Tag: مدرسه

رسوای جماعت شو!

سلام

زبان شیرین فارسی پر است از ضرب‌المثل‌هایی که اگرچه رایج هستند و بیان‌شان نُقل شادی بخش هر محفل و مجلس است ، امّا گاهی با تغییراتی در آن‌ها می‌توان مقصودی را بهتر و دقیق‌تر منتقل نمود.

یکی از آن همه ضرب المثل ، همرنگ شدن با جماعت برای جلوگیری از رسوایی است. ولی واقعیّت این است که در مسیر موفّقیّت گاه باید همرنگ جماعت نشد و تن به رسوایی داد.

index

ادامه نوشته

آغاز سال تحصیلی و حفظ روحیه ترقی و تعالی

با فرا رسیدن پاییز و آمدن مهرماه و نواخته شدن زنگ مدارس و شروع کلاس‌های دانشگاه‌ها، رسماً سال تحصیلی جدید آغاز می‌شود و نسیم حرکت نوید بخش میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجوی ایرانی در مقاطع مختلف تحصیلی و دانشگاهی برای کسب دانش و فضیلت همراه با بالندگی و پویندگی وزیدن می‌گیرد.

آغاز سال تحصیلی جدید از منظر فردی  و اجتماعی، دربردارنده فرصت‌ها و تهدیدهای قابل توجهی است؛ فرصت از این لحاظ که به هر روی، شروع دوره‌ای جدید و گام نهادن در مسیر پیشرفت علمی توسط دانش‌آموزان و دانشجویان را نوید می‌دهد، و تهدید از آن جهت که اگر برای این پتانسیل باارزش که در وجود میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو جریان دارد، تدبیری اندیشیده نشود و برنامه‌ریزی دقیقی برای هدایت این استعدادهای عظیم و شگرف، که سرمایه‌های با ارزش این مردمند، صورت نگیرد، عملاً پیشرفت قابل توجهی در عرصه‌های علم و فناوری و سایر حوزه‌هایی که با دانش‌اندوزی و علم‌آموزی مرتبطند حاصل نخواهد شد.
 
aghaze sal

ادامه نوشته

پرواز تا اوج…

حتماً حسِّ خوشایندی نیست که کسی مقابل‌تان بنشیند و دائم از نشدن و نتوانستن و امکان نداشتن حرف برند. معمولاً این گونه افراد را که نگاه می‌کنی ، غم عالم به دلت می‌نشیند. چشم‌های بی حال و صورت افسرده‌ی آنان اثر و نشانی از روح حیات و زندگی ندارد.

به نگاهشان از زندگی سیر می‌شوی ، دیگر مدرسه و درس و کلاس و آزمون که جای خود دارد.قطعاً باید از این گونه افراد دوری کرد. اینان شبیه ویروس هستند. کافی است به آن‌ها مبتلا شوی تا دودمانت را به باد دهند.

برعکس کسانی که امید و نشاط از چشم‌ها و صورت و گفتارشان  نثار دل و جان انسان می‌شود. اینان را که می‌بینی ، شوق در دلت رسوخ می‌کند ، انگیزه پیدا می‌کنی، گلوله‌ای از انرژی می‌شوی که تشنه‌ی تلاش و جهش است. با این گروه باید همراه و هم‌آوا باشی زیرا بخواهی یا نخواهی پروازت می‌دهند تا اوج.

امّا نکته کلیدی و مهمی که بایستی همیشه به خاطر داشته باشی این است که مهم‌تر از بودن با گروه دوم این است که خودت نیز یکی از آنان باشی. فکر و ذهن و ایده و عقیده‌ات ، توانایی و امکان داشتن و شدن باشد. آن‌گاه همیشه در اوج خواهی ماند.

index

دعواي فيزيکي:نه! ، نزاع منصفانه:آري!

