Tag: مهدی موعود

غیر از ظهور تو مگر مادر چه می‌خواهد…

جز رحمت چشمان تو، دنیا چه می‌خواهد
تشنه به غیر آب، از دریا چه می‌خواهد
 
حالا که موسایم شدی راهی نشانم ده
غیر از نجات، این قوم از موسی چه می‌خواهد
 
شاید بپرسی از چه دنبال دَمَت هستم
دل مرده نوعاً از دَم عیسی چه می‌خواهد؟
 
پیغام و پس پیغام یعنی یاد ما هستی
مجنون جز این پیغام، از لیلا چه می‌خواهد
images
پیراهنی بفرست شاید زنده ماندم من
جز دل خوشی، یعقوب نابینا چه می‌خواهد
 
تا کیسه ما پر شود احسان تو کافی است
مسکین به جز خیرات از آقا چه می‌خواهد
 
چیز مهمی نیست این که ما چه می‌خواهیم
باید ببینیم آن جناب از ما چه می‌خواهد
 
ای انتقام پهلوی پشت درِ خانه
غیر از ظهور تو مگر مادر چه می‌خواهد

جمعه یعنی یک غروب وعده دار…

جمعه یعنی یک غروب وعده دار

وعده ترمیم قلب یاس زار

جمعه یعنی مادر چشم انتظار

در هوای دیدن روی نگار

جمعه یعنی یه سماء دلواپسی

می شود مولا به داد ما رسی …؟

photo_2019-11-01_12-35-31

زیاد خون به دلت کرده ام حلالم کن…

زیاد خون به دلت کرده ام حلالم کن
تو خوب بوده ای و من بدم حلالم کن

چقدر قدر تو مخفی است بین ما مردم
در آسمان و زمین محترم ، حلالم کن

نه مقبلم نه کمیتم نه محتشم اما
به سوز شاعری محتشم حلالم کن

همه امید من این چشم های دریایی است
میان گریه شبی باز هم حلالم کن

تو از سلاله ی زهرای مهربان هستی
به حق فاطمه ی بی حرم حلالم کن

مرا به خیل گناهم نگیر آقا جان
تو را به چادر زهرا قسم حلالم کن

به مشک پاره ی عباس و چشم پر خونش
تو را به حق دو دست قلم حلالم کن

photo_2019-11-01_12-35-31

جمعه یعنی آه،الغوث،الامان…

جمعه یعنی زانوی غم در بغل

بر سر سجاده های العجل

جمعه یعنی اشک های انتظار

جمعه یعنی شکوه از هجران یار

جمعه یعنی آه،الغوث،الامان

در فراق مهدی صاحب زمان(عج)

images

 

ظهور تو، اجابت دعای ماست…

بیا که بی تو نه سحر را طاقتی است و نه صبح را صداقتی؛ که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح، به سلام تو از جا بر می خیزد.

بیا که بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند.

هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم نمی گذارد.

بیا که بی تو، قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد.

بی تو کدام دست مهر، سرشک غم از دیدگان یتیمان بر می گیرد؟

کجاست آغوش مهربانی که دل های زخمی را به ضیافت ابریشمی بخواند؟

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار، به سوی دریای ظهور تو شتابان اند. قامتی به استواری کوه، دلی به بی کرانگی دریا، طراوتی به لطافت سبزینه ها، سینه ای به فراخی آسمان ها و صمیمتی به گرمی خورشید می خواهد تا بشود تو را خواند و کاروان دل ها را به منزلگاه امید کشاند.

این همه را که اندکی بیش نیست، از دل شکسته ترین منتظران تاریخ دریغ مدار، که ظهور تو اجابت دعای ماست.

۱۰۵۳۱۴۶۰۶۶۱۸۸۸۵۴۷۸۰۵