Tag: مهرماه

مهر ماه؛ زمانی برای آغازی پرقدرت تر برای کنکور ۹۸(قسمت دوم)

همه ما به خوبی این مساله را می دانیم که سال کنکوری­ها از تیر ماه آغاز می‌شود. اما در این میان باز عده ای هستند که به عادت سال‌های گذشته  فکر می­کنند تا مهر نشود، سال تحصیلی شروع نخواهد شد، و به همین دلیل با جدیت شروع به مطالعه و درس خواندن نکرده یا اصلاً لای کتاب‌های درسی خود را باز نکرده‌اند و می­خواهند از مهر ماه دگمه شروع را بزنند.

این گروه از کنکوری‌ها باید بپذیرند که از سایر رقبای خود که دو یا سه ماهی زودتر شروع کرده‌اند عقب‌ترند و باید جدیت بیشتری داشته باشند؛ اما در عین حال می‌توانند مطمین باشند که هنوز دیر نشده است و می­توان با  یک برنامه دقیق و منظم به هدف رسید. برای داشتن یک برنامه منظم و اصولی، حتماً باید به موارد زیر دقت کنید و حتی یک مورد را نیز از قلم نیندازید.

images

ادامه نوشته

اول مهر… نخستین تجربه

… راستی چه زود میگذرد! انگار همین دیروز بود. وقتی که از مدرسه می آمدیم، با بغضی چمبره زده در گلو و کف دستی تاول زده از ترکه ی آلبالو، و مادر که دلسوزانه به تسلای ما ، و یا شاید به دلجویی از خودش ، با همه ی دانایی که داشت زمزمه می کرد: "بچه جون تو هنوز نمی دونی. از قدیم گفتنه اند چوب معلم گله…!"

واقعا که زندگی راستی چه زود می گذرد! انگار همین دیروز بود که مادر با تعجیل و شتابی در قدم هایش دست تو را گرفته بود و در درازای خیابانی آنسوترک  محله و خانه کشیده می شد و به دنبال خودت می کشاندت. دیر شده بود. آنقدر که در خانه دل دل کرده بودی و به دلشوره ی اولین روز مدرسه پا از پا بر نداشته بودی، دیر شده بود.

مادر با گام های کشیده اش تو را به دنبال می کشید و بال چادرش در باد بال بال می زد و کشیده می شد. رگه ای از سوز سرما در تن هوا بود. دست مادر اما گرم و مهربان. گاهی که قدم هایش را سست می کرد تا نفست راست شود و پس نشفتی ، فرصتی می شد تا نگاهت به نگاهش بیفتد. نگاهی که آمیزه ای از غرور و ترحم بود. (غرور شاید از اینکه فرزندش به بار نشسته و به سن مدرسه رسیده. ترحم اما چرا…!؟)

images

می بردت تا تو را به مدرسه بسپاردت. می رفت تا تو بمانی و او برگردد.

تجربه ی اولین جدایی ات شاید.

تو در آنسوی در و دیوار و نیمکت و تخته های ساه می ماندی و مادر تمام راه را، و این بار نه به شتاب، که انگار دل شکسته و پاره ای از جانش در جایی جا مانده برمیگشت، شاید حتی پای چشمش هم تر شده بود. نمی دانستی. ولی این را می دانستی و حتما امروز هم به یاد داری. اینک چه دلتنگ شده بودی. چه تنها مانده بودی. غربت غروبی پاییزی بر دلت نشسته بود و تو در خودت شکسته بودی… مادر رفته بود و تو انگار تازه معنای آن حس ترحم را در نگاهش می فهمیدی. راستی که چقدر قابل ترحم بودی آن روز…

روز اول مهر ماه سالی که برای اولین بار به مدرسه رفتی…

زندگی راستی چه زود میگذرد. انگار همین دیروز بود. درازای درد را می گویم که از بند انگشت شروع  می شد و تا فرق سر تیر می کشد.

درد که می گویم، نه آنقدر سخت که مثل مردن. شاید آنقدر تلخ و عذاب آور که مثل شکنجه.

معلم خط را می گویم. قلم های نی را که یادت هست؟ بارها از خودمان پرسیدیم چرا وقتی معلم خط با هر چه زور که داشت شکنندگی انگشتانمان را در بندبند نی ضرب می کرد، قلم نی نمی شکست!؟

راستی که چه قلم هایی داشتیم. چه شیشه های مرکب هایی. چه لیقه های دواتی… یادت هست؟ چه خطی می نوشتیم. "جور استاد به از مهر پدر" چه می دانستیم. شاید هم استاد خط، داشت جور مهر پدر را می کشید و ما نمی فهمیدیم.

حرف مادر را یادت هست؟ اینکه:" بچه جون تو هنوز نمی فهمی. از قدیم گفته اند چوب معلم گله" و عجیب اینکه امروز و هنوز هم نمی فهمیم. اینکه چرا و چطور یک معلم می توانست آن همه بد باشد.

ولی نه. از حق هم نباید گذشت. معلم ها همه هم آنقدر ها بد نبودند. از اجبار و اتفاقی که شاید چند نفری را هم به کلاس و لباس معلم ها کشانده بود بگذریم، به گذار ایثار و مدارا و محبت می رسیم که بسیاری از معلمان من و تو از ساکنان قانع و صبور آن بودند.

چارسوق این گذر به شمع وجود آن نازنین روشن بود، و هم آنان، قلندران بیدار شب های بلند ندانستن های من و تو بودند. پس، یادشان در تاریکخانه ی خاطر ما روشن باد.

راستی که این قافله ی عمر چه زود می گذرد! اول مهر ماه سالی که پشت نیمکت مدرسه ای در جایی از آنجا که زبان همکلاس و معلم و درس و کتابش زبان مادر بود و زبان مادری مان بود، تا امروز اول مهر ماه که ایستاده یا نشسته ای در گوشه ای از سرزمینی که پدری نیست و زبانش هرچه که هست، مادری نیست.

راستی که چقدر دلم تنگ است برای آن نیمکت چوبی رو به تخته سیاه مدرسه ام. برای همهمه ی بچه ها در حیاط مدرسه. برای نقشه ی ایرانی که آنجا در کلاس و بر دیوار آویزان بود. برای صدای گرم و روشن معلمم که به زبان مادری از سرزمین پدری می گفت …

و بالاخره که امروز، در خطی از مدارت دوم یا سوم باز به هم می رسیم. با کوله باری از خاطرات و یادها. خاطرات و یادهایی که در گذران این همه سال جای جای کمرنگ و بیرنگ شده. درست مثل رنگ جوگندمی موهای من و تو. به هم می رسیم. نگفته، انگار که گفته ایم، گذشته ها گذشته. حالا دیگر نگران سرزمین پدری مان هستیم و زبان مادری بچه هایمان.

قافله ی عمر می گذرد. و چه تند و با شتاب. من و تو نیز با این قافله همراهیم و می رویم. خاطرات و یادهایمان پاک و کمرنگ می شود. رشته های نقره ای و سفیدی که به نقد جوانی خریده ایم، زینت موهایمان و نگاه هایمان نگران آینده است. ما- من و تو- ما همدرس و مدرسه ای های قدیم. همکلاسی های آن روز ها …

 

مهر ماه؛ زمانی برای آغازی پرقدرت تر برای کنکور ۹۸(قسمت اول)

همه ما به خوبی این مساله را می دانیم که سال کنکوری­ها از تیر ماه آغاز می‌شود. اما در این میان باز عده ای هستند که به عادت سال‌های گذشته  فکر می­کنند تا مهر نشود، سال تحصیلی شروع نخواهد شد، و به همین دلیل با جدیت شروع به مطالعه و درس خواندن نکرده یا اصلاً لای کتاب‌های درسی خود را باز نکرده‌اند و می­خواهند از مهر ماه دگمه شروع را بزنند.

این گروه از کنکوری‌ها باید بپذیرند که از سایر رقبای خود که دو یا سه ماهی زودتر شروع کرده‌اند عقب‌ترند و باید جدیت بیشتری داشته باشند؛ اما در عین حال می‌توانند مطمین باشند که هنوز دیر نشده است و می­توان با  یک برنامه دقیق و منظم به هدف رسید. برای داشتن یک برنامه منظم و اصولی، حتماً باید به موارد زیر دقت کنید و حتی یک مورد را نیز از قلم نیندازید.

images

ادامه نوشته

مهرماه؛ آغازی برای موفقیت(بخش اول)

مهر یعنی بوی کتاب و دفترهای نو، مهر یعنی شلوغی خیابان­های پاییزی، مهر یعنی برنامۀ صبحگاهی و صف‌های مرتبی که تو را به کلاس می­خواند، مهر یعنی دوستی­ها و صمیمیت‌های صادقانه، و مهر یعنی نظم و انضباط و برنامه‌ریزی، و مهم‌تر از همه، داشتن هدفی مشخص برای رسیدن به موفقیت. نکته‌های زیر که در این بخش و بخش بعدی خدمت شما عزیزان ارایه می شود، مواردی برای موفقیت هر چه بیشتر شما عزیزان دانش‌آموز، بویژه کنکوری‌هایی است که امسال باید با برنامۀ دقیق­تر و اصولی‌تری به پیش بروند.   
 
برنامه‌ریزی، مهم­ترین اصل برای موفقیت
برنامه‌ریزی، اصلی‌ترین مبحثی است که به هیچ وجه نباید از آن غافل شد و باید از نخستین روزهای مدرسه آن را سرلوحه کارها قرار داد. در واقع آینده از آن کسانی است که با برنامه‌ریزی درست و هدفمند در دوران دبیرستان و بخصوص در سال کنکور (سال چهارم) از حداکثرهایشان استفاده می‌کنند؛ پس حتماً  یک دفتر برای برنامه‌ریزی تهیه کنید و آن را پر نمایید؛ زیرا شما را منظم‌تر می­کند و باعث ایجاد تعادل در برنامه‌هایتان می­شود.
 
در این برنامه‌ریزی باید حتماً درس هر روز را بگنجانید. اگر شما درس هر روز را همان روز بخوانید، یک ساعت وقتتان را می­گیرد، و اگر آن را به دو روز بعد موکول کنید، دو برابر و اگر به هفتۀ بعد موکول کنید انگار یادگیری انجام نشده است؛ پس سعی کنید که حتی‌الامکان درس هر روز را در همان روز بخوانید. ضمناً ساعت مطالعه‌تان را نیز به حد ایده‌آل برسانید. کنکوری‌ها حداقل هفته‌ای ۵۰ ساعت و گروه پایه ۳۰ تا ۴۵ ساعت باید مطالعه داشته باشند. سعی کنید که تنوع در خواندن داشته باشید؛ به این صورت که روزانه حداقل دو درس تخصصی و یک درس عمومی بخوانید و بتدریج ساعت مطالعه‌تان را بالا ببرید.
 
powerful-reasons-to-start-online-business-300x300

ادامه نوشته

مهر ماه؛ زمانی برای آغازی پرقدرت تر برای کنکور(قسمت دوم)

همه ما به خوبی این مساله را می دانیم که سال کنکوری­ها از تیر ماه آغاز می‌شود. اما در این میان باز عده ای هستند که به عادت سال‌های گذشته  فکر می­کنند تا مهر نشود، سال تحصیلی شروع نخواهد شد، و به همین دلیل با جدیت شروع به مطالعه و درس خواندن نکرده یا اصلاً لای کتاب‌های درسی خود را باز نکرده‌اند و می­خواهند از مهر ماه دگمه شروع را بزنند.

این گروه از کنکوری‌ها باید بپذیرند که از سایر رقبای خود که دو یا سه ماهی زودتر شروع کرده‌اند عقب‌ترند و باید جدیت بیشتری داشته باشند؛ اما در عین حال می‌توانند مطمین باشند که هنوز دیر نشده است و می­توان با  یک برنامه دقیق و منظم به هدف رسید. برای داشتن یک برنامه منظم و اصولی، حتماً باید به موارد زیر دقت کنید و حتی یک مورد را نیز از قلم نیندازید.

index

ادامه نوشته