 ناگهان در گوشه‌اي از حياط‌، گروهي از بچه‌ها دايره‌وار مي­ايستند و در وسط، دو نفر چون کلافي در هم مي­پيچند و کمي بعد با حضور معاون مدرسه يا ميانجي‌گري يکي دو تن از دانش‌آموزان، از هم جدا مي‌شوند و در نهايت، نتيجۀ اين دعواي فيزيکي، مؤاخذه اولياي مدرسه، چهره‌اي ناخوشايند و حتي گاه آسيبي جسمي و از بين رفتن رفاقت‌ها و صميميت‌هاست.

اين صحنه‌اي است که شايد شما هم به عنوان يک دانش‌آموز بارها شاهدش بوده‌ايد؛ حوادثي تلخ که ناشي از يک نزاع غيرمنصفانه است؛ نزاعي که آغازگر آن، دچار خشمي غيرقابل کنترل مي‌شود و تصور مي­کند که سخن يا رفتار طرف مقابل، به منظور نابود کردن شخصيت و زندگي او بوده است و اکنون تمام راه هاي بهبود روابط بسته شده است؛ البته بيشتر ما در طول زندگي، دچار چنين احساسي مي‌شويم؛ زيرا در اکثر ارتباطات انساني، ناراحتي از برخورد طرف مقابل به طور اجتناب ناپذيري رخ مي‌دهد؛ ولي اگر با احساس ناراحتي به شکل مناسبي برخورد کنيم، نه تنها با مشکلي روبرو نخواهيم شد، بلکه روابط ما مستحکم گرديده و درکمان از يک ديگر بهبود مي­يابد.
 
چه عواملي باعث دعوا مي شود؟
زماني دعوا اتفاق مي‌افتد که افراد، اعم از دوستان، اعضاي خانواده، همکاران و …، دربارۀ تصورات، تمايلات، افکار يا ارزش‌هايشان، با يکديگر اختلاف نظر داشته باشند. اين اختلافات مي‌تواند شامل موارد پيش پا افتاده (حتي نحوۀ نگاه کردن ) يا اختلافات مهمي گردد که به قلب باورها و علايق اساسي ما ضربه وارد مي‌کند. در کل، هر اختلافي مي تواند در انسان به احساس خشم بينجامد. عده اي از افراد در چنين مواقعي به سادگي عصباني مي‌شوند و آن را ابراز مي‌کنند. به چنين افرادي اصطلاحاً «جوشي» مي‌گويند. در انتهاي ديگر اين طيف، افراد خودخور قرار دارند که ناراحتي‌ها را در خود انبار مي‌کنند و آنها را مستقيم ابراز نمي‌دارند. افراد خودخور از لحاظ روحي در تب و تاب مي‌سوزند و خشم خود را به روش‌هاي منفي نشان مي‌دهند.
هر دوي اين روش‌ها نادرست است و راه به جايي نخواهد برد؛ در حالي که اگر ما در هنگام بروز اختلاف، نزاعي منصفانه داشته باشيم، به سوي دوستي‌ها و همفکري‌هاي بيشتر قدم برخواهيم داشت.
 
index

فقط و فقط شاد و امیدوار!

امروز صبح که از خواب بیدار شدم خیلی خوشحال بودم، به آسمان نگاه کردم و گفتم امروز چه روز قشنگ و زیبایی است. از رختخوابم بلندشدم و با میل و اشتهای زیاد صبحانه خودم و راهی مدرسه شدم.

به صورت ناخودآگاه خوشحال بودم و در تمام طول مسیر تا مدرسه تبسم روی لبهام بود. توی مدرسه همه چیز خیلی دوست داشتنی و امیدوارکننده بود. سر کلاس درس از شنیدن درس معلم لذت می‌بردم و احساس می‌کنم از هر روز دیگه‌ای بهتر درس رو یاد گرفتم، مثال‌های معلم رو به سرعت و درست حل می‌کردم و شاد بودم.

images

ادامه نوشته