرفتارم، گرفتارم، گره روی گره دارم
سراسر حاجتم از او شوم حاجت روا عشق است

گره هایی به دست پنجره فولاد او وا شد
بگیرم امشب از دستش جواز کربلا عشق است

۸۳۶۳۲۵۶_۹۵۸

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج…

در میان حجرۀ در بسته، می‌زد دست و پا

گه، جوادش را، گهی معصومه، را می‌زد صدا

داغ او تا صبح محشر، بر دل سوزان ماست

 

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج / شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز / تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج . . .

 

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، تسلیت و تعزیت باد…

photo_2018-04-07_15-33-29-450x450

للّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضا المَرُتَضی…

آن روز زمانه یک دل شاد نداشت

غمگین تر از آن روز جهان یاد نداشت

روزی که رضا رفت دگر آهو هم

آسودگی از جفای صیاد نداشت

۱

 

من کیستم، گدای تو یا ثامن الحجج…

با نام رضا به سینه ها گل بزنید

با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید

بر دامن ما دست توسل بزنید

****************************

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج

شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز

تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

****************************

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

images

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی(ع)

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین … خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